چرا نابودی توان نظامی حماس ضرورت دارد؟
هیچ دموکراسیای نمیتواند تروریسم مسلح را در مرزهای خود تحمل کند
نویسنده: علیرضا مسعودیان خوزانی
پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی و دینی
مقدمه: نابودی توان نظامی حماس به چه معناست؟
بحث درباره نابودی توان نظامی حماس نباید با نابودی مردم غزه یا انکار حقوق فلسطینیان یکسان تلقی شود. مردم فلسطین یک جامعه انسانی با حقوق سیاسی و مدنیاند؛ اما حماس یک سازمان اسلامگرای مسلح با ساختار فرماندهی، شبکه تسلیحاتی، نیروهای رزمی و سابقه گروگانگیری است.
هدف مشروع و قابلدفاع، نابودی افراد به دلیل هویت یا باورشان نیست. منظور از نابودی توان نظامی حماس، خلع سلاح پایدار، انحلال ساختار فرماندهی نظامی، توقف موشکپرانی، پایاندادن به گروگانگیری و جلوگیری از بازسازی زیرساخت جنگی این سازمان است.
هیچ دولت دموکراتیکی نمیپذیرد سازمانی مسلح و متعهد به حمله به شهروندانش، در مجاورت مرزهای آن کشور به فعالیت ادامه دهد. درخواست از اسرائیل برای تحمل چنین وضعیتی، در حالی که کشورهای غربی تهدید مشابهی را برای خود تحمل نمیکنند، نوعی استاندارد دوگانه امنیتی است.
تز اصلی مقاله روشن است:
خلع سلاح حماس نه مجوز جنگ نامحدود است و نه انکار حقوق مردم فلسطین؛ بلکه شرط ضروری امنیت اسرائیل، آزادی مردم غزه از سلطه یک سازمان مسلح و انتقال قدرت به مدیریتی غیرنظامی و پاسخگو است.
چرا نابودی توان نظامی حماس برای امنیت اسرائیل ضروری است؟
تأمین امنیت مرزی یکی از ابتداییترین وظایف هر دولت است. شهروندان از حکومت انتظار دارند مانع نفوذ نیروهای مسلح، حملات راکتی، گروگانگیری و کشتار در مناطق مسکونی شود.
حمله هفتم اکتبر نشان داد که راهبرد مهار حماس، بدون از میان بردن ظرفیت عملیاتی آن، نتوانسته است امنیت پایدار ایجاد کند. برای بررسی تحلیلی شکست این سیاست، مقاله وقتی بازدارندگی جای خود را به مماشات داد؛ درس هفتم اکتبر برای غرب را در پارس بریفینگ بخوانید.
آن مقاله توضیح میدهد که سیاست رسمی اسرائیل پس از هفتم اکتبر از «مهار و بازدارندگی» به سوی حذف ظرفیت نظامی و حکومتی حماس تغییر کرد. این تغییر بر این فرض استوار است که تهدیدی سازمانیافته را نمیتوان فقط با دیوار مرزی، سامانه هشدار یا مجازاتهای محدود کنترل کرد. (parsbriefings.com)
دیوار، دوربین و گشت مرزی زمانی بازدارندهاند که سازمان مهاجم توان برنامهریزی، تسلیح و اجرای حمله گسترده را از دست داده باشد.
آتشبس بدون خلع سلاح، صلح پایدار ایجاد نمیکند
آتشبس برای آزادی گروگانها، امدادرسانی، کاهش تلفات غیرنظامیان و آغاز مذاکرات سیاسی ضروری است؛ اما بهتنهایی جایگزین نظم امنیتی پایدار نمیشود.
اگر حماس پس از هر آتشبس بتواند نیروهایش را بازسازماندهی کند، تونلها را ترمیم کند، موشک تولید کند و برای حمله بعدی برنامهریزی کند، آتشبس صرفاً به فاصلهای میان دو دور جنگ تبدیل خواهد شد.
تجربه هفتم اکتبر نشان داد که سیاست «خرید آرامش» یا مدیریت موقت بحران، در برابر سازمانی که ساختار نظامی خود را حفظ کرده، ممکن است به تقویت توان عملیاتی آن منجر شود.
