تاریخ ادیان و مذاهب؛ پاره هشتم 8
از اسطوره و چندخدایی تا عرفان؛ نقد دین، صنعت مذهب و پرسش از منشأ اسلام
نویسنده: ساموئل (پیمان) سلاحی
بر پایه برنامه «تاریخ ادیان و مذاهب» با کارشناسی فرشید آریان
لینک برنامه در یوتیوب
نسخه کامل پاره هشتم برنامه «تاریخ ادیان و مذاهب» را میتوانید از لینک زیر ببینید و بشنوید:
مشاهده و شنیدن برنامه پاره هشتم تاریخ ادیان و مذاهب در یوتیوب
اگر این برنامه برای شما مفید بود، ویدئو را لایک کنید، برای دوستان علاقهمند به تاریخ ادیان، نقد دین، عرفان، اسطورهشناسی و ایران فرهنگی بفرستید و برای دنبال کردن پارههای بعدی، کانال را سابسکرایب کنید.
تاریخ ادیان و مذاهب؛ چرا پاره هشتم مهم است؟
پاره هشتم مجموعه «تاریخ ادیان و مذاهب» وارد یکی از حساسترین و بحثبرانگیزترین بخشهای تاریخ اندیشه دینی میشود: گذار از ادیان طبیعی، توتم و تابو، شمنیسم و چندخدایی به ادیان یکتاپرست، عرفان، صنعت مذهب و پرسشهای انتقادی درباره منشأ اسلام.
در این برنامه، بحث از دو مسیر موازی دنبال میشود. مسیر نخست، بررسی تاریخی و روانشناختی پیدایش دین است؛ اینکه انسان چگونه از ترس طبیعت، مرگ، تنهایی، بیماری، تاریکی و ناشناختهها به ساختن اسطوره، تابو، خدایان، آیینها و مناسک رسید. مسیر دوم، نقد نهاد دین و طبقه روحانی است؛ اینکه چگونه تجربه معنوی انسان در طول تاریخ، بارها به صنعت مذهب، شریعت، ترس، کنترل اجتماعی و قدرت سیاسی تبدیل شد.
در آغاز برنامه نیز به نظریهای بازنگرانه درباره منشأ اسلام و مسئله مکه اشاره میشود؛ نظریهای که با نام دان گیبسون و مستند «شهر مقدس» شناخته میشود و مدعی است برخی شواهد جغرافیایی و قبلهشناختی، پرسشهایی درباره روایت رسمی منشأ اسلام ایجاد میکنند. این دیدگاه در فضای پژوهشی محل بحث و نقد است و باید با دقت، احتیاط و تفکیک میان فرضیه، سند و نتیجه قطعی بررسی شود.
تاریخ ادیان و مذاهب؛ از ترس تا جهانبینی دینی
برای فهم تاریخ ادیان و مذاهب، باید به نقطهای بازگردیم که انسان هنوز ابزار علمی برای توضیح جهان نداشت. او با طبیعت روبهرو بود، اما قوانین طبیعت را نمیشناخت. طوفان را میدید، اما هواشناسی نمیدانست. بیماری را تجربه میکرد، اما پزشکی نداشت. مرگ را میدید، اما پاسخی قطعی برای آن نداشت.
در چنین وضعیتی، تخیل جای دانش را گرفت. انسان برای پدیدهها علت میساخت. اگر دریا طوفانی میشد، خدایی خشم کرده بود. اگر بیماری میآمد، نیرویی پنهان بدن انسان را هدف گرفته بود. اگر باران نمیبارید، آسمان یا خدای باران از انسان روی گردانده بود.
از همینجا، جهانبینی دینی شکل گرفت. دین، در آغاز، پاسخ انسان به ناشناختهها بود؛ پاسخی که نه بر علم تجربی، بلکه بر تخیل، اسطوره، ترس، امید و نیاز روانی تکیه داشت.
این نکته برای فهم ادیان متأخر بسیار مهم است، زیرا بسیاری از روایتهای دینی بعدی، از جمله روایتهای ادیان یکتاپرست، همچنان ردپای همین تخیل علتساز را در خود حفظ کردهاند.
