نتانیاهو اسب خود را از درشکه ترامپ جدا کند؛ راهبرد استقلال نظامی اسرائیل
نویسنده: ساموئل (پیمان) سلاحی
نویسنده، پژوهشگر روانشناسی اجتماعی و تحلیلگر سیاسی و امنیتی
استقلال نظامی اسرائیل؛ اتحاد با آمریکا بدون وابستگی
بنیامین نتانیاهو باید اسب اسرائیل را از درشکه دونالد ترامپ جدا کند. این عبارت به معنای پایان اتحاد اسرائیل و آمریکا نیست؛ بلکه تأکیدی بر ضرورت استقلال نظامی اسرائیل و جلوگیری از وابستهشدن امنیت ملی این کشور به تصمیمهای متغیر کاخ سفید است.
ایالات متحده همچنان مهمترین متحد نظامی، دیپلماتیک و فناوری اسرائیل محسوب میشود. همکاری دو کشور در حوزه دفاع موشکی، اطلاعات، صنایع هوافضا، سامانههای رهگیری و مقابله با تهدیدهای منطقهای، یکی از ستونهای امنیت اسرائیل است.
بااینحال، اتحاد راهبردی با وابستگی راهبردی تفاوت دارد. کشوری که امنیت خود را به اراده یک رئیسجمهور خارجی، انتخابات کنگره یا تغییرات افکار عمومی در کشور دیگری پیوند بزند، بخشی از حاکمیت ملی خود را واگذار کرده است.
نتانیاهو اکنون بیش از هر زمان دیگری باید این واقعیت را بپذیرد که دونالد ترامپ، هرچند ممکن است دوست اسرائیل باشد، پیش از هر چیز رئیسجمهور آمریکاست و منافع سیاسی، اقتصادی و انتخاباتی ایالات متحده را دنبال میکند.
چرا نتانیاهو باید از سیاست شخصمحور فاصله بگیرد؟
ترامپ در دورههای ریاستجمهوری خود تصمیمهای مهمی به سود اسرائیل اتخاذ کرده است. انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم، بهرسمیتشناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان و حمایت از توافقهای ابراهیم، جایگاه ویژهای برای او در میان حامیان اسرائیل ایجاد کرد.
اما سیاست خارجی ترامپ ماهیتی معاملهگرایانه دارد. او روابط خارجی را نه بر اساس تعهدات دائمی، بلکه بر پایه هزینه، فایده و امکان ثبت یک پیروزی سیاسی شخصی مدیریت میکند.
همین خصوصیت باعث میشود که حمایت او از اسرائیل همواره بدون شرط نباشد. ترامپ ممکن است در یک مرحله از عملیات نظامی اسرائیل حمایت کند، اما در مرحلهای دیگر برای رسیدن به توافق با ایران، لبنان یا کشورهای عربی، خواهان توقف عملیات شود.
در ژوئن ۲۰۲۶، ترامپ علناً گفت نتانیاهو باید در لبنان از رویکردی «نرمتر» استفاده کند. این سخنان در شرایطی مطرح شد که اسرائیل بر ادامه فشار نظامی بر حزبالله و حفظ آزادی عمل خود در جنوب لبنان تأکید داشت. گزارش رویترز درباره اختلاف ترامپ و نتانیاهو بر سر لبنان نشان میدهد که حتی روابط نزدیک سیاسی نیز مانع بروز تعارض منافع میان واشنگتن و اورشلیم نمیشود.
به همین دلیل، سیاست امنیتی اسرائیل نباید بر روابط شخصی نتانیاهو و ترامپ استوار باشد. اشخاص تغییر میکنند، دولتها سقوط میکنند و محاسبات سیاسی دگرگون میشود؛ اما تهدیدهای امنیتی باقی میمانند.
سخنرانی نتانیاهو درباره خودکفایی تسلیحاتی اسرائیل
یکی از مهمترین مواضع اخیر نتانیاهو، تأکید او بر استقلال در تولید سلاح، مهمات و سامانههای دفاعی است.
نتانیاهو در سخنرانی روز ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ در مراسم فارغالتحصیلی خلبانان نیروی هوایی اسرائیل، دو اصل اساسی را «تقویت نیرو» و «استقلال» معرفی کرد. او بهصراحت گفت اسرائیل سیاست استقلال در تولید مهمات را پیش میبرد. متن رسمی سخنان نتانیاهو در وبسایت دولت اسرائیل منتشر شده است.
این موضع تنها یک شعار سیاسی نیست. جنگهای چندجبههای اسرائیل نشان دادهاند که حتی نزدیکترین متحدان نیز ممکن است در لحظه حساس، ارسال سلاح، قطعات یا مهمات را به شروط سیاسی گره بزنند.