ازاینرو، نابودی توان نظامی حماس باید شامل این موارد باشد:
- انحلال ساختار فرماندهی نظامی؛
- جمعآوری و امحای موشکها و تسلیحات سنگین؛
- توقف تولید و قاچاق سلاح؛
- از کار انداختن تونلهای رزمی؛
- و جلوگیری از تشکیل دوباره یک ارتش موازی در غزه.
استاندارد دوگانه غرب درباره امنیت مرزی اسرائیل
هیچ کشور اروپایی یا آمریکای شمالی حضور یک سازمان مسلح مستقل را در مرزهای خود تحمل نمیکند. هیچ دموکراسیای نمیپذیرد گروهی خارج از ساختار قانونی دولت:
- نیروی رزمی آموزش دهد؛
- موشک و مواد منفجره ذخیره کند؛
- شهروندان را به گروگان بگیرد؛
- و آشکارا برای حمله به آن کشور برنامهریزی کند.
بااینحال، گاه از اسرائیل انتظار میرود با وضعیتی کنار بیاید که هیچ دولت غربی آن را برای خود مشروع نمیداند.
برای شناخت گستردهتر دکترین امنیتی اسرائیل و نقش اطلاعات، بازدارندگی و عملیات پیشدستانه، مقاله یوسی کوهن؛ استراتژیست سایه و بازیگر کلیدی امنیت ملی اسرائیل را مطالعه کنید. این مقاله به جایگاه موساد و عملیات اطلاعاتی در راهبرد امنیت ملی اسرائیل میپردازد. (parsbriefings.com)
این استدلال البته به معنای تأیید همه تصمیمهای نظامی یا سیاسی دولت اسرائیل نیست. حق دفاع مشروع نامحدود نیست و باید با اصول حقوق بینالمللی بشردوستانه، از جمله تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان، تناسب و ضرورت نظامی سازگار باشد.
بنابراین، دو اصل باید همزمان پذیرفته شوند:
اسرائیل حق دارد تهدید نظامی در مرزهای خود را برطرف کند و مردم غزه نیز حق دارند از حفاظت انسانی و مصونیت در برابر مجازات جمعی برخوردار باشند.
تفاوت مردم فلسطین با ساختار نظامی حماس
یکی از خطاهای مهم سیاسی و اخلاقی، یکسانگرفتن مردم غزه با حماس است.
جمعیت غزه یک جامعه یکپارچه سیاسی یا ایدئولوژیک نیست. کودکان، بیماران، سالمندان و شهروندان عادی را نمیتوان مسئول تصمیمات فرماندهان یک سازمان مسلح دانست.
همانطور که نمیتوان رفتار یک دولت را به تمام شهروندان آن کشور نسبت داد، نمیتوان عملکرد حماس را نیز به همه فلسطینیان نسبت داد.
تفکیک مردم فلسطین از حماس از دو منظر اهمیت دارد:
مسئولیت فردی، نه مجازات جمعی
مسئولیت حملات مسلحانه و گروگانگیری بر عهده عاملان، فرماندهان و تصمیمگیرندگان آن است. هیچ جمعیت غیرنظامی نباید به دلیل اقدامات یک سازمان مسلح بهصورت جمعی مجازات شود.
امکان شکلگیری جایگزین سیاسی
اگر مردم غزه با حماس یکسان معرفی شوند، امکان تقویت جریانهای مدنی، تکنوکراتها، فعالان اجتماعی و مدیران غیرنظامی از میان میرود.
نابودی توان نظامی حماس باید با ایجاد فضایی همراه باشد که فلسطینیان بتوانند بدون سلطه اسلحه، درباره حکومت و آینده خود تصمیم بگیرند.
حماس چگونه مانع مدیریت مدنی غزه شده است؟
مدیریت مدنی زمانی شکل میگیرد که اداره شهرها، پلیس، بودجه عمومی، دستگاه قضایی و خدمات اجتماعی زیر نظارت نهادهای قانونی و پاسخگو قرار داشته باشند.
اما هنگامی که یک سازمان نظامی بر منابع، اطلاعات و امنیت مسلط باشد، نهادهای مدنی استقلال واقعی نخواهند داشت.