تاریخ ادیان و مذاهب؛ توتم و تابو بهعنوان بنیاد پنهان دین
یکی از محورهای تکرارشونده در این مجموعه، اهمیت توتم و تابو در شکلگیری همه ادیان است. توتم، نشانهای مقدس بود؛ حیوان، گیاه، سنگ، کوه، درخت یا نیرویی طبیعی که قبیله خود را با آن تعریف میکرد. تابو نیز ممنوعیت مقدس بود؛ مرزی که شکستن آن، نظم جمعی را تهدید میکرد.
در پاره هشتم، دوباره بر این نکته تأکید میشود که حتی ادیان متأخر، از جمله ادیان یکتاپرست، هنوز در لایههای زیرین خود توتم و تابو را حفظ کردهاند. نمادهای دینی، نشانههای مقدس، حرام و حلال، قربانی، مناسک تطهیر، آیینهای سوگواری، نشانههای عبادی و مرزهای رفتاری، همگی ادامه همان منطق کهناند.
صلیب در مسیحیت، ستاره و هلال در سنتهای اسلامی، کعبه، سنگ مقدس، شمایلها، پرچمها، تندیسها، نمادهای قربانی و مناسک جمعی، همه را میتوان در امتداد همین منطق نمادین دید.
به همین دلیل، تاریخ ادیان و مذاهب را نمیتوان فقط با مطالعه کتابهای مقدس فهمید. باید به لایههای کهنتر ذهن انسان، قبیله، ترس، ممنوعیت و نماد بازگشت.
تاریخ ادیان و مذاهب؛ از چندخدایی تا یکتاپرستی
در پاره هشتم، پرسشی بنیادین مطرح میشود: اگر انسان صدها هزار سال روی زمین زندگی کرده، چرا ادیان یکتاپرست فقط در چند هزار سال اخیر ظاهر شدهاند؟
پیش از ادیان یکتاپرست، انسان هزاران سال با ادیان طبیعی، روحپرستی، نیاکانپرستی، شمنیسم، توتمباوری، تابو و چندخدایی زندگی کرده بود. چندخدایی فقط پرستش چند خدا نبود؛ نقشه ذهنی انسان برای توضیح نیروهای متنوع جهان بود.
آتش، آب، باد، جنگ، مرگ، عشق، باروری، بیماری، دریا، خورشید و ماه هرکدام خدایی داشتند. انسان برای هر حوزه از تجربه خود، چهرهای مقدس ساخت. بعدها، در ادیان یکتاپرست، بسیاری از همین ویژگیها در یک خدای مرکزی جمع شد.
بنابراین، وقتی از «خدا» سخن میگوییم، باید بپرسیم: کدام خدا؟ خدای ایرانی، خدای بابلی، خدای هندی، خدای یونانی، خدای یهودی، خدای مسیحی، خدای اسلامی یا خدای فلسفی؟ همه اینها یکسان نیستند. هرکدام تاریخ، شخصیت، زبان، جغرافیا و اخلاق خاص خود را دارند.
پرسش از منشأ اسلام؛ مکه، بکه و نظریه شهر مقدس
یکی از بخشهای حساس پاره هشتم، اشاره به نظریهای است که درباره منشأ اسلام و جایگاه مکه مطرح شده است. بر اساس روایت رایج اسلامی، مکه مرکز آغاز اسلام، محل تولد پیامبر اسلام، خانه کعبه و قبله مسلمانان است. اما برخی پژوهشگران بازنگر، از جمله دان گیبسون، مدعی شدهاند که برخی شواهد جغرافیایی، قبلهشناختی و باستانشناختی، پرسشهایی درباره روایت رسمی ایجاد میکند.
در این نظریه گفته میشود که در قرآن، نام «مکه» در سوره فتح، آیه ۲۴ آمده و اصطلاح «بکه» نیز در سوره آلعمران، آیه ۹۶ ذکر شده است. در سنت تفسیری اسلامی، بکه با مکه پیوند داده میشود، اما برخی پژوهشگران بازنگر درباره نسبت این نامها و جغرافیای آغاز اسلام پرسشهایی مطرح کردهاند.
نکته مهم این است که این بحث باید با احتیاط علمی مطرح شود. نظریه دان گیبسون درباره پترا و قبله برخی مساجد اولیه، نظریهای بحثبرانگیز است و از سوی پژوهشگرانی مانند دیوید کینگ نقد شده است. بنابراین، این نظریه را نباید حقیقت قطعی دانست؛ بلکه باید آن را بهعنوان یک فرضیه مناقشهبرانگیز در مطالعات بازنگرانه اسلام بررسی کرد.