حماس صرفاً یک حزب سیاسی نیست. این سازمان دارای بازوی نظامی، شبکه امنیتی، ساختار فرماندهی و ایدئولوژی اسلامگرایانه است. برای مطالعه بیشتر درباره نسبت اسلام سیاسی، نیروهای نیابتی و تهدیدهای منطقهای، مقاله نتانیاهو و خطر جمهوری اسلامی؛ هشداری که غرب سالها نشنید را بخوانید. (parsbriefings.com)
حکمرانی مدنی به رسانه مستقل، آزادی تشکل، رقابت سیاسی و انتقال مسالمتآمیز قدرت نیاز دارد. سازمان مسلحی که مشروعیت خود را از ایدئولوژی و توان اعمال زور میگیرد، نمیتواند بستر پایداری برای چنین جامعهای فراهم کند.
ازاینرو، بازسازی غزه بدون تعیین تکلیف ساختار نظامی حماس، تنها به بازسازی ساختمانها منجر خواهد شد، نه بازسازی نظم سیاسی.
استفاده نظامی از مناطق مسکونی و مسئولیت حفاظت از غیرنظامیان
جنگ شهری به دلیل تراکم جمعیت و نزدیکی زیرساختهای نظامی و غیرنظامی، یکی از پیچیدهترین انواع منازعه مسلحانه است.
قرار دادن تجهیزات، نیروها یا تونلهای رزمی در مناطق پرجمعیت میتواند جان غیرنظامیان را به خطر اندازد. استفاده از حضور غیرنظامیان برای حفاظت از اهداف نظامی از نظر حقوق جنگ ممنوع است.
اما این نکته نیز اهمیت دارد که تخلف یک طرف، طرف دیگر را از رعایت حقوق بینالمللی معاف نمیکند.
حتی اگر حماس زیرساخت نظامی خود را در محیط شهری مستقر کرده باشد، اسرائیل همچنان موظف است:
- میان اهداف نظامی و غیرنظامیان تفکیک کند؛
- اقدامات احتیاطی ممکن را انجام دهد؛
- و از حملاتی که آسیب غیرمتناسب ایجاد میکنند خودداری کند.
نادیدهگرفتن تلفات غیرنظامیان نهتنها از نظر اخلاقی و حقوقی مشکلساز است، بلکه میتواند به بازتولید خشم، افراطگرایی و جذب نیرو برای سازمانهای مسلح کمک کند.
در نتیجه، خلع سلاح حماس و حفاظت از مردم غزه دو هدف متعارض نیستند؛ بلکه باید اجزای یک راهبرد واحد باشند.
گروگانگیری و مسئولیت حماس در تداوم جنگ
گروگانگیری یکی از مهمترین عوامل تداوم بحران بوده است. نگهداری گروگانها تنها یک اقدام نظامی نیست؛ بلکه ابزاری برای فشار روانی، چانهزنی سیاسی و فرسایش جامعه اسرائیل است.
تا زمانی که گروگانها در اختیار حماس یا گروههای همسو قرار داشته باشند، فضای سیاسی برای پایان جنگ محدود باقی میماند.
آزادی فوری و بدون قیدوشرط گروگانها باید بخشی از هر توافق آتشبس یا نظم سیاسی آینده باشد.
موضع اتحادیه اروپا نیز بر آزادی گروگانها، خلع سلاح حماس و حرکت به سوی یک راهحل سیاسی تأکید داشته است. اتحادیه اروپا در اکتبر ۲۰۲۵ از حماس خواست همه گروگانها را آزاد کند و سلاحهای خود را کنار بگذارد. (Europeiska rådet)
این مسئولیت حماس، مسئولیت اسرائیل برای حفاظت از غیرنظامیان و پاسخگویی درباره شیوه عملیات نظامی را از میان نمیبرد. هر دو طرف باید بر اساس رفتار و تصمیمهای خود ارزیابی شوند.
موضع رسمی اتحادیه اروپا درباره خلع سلاح حماس
درخواست خلع سلاح حماس تنها موضع دولت اسرائیل نیست. شورای اروپا در مواضع رسمی خود خواهان خلع سلاح دائمی حماس و سایر گروههای مسلح غیردولتی شده است.
شورای اروپا در ۱۹ مارس ۲۰۲۶ اعلام کرد که حماس و دیگر گروههای مسلح غیردولتی باید بهصورت دائمی خلع سلاح شوند. این موضع در کنار خروج نیروهای اسرائیلی از غزه و استقرار یک نیروی موقت تثبیتکننده بینالمللی مطرح شده است. (Europeiska rådet)
در مواضع بعدی اتحادیه اروپا نیز بر چند اصل تأکید شده است:
- خلع سلاح پایدار حماس و سایر گروههای مسلح؛
- خروج نیروهای اسرائیلی از غزه در قالب یک توافق سیاسی؛
- استقرار نیروی بینالمللی تثبیتکننده؛
- تقویت تشکیلات خودگردان فلسطین برای بازگشت به اداره غزه؛
- و مخالفت با کنترل دائمی بخش بزرگی از غزه بهوسیله اسرائیل. (Europeiska rådet)
این موضع نشان میدهد که خلع سلاح حماس میتواند با مخالفت با اشغال دائمی و حمایت از مدیریت فلسطینی همراه باشد.
بنابراین، انتخاب سیاسی میان «حماس مسلح» و «کنترل دائمی اسرائیل» محدود نیست. گزینه سومی نیز وجود دارد: غزهای تحت مدیریت فلسطینی غیرنظامی، با تضمینهای امنیتی منطقهای و بینالمللی.
نابودی توان نظامی حماس دقیقاً شامل چه اقداماتی است؟
عبارت «نابودی حماس» ممکن است مبهم باشد. تعریف روشنتر و قابلدفاع، نابودی ظرفیت نظامی و پایاندادن به حکومت مسلحانه حماس است.
انحلال شاخه نظامی
یگانهای رزمی، شبکه فرماندهی و ساختار عملیات نظامی باید منحل شوند و امکان سازماندهی دوباره نداشته باشند.
جمعآوری تسلیحات
موشکها، مواد منفجره، سلاحهای سنگین و کارگاههای تولید سلاح باید زیر نظارت یک سازوکار معتبر جمعآوری یا نابود شوند.
جلوگیری از قاچاق سلاح
مرزها باید با همکاری مصر، مدیریت فلسطینی و نهادهای بینالمللی کنترل شوند؛ اما این کنترل نباید به محاصره دائمی کالاهای غیرنظامی و زندگی روزمره مردم منجر شود.
پایان شبکه تونلهای رزمی
تونلهایی که برای انتقال سلاح، نفوذ نظامی یا نگهداری گروگانها استفاده میشوند باید از چرخه عملیاتی خارج شوند.
بازپروری و ادغام نیروها
افرادی که در حملات علیه غیرنظامیان یا جنایتهای جنگی مشارکت نداشتهاند، میتوانند در قالب برنامههای خلع سلاح، بازپروری و ادغام اجتماعی به زندگی غیرنظامی بازگردند.
هدف، پایاندادن به سازمان نظامی موازی است؛ نه ایجاد چرخه دائمی انتقام.
چه مدیریتی باید جایگزین حماس شود؟
خلع سلاح بدون ارائه جایگزین سیاسی، راهبردی ناقص خواهد بود.
غزه نیازمند مدیریتی است که هم از مشروعیت فلسطینی برخوردار باشد و هم بتواند امنیت، خدمات عمومی و بازسازی را مدیریت کند.
مدیریت جایگزین باید:
- غیرنظامی و غیرتروریستی باشد؛
- به انحصار قانونی سلاح پایبند باشد؛
- کمکهای بینالمللی را شفاف مدیریت کند؛
- در برابر مردم فلسطین پاسخگو باشد؛
- حقوق مخالفان و اقلیتها را تضمین کند؛
- و اجازه ندهد خاک غزه برای حمله به اسرائیل استفاده شود.
اتحادیه اروپا از تقویت تشکیلات خودگردان فلسطین حمایت کرده تا بتواند کنترل مؤثر غزه را در اختیار بگیرد، هرچند تحقق این هدف به اصلاحات نهادی، مشروعیت سیاسی و حمایت منطقهای نیاز دارد. (Europeiska rådet)
یک دوره انتقالی میتواند با مشارکت تکنوکراتهای فلسطینی، کشورهای عربی، اتحادیه اروپا و یک نیروی تثبیتکننده بینالمللی اداره شود.
اما این مرحله نباید به قیمومت دائمی خارجی یا کنترل نامحدود اسرائیل تبدیل شود.
چرا راهحل صرفاً نظامی کافی نیست؟
عملیات نظامی میتواند توان موشکی، تونلها و فرماندهان حماس را هدف قرار دهد، اما ایدئولوژی و زمینههای اجتماعی جذب نیرو صرفاً با نیروی نظامی از میان نمیروند.
فقر، ناامیدی، ضعف حکمرانی و نبود چشمانداز سیاسی میتوانند به بازتولید گروههای افراطی کمک کنند.