برای بررسی دقیقتر، باید سه سطح را جدا کرد:
۱. روایت سنتی اسلامی درباره مکه
۲. پرسشهای بازنگرانه درباره جغرافیای آغاز اسلام
۳. نقدهای دانشگاهی بر نظریههای بازنگرانه مانند نظریه پترا
این موضوع، به جای آنکه با تعصب دینی یا ضد دینی بررسی شود، باید با روش تاریخی، باستانشناسی، نقد متون، جغرافیای تاریخی و تحلیل منابع اولیه مطالعه گردد.
تاریخ ادیان و مذاهب؛ صنعت مذهب از جادوگر قبیله تا طبقه روحانی
در پاره هشتم، نقد طبقه روحانی یکی از محورهای اصلی است. از نگاه این بحث، مذهب در طول تاریخ فقط پناهگاه روانی انسان نبوده؛ بلکه به یک صنعت نیز تبدیل شده است.
از جادوگر قبیله تا کاهن، از موبد تا کشیش، از برهمن تا آخوند، همیشه گروههایی وجود داشتهاند که خود را واسطه میان انسان و جهان مقدس معرفی کردهاند. آنها میگفتند تنها از راه ما میتوان با ارواح، خدایان، نیاکان، خدا یا رستگاری ارتباط گرفت.
این واسطهگری، به مرور به قدرت اجتماعی تبدیل شد. طبقه روحانی مناسک ساخت، تابو تولید کرد، شریعت تدوین کرد، حلال و حرام تعیین کرد، گناه تعریف کرد، وعده بهشت داد و مردم را از جهنم ترساند.
به همین دلیل، مذهب در بسیاری از دورهها به صنعت ترس، امید و کنترل تبدیل شد. هر جا گوش شنوا و جامعه ناآگاه وجود داشت، صنعت مذهب نیز رونق گرفت.
پروپاگاندا و دین؛ چگونه باور از کودکی تزریق میشود؟
یکی از نکات مهم برنامه این است که باور دینی اغلب از راه آموزش آزاد و پرسشگری شکل نمیگیرد، بلکه از کودکی به فرد تزریق میشود. خانواده، جامعه، مدرسه، مسجد، کلیسا، معبد و رسانههای مذهبی از همان ابتدا به کودک میآموزند که چه چیزی مقدس است، چه چیزی گناه است، چه کسی حق دارد، چه کسی کافر است و چه چیزی را نباید پرسید.
این شیوه، بیشتر به پروپاگاندا شبیه است تا آموزش. در آموزش، پرسش آزاد است. در پروپاگاندا، پاسخ از قبل تعیین شده است. کودک پیش از آنکه امکان نقد داشته باشد، با مجموعهای از ترسها، وعدهها، نامها، نمادها و مناسک احاطه میشود.
از همین رو، انسان مدرن ممکن است تلفن هوشمند در دست داشته باشد، از تکنولوژی قرن بیستویکم استفاده کند، ماهواره و اینترنت و دانش پزشکی را به کار گیرد، اما همچنان به باورهایی پایبند باشد که ریشه در هزاران سال پیش دارند.
این تضاد، یکی از مسئلههای بزرگ جهان امروز است: همزیستی تکنولوژی مدرن با ذهن مذهبی پیشامدرن.
تاریخ ادیان و مذاهب؛ عرفان و مذهب دو مسیر جدا
در پاره هشتم، بحث مهمی درباره نسبت عرفان و مذهب مطرح میشود. آیا عرفان زاییده دین است؟ آیا دین از دل عرفان بیرون آمده؟ یا این دو از آغاز دو مسیر جدا بودهاند؟
در این گفتار، عرفان بهعنوان مسیری جدا از مذهب رسمی دیده میشود. عرفان یعنی تجربه درونی، روشنضمیری، وحدت با طبیعت، شناخت خویشتن، ارتباط با کائنات و جستوجوی معنا بدون الزاماً پذیرش نهاد روحانی و شریعت رسمی.
اما مذهب رسمی، معمولاً به نهاد، قانون، قدرت، مناسک، طبقه روحانی و کنترل اجتماعی میل میکند. عرفان میخواهد انسان را با هستی پیوند دهد؛ مذهب رسمی میخواهد رفتار انسان را در چارچوب فرمان و ممنوعیت کنترل کند.