یک راهبرد پایدار باید چهار سطح را همزمان پوشش دهد:
سطح امنیتی
خلع سلاح حماس و جلوگیری از بازسازی ظرفیت نظامی.
سطح سیاسی
تأسیس یک مدیریت فلسطینی مدنی، مشروع و پاسخگو.
سطح اقتصادی
بازسازی خانهها، بیمارستانها، مدارس، زیرساختها و بازار کار.
سطح دیپلماتیک
ایجاد سازوکاری که هم امنیت اسرائیل و هم حقوق ملی و مدنی فلسطینیان را تضمین کند.
برای مطالعه درباره اهمیت استقلال راهبردی و خودکفایی امنیتی اسرائیل، مقاله نتانیاهو اسب خود را از درشکه ترامپ جدا کند؛ راهبرد استقلال نظامی اسرائیل را بخوانید. این مقاله حماس را سازمانی مسلح و اسلامگرا معرفی میکند که مناقشه فلسطین را برای تثبیت قدرت ایدئولوژیک خود به کار میگیرد. (parsbriefings.com)
نتیجهگیری: امنیت اسرائیل و آزادی غزه به یکدیگر وابستهاند
هیچ دموکراسیای موظف نیست حضور یک سازمان مسلح، گروگانگیر و متعهد به حمله به شهروندانش را در مرزهای خود تحمل کند.
ازاینرو، نابودی توان نظامی حماس یا بهبیان دقیقتر، خلع سلاح پایدار و انحلال ساختار نظامی این سازمان، ضرورتی امنیتی است.
اما این ضرورت نباید به مجوزی برای جنگ نامحدود، مجازات جمعی، آوارگی دائمی یا نادیدهگرفتن حقوق مردم فلسطین تبدیل شود.
آینده غزه باید بر چند اصل استوار باشد:
- آزادی همه گروگانها؛
- خلع سلاح حماس و سایر گروههای مسلح؛
- پایاندادن به سلطه نظامی حماس؛
- حفاظت از غیرنظامیان فلسطینی؛
- جلوگیری از اشغال یا کنترل دائمی غزه؛
- و انتقال قدرت به مدیریتی فلسطینی، مدنی و پاسخگو.
امنیت اسرائیل و آزادی مردم غزه دو هدف رقیب نیستند. اسرائیل بدون خلع سلاح حماس به امنیت پایدار نمیرسد و مردم غزه نیز زیر سلطه یک سازمان مسلح و در چرخه جنگ دائمی، به آزادی و توسعه دست نخواهند یافت.
نکته کلیدی این است: غزه بدون توان نظامی حماس باید به غزهای با حکومت مدنی و آینده سیاسی تبدیل شود، نه به سرزمینی ویران، بیدولت یا تحت کنترل دائمی نظامی.
پرسشهای متداول درباره نابودی توان نظامی حماس
چرا نابودی توان نظامی حماس ضروری است؟
زیرا حماس دارای ساختار رزمی، موشکی و امنیتی مستقلی است که امنیت اسرائیل و امکان تشکیل مدیریت مدنی در غزه را تهدید میکند.
آیا خلع سلاح حماس به معنای مخالفت با فلسطینیان است؟
خیر. مردم فلسطین و حماس یکسان نیستند. خلع سلاح یک سازمان مسلح میتواند به ایجاد فضای سیاسی برای مدیریت مدنی فلسطینی کمک کند.
آیا اسرائیل حق دفاع از مرزهای خود را دارد؟
بله؛ اما دفاع مشروع باید با اصول حقوق بینالمللی، تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان و اقدامات احتیاطی برای کاهش تلفات همراه باشد.
آیا اتحادیه اروپا خواهان خلع سلاح حماس است؟
بله. شورای اروپا رسماً خواهان خلع سلاح دائمی حماس و دیگر گروههای مسلح غیردولتی شده است. (Europeiska rådet)
چه نهادی باید جایگزین حماس شود؟
یک مدیریت فلسطینی غیرنظامی، اصلاحشده و پاسخگو که با حمایت کشورهای عربی و نهادهای بینالمللی بتواند امنیت و بازسازی غزه را مدیریت کند.
آیا عملیات نظامی بهتنهایی کافی است؟
خیر. خلع سلاح باید با مدیریت مدنی، بازسازی اقتصادی، اصلاح نهادی و یک راهحل سیاسی پایدار همراه شود.