این تفاوت را میتوان در بسیاری از سنتها دید: عرفان هندی در برابر ساختار برهمنی، عرفان ایرانی در برابر موبدان قدرتطلب، عرفان مسیحی در برابر کلیسای رسمی، کابالا در برابر تلمودگرایی سخت، و تصوف در برابر فقه خشک.
آیا دین از عرفان زاده شد؟
در پایان برنامه، بحثی مهم مطرح میشود: آیا دین از عرفان زاده شد؟ این پرسش نیازمند تعریف دقیق «عرفان» و «دین» است. اگر عرفان را تجربه نخستین انسان از حیرت، طبیعت، مرگ، آسمان، روشنایی، تاریکی و معنا بدانیم، میتوان گفت دین رسمی بعدها از دل همین تجربهها، اما با دخالت قدرت و نهاد، شکل گرفت.
در این معنا، عرفان آغازین، تجربهای باز و سیال بود؛ اما دین رسمی، آن تجربه را به گزاره، فرمان، شریعت، مناسک و نهاد تبدیل کرد. عرفان میپرسید؛ دین پاسخ قطعی میداد. عرفان تجربه میکرد؛ دین قانون میساخت. عرفان به روشنضمیری میرفت؛ نهاد دین به اطاعت.
اما اگر عرفان را به معنای نظامهای متأخر صوفیانه یا مکاتب عرفانی رسمی بدانیم، آنگاه عرفان خود درون سنتهای دینی شکل گرفته است. بنابراین، پاسخ نهایی بستگی به تعریف ما از عرفان دارد.
به همین دلیل، پیش از بحث درباره نسبت دین و عرفان، باید روشن کرد منظور از عرفان چیست: تجربه نخستین معنوی انسان، یا نظامهای عرفانی تاریخی؟
هندویسم، عرفان هندی و پلیتئیسم شرقی
بخشی از پاره هشتم دوباره به هندویسم و پلیتئیسم شرقی بازمیگردد. هندویسم یکی از کهنترین و پیچیدهترین سنتهای دینی جهان است. در آن هم چندخدایی وجود دارد، هم یکتاگرایی، هم عرفان، هم فلسفه، هم مناسک معبدی، هم مراقبه، هم کارما و هم تناسخ.
در این جهان، خدایان گوناگون مانند برهما، ویشنو، شیوا، لاکشمی، ساراسواتی و دیگر ایزدبانوان و ایزدان، هر یک نماینده بخشی از هستی، طبیعت، آفرینش، ویرانی، دانش، باروری، زیبایی یا نظم کیهانیاند.
اما در کنار این چندخدایی، عرفان هندی نیز رشد میکند. یوگا، مراقبه، اوپانیشادها، مفهوم برهمن، آتمان، رهایی و روشنضمیری، نشان میدهند که هندویسم فقط نظامی از خدایان نیست؛ بلکه میدان بزرگی از تجربه معنوی، فلسفی و عرفانی نیز هست.
این همان نکتهای است که در تاریخ ادیان و مذاهب باید بارها تکرار شود: مذهب و عرفان را نباید یکی گرفت. درون یک سنت دینی، ممکن است هم نهاد قدرت وجود داشته باشد و هم تجربه رهایی.
پلیتئیسم شرقی و تفاوت آن با اسطورههای غربی
در برنامه، بحثی درباره پلیتئیسم شرقی و تفاوت آن با اسطورههای غربی مطرح میشود. در سنتهای شرقی، بهویژه در جهان ایرانی و هندی، خدایان و نیروهای خیر و شر معمولاً تمایز روشنتری پیدا میکنند. در سنت ایرانی، اهورامزدا با راستی، نور، دانایی و نیکی پیوند دارد و اهریمن با دروغ، تاریکی و ویرانی.
اما در برخی سنتهای غربی، مانند اسطورههای یونانی، خدایان شخصیتهایی دوگانه و متناقض دارند. زئوس میتواند هم خدای آسمان باشد و هم خشم، فریب، شهوت و قدرت متناقض را در خود داشته باشد.
این تفاوتها نشان میدهد که تصور خدا در هر فرهنگ، بازتاب تجربه تاریخی، زبان، سیاست، روان جمعی و ساختار اجتماعی همان فرهنگ است. خدایان فقط موجودات آسمانی نیستند؛ تصویرهای فشردهای از جامعه انسانیاند.
نقد دین؛ نه دینستیزی، نه تقدیس کور
یکی از پیامهای اصلی پاره هشتم این است که نقد دین نباید به دینستیزی کور تبدیل شود. دینستیزی کور خود میتواند رفتاری شبهمذهبی پیدا کند: پر از قطعیت، نفرت، تحقیر و ناتوان از تحلیل.
نقد دین یعنی فهم تاریخی دین. یعنی بدانیم دین چگونه ساخته شد، چرا ساخته شد، چه نیازهایی را پاسخ داد، چگونه به قدرت تبدیل شد، چگونه انسان را آرام کرد، چگونه انسان را ترساند، چگونه معنا ساخت و چگونه گاهی آزادی انسان را نابود کرد.
در جامعهای مانند ایران، که هنوز با پیامدهای دین سیاسی، شریعت اجباری، تابوهای مذهبی، اخلاق دستوری و قدرت مقدسشده روبهروست، نقد تاریخی دین یک ضرورت است. بدون شناخت ریشهها، نمیتوان از سلطه دین سیاسی عبور کرد.
رنسانس فکری ایرانی و ضرورت سکولاریسم
در این برنامه، به ضرورت یک رنسانس فکری برای ایرانیان اشاره میشود. این رنسانس یعنی بازگشت به پرسش، عقل، آزادی اندیشه، نقد سنت، نقد دین، نقد قدرت و رهایی از ترسهای مقدسشده.
سکولاریسم در اینجا فقط جدایی دین از دولت نیست؛ بلکه دفاع از آزادی وجدان، آزادی باور، آزادی بیباوری و پایان دادن به امتیاز سیاسی دین است. جامعهای که دین را از قدرت جدا نکند، دیر یا زود با شریعت، سانسور، تبعیض، ترس و سرکوب روبهرو میشود.
رنسانس فکری ایرانی یعنی عبور از اطاعت به پرسش، از تابو به نقد، از تقلید به خرد، از خرافه به دانش، و از دین سیاسی به آزادی شهروندی.
دعوت به شنیدن برنامه و سابسکرایب کانال
برای شنیدن کامل پاره هشتم برنامه «تاریخ ادیان و مذاهب» با کارشناسی فرشید آریان، از لینک زیر وارد یوتیوب شوید:
شنیدن کامل برنامه پاره هشتم تاریخ ادیان و مذاهب در یوتیوب
اگر این گفتوگو برای شما مفید بود، لطفاً ویدئو را لایک کنید، دیدگاه خود را بنویسید، آن را برای دوستان علاقهمند به تاریخ ادیان، فلسفه، عرفان، نقد دین و اسطورهشناسی بفرستید و برای دنبال کردن بخشهای بعدی، کانال را سابسکرایب کنید.
سابسکرایب شما کمک میکند این مجموعه پژوهشی ادامه پیدا کند و گفتوگوهای بیشتری درباره تاریخ ادیان، فرهنگ ایران، نقد دین، عرفان، فلسفه و رنسانس فکری ایرانی منتشر شود.
جمعبندی؛ تاریخ ادیان و مذاهب، تاریخ انسان است
پاره هشتم نشان میدهد که دین، اسطوره، عرفان، چندخدایی، یکتاپرستی و صنعت مذهب، همه بخشهایی از تاریخ طولانی انساناند. انسان برای فهم جهان، نخست طبیعت را مقدس کرد. سپس برای نیروهای طبیعت خدا ساخت. بعد از دل خدایان، شریعت و نهاد دین پدید آمد. همزمان، از دل تجربه معنوی انسان، عرفان و روشنضمیری نیز رشد کرد.
اما در نقطهای از تاریخ، مذهب رسمی راه خود را از تجربه آزاد انسانی جدا کرد و به صنعت قدرت تبدیل شد. از همینجا، نقد دین آغاز میشود.
اگر بخواهیم پاره هشتم را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت:
تاریخ ادیان و مذاهب، تاریخ تلاش انسان برای فهم ناشناختههاست؛ اما رهایی انسان زمانی آغاز میشود که بتواند میان عرفان و شریعت، معنا و قدرت، نماد و حقیقت، دین و صنعت دین تفاوت بگذارد.
۱۰ پرسش و پاسخ کلیدی
۱. موضوع اصلی پاره هشتم تاریخ ادیان و مذاهب چیست؟
موضوع اصلی پاره هشتم، بررسی پیوند میان توتم و تابو، چندخدایی، عرفان، صنعت مذهب، نقد دین و پرسشهای بازنگرانه درباره منشأ اسلام است.
۲. چرا توتم و تابو در ادیان متأخر هم اهمیت دارند؟
زیرا بسیاری از نمادها، مناسک، حرام و حلالها، قربانیها، نشانههای مقدس و مرزهای رفتاری در ادیان متأخر، ادامه همان سازوکارهای کهن توتم و تابو هستند.
۳. چندخدایی چگونه شکل گرفت؟
چندخدایی زمانی شکل گرفت که انسان برای نیروهای گوناگون طبیعت، مانند آتش، آب، مرگ، باران، دریا، جنگ، عشق و باروری، علتها و شخصیتهای مقدس جداگانه ساخت.
۴. چرا ادیان یکتاپرست از نظر تاریخی متأخرند؟
زیرا پیش از شکلگیری ادیان یکتاپرست، انسان هزاران سال با ادیان طبیعی، نیاکانپرستی، روحپرستی، شمنیسم، توتمباوری و چندخدایی زندگی کرده بود.
۵. نظریه دان گیبسون درباره مکه چیست؟
دان گیبسون مدعی است برخی شواهد قبلهشناختی و جغرافیایی، به جای مکه، به منطقهای در شمال عربستان و پترا اشاره میکنند. این نظریه بحثبرانگیز است و با نقدهای جدی پژوهشگران روبهرو شده است.
۶. چرا باید درباره نظریه مکه و پترا احتیاط کرد؟
چون این نظریه در فضای دانشگاهی اجماعی نیست و منتقدانی مانند دیوید کینگ، روش محاسبه قبله و نتیجهگیریهای دان گیبسون را نقد کردهاند. بنابراین باید آن را فرضیهای قابل بحث دانست، نه حقیقت قطعی.
۷. صنعت مذهب یعنی چه؟
صنعت مذهب یعنی تبدیل تجربه معنوی انسان به نهاد قدرت، طبقه روحانی، مناسک اجباری، شریعت، ترس، گناه، وعده پاداش و ابزار کنترل اجتماعی.
۸. تفاوت عرفان و مذهب رسمی چیست؟
عرفان تجربه درونی، روشنضمیری و جستوجوی معناست؛ اما مذهب رسمی معمولاً به شریعت، نهاد، قدرت، طبقه روحانی و کنترل اجتماعی گرایش پیدا میکند.
۹. آیا دین از عرفان زاده شده است؟
پاسخ بستگی به تعریف عرفان دارد. اگر عرفان را تجربه نخستین انسان از هستی و طبیعت بدانیم، میتوان گفت دین رسمی بعدها از دل این تجربهها و با دخالت قدرت شکل گرفت. اما اگر عرفان را مکاتب تاریخی متأخر بدانیم، بخشی از عرفان درون سنتهای دینی رشد کرده است.
۱۰. چرا نقد تاریخی دین برای ایران امروز ضروری است؟
زیرا جامعه ایران هنوز با پیامدهای دین سیاسی، شریعت، تابو، ترس مقدس، اخلاق اجباری و قدرت مذهبی درگیر است. بدون شناخت تاریخی دین، عبور آگاهانه از دین سیاسی ممکن نیست.
منابع و ارجاعات پیشنهادی
۱. برنامه یوتیوب:
پاره هشتم تاریخ ادیان و مذاهب
۲. نظریه دان گیبسون درباره جغرافیای آغاز اسلام و نقدهای وارد بر آن:
Dan Gibson – overview and criticism
۳. نقدهای David A. King بر نظریه قبله و پترا:
From Petra back to Makka
۴. آیه مربوط به مکه در قرآن، سوره فتح، آیه ۲۴:
Quran 48:24
۵. آیه مربوط به بکه در قرآن، سوره آلعمران، آیه ۹۶:
Quran 3:96
۶. درباره هندویسم و سنتهای چندلایه هندی:
Hinduism – World History Encyclopedia
۷. درباره وداها و سنتهای ودایی:
The Vedas – World History Encyclopedia
۸. درباره اوپانیشادها و عرفان هندی:
Upanishads – World History Encyclopedia
۹. درباره کارما و قانون عمل و پیامد:
Karma – World History Encyclopedia
۱۰. درباره دین هندوایرانی و نسبت دئوه/اهورا:
Indo-Iranian Religion – Encyclopaedia Iranica