نتانیاهو همچنین در ماه مه ۲۰۲۶ اعلام کرد که زمان آن رسیده است اسرائیل روند کاهش وابستگی به کمکهای نظامی آمریکا را آغاز کند. اسرائیل سالانه حدود ۳.۸ میلیارد دلار کمک نظامی از آمریکا دریافت میکند و توافق فعلی دو کشور، مجموعاً ۳۸ میلیارد دلار کمک را برای سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۸ در نظر گرفته است. رویترز در گزارش خود درباره کاهش وابستگی اسرائیل به کمکهای آمریکا جزئیات این موضع را منتشر کرده است.
نتانیاهو پیشتر نیز گفته بود که امیدوار است طی یک دهه، وابستگی اسرائیل به کمکهای نظامی آمریکا بهتدریج کاهش یابد. گزارش ژانویه ۲۰۲۶ رویترز این جهتگیری جدید را تأیید میکند.
چرا استقلال نظامی اسرائیل اهمیت دارد؟
کاهش قدرت فشار سیاسی واشنگتن
وابستگی تسلیحاتی، ابزار فشار سیاسی ایجاد میکند. هرگاه اسرائیل به مهمات، بمبهای هدایتشونده، موشکهای رهگیر یا قطعات یدکی آمریکایی نیاز فوری داشته باشد، واشنگتن میتواند ارسال این تجهیزات را به تغییر رفتار نظامی یا سیاسی اسرائیل مشروط کند.
در این وضعیت، تصمیمهای جنگی دیگر صرفاً بر اساس ارزیابی ارتش و دولت اسرائیل اتخاذ نمیشوند؛ بلکه واکنش کاخ سفید و کنگره نیز وارد محاسبات عملیاتی میشود.
خودکفایی تسلیحاتی، این اهرم فشار را کاهش میدهد.
آمادگی برای جنگهای طولانی و چندجبههای
اسرائیل دیگر تنها با یک ارتش کلاسیک در یک مرز مشخص روبهرو نیست. تهدیدهای امنیتی این کشور از لبنان، غزه، سوریه، عراق، یمن و ایران سرچشمه میگیرند.
جنگهای جدید به ذخایر عظیم مهمات، موشکهای رهگیر، پهپاد، سامانههای مراقبتی و تجهیزات جنگ الکترونیک نیاز دارند. هیچ کشوری نمیتواند در یک جنگ فرسایشی، تنها به محمولههای خارجی تکیه کند.
استقلال نظامی اسرائیل، به دشمنان این پیام را میدهد که تلآویو میتواند جنگی طولانی را بدون انتظار برای تصمیم سیاسی کشورهای دیگر ادامه دهد.
تبدیل اسرائیل به شریک دفاعی، نه دریافتکننده کمک
روابط اسرائیل و آمریکا باید از الگوی «کمککننده و دریافتکننده» به الگوی «شراکت صنعتی و فناوری» تغییر کند.
اسرائیل در حوزههایی مانند دفاع موشکی، جنگ سایبری، سامانههای بدون سرنشین، هوش مصنوعی نظامی، رادار و فناوری اطلاعاتی، خود یک قدرت پیشرفته است. بنابراین ادامه رابطه دو کشور باید بر تولید مشترک و تبادل فناوری استوار باشد، نه کمک یکطرفه.
قدرت اسرائیل تنها نتیجه حمایت آمریکا نیست
برخی جریانهای سیاسی، قدرت نظامی اسرائیل را تنها نتیجه حمایت مالی و تسلیحاتی آمریکا معرفی میکنند. این تحلیل، بخش مهمی از واقعیت را نادیده میگیرد.
قدرت اسرائیل بر مجموعهای از ظرفیتهای داخلی بنا شده است:
- نیروی انسانی آموزشدیده؛
- نظام گسترده نیروهای ذخیره؛
- صنایع پیشرفته دفاعی؛
- پیوند ارتش، دانشگاه و شرکتهای فناوری؛
- توانایی اطلاعاتی و ضدجاسوسی؛
- سامانههای پیشرفته دفاع موشکی؛
- قدرت عملیات دوربرد؛
- توانایی سازگاری سریع با تهدیدهای جدید.
کمک آمریکا اهمیت دارد، اما آمریکا این ساختار را به اسرائیل هدیه نکرده است. بخش عمده این قدرت در نتیجه سرمایهگذاری بلندمدت اسرائیل در آموزش، فناوری، پژوهش و سازماندهی نظامی به وجود آمده است.
نتانیاهو بهدرستی دریافته است که یک کشور قدرتمند باید بتواند سلاح مورد نیاز خود را تولید و ذخایر مهمات خود را مستقل از تصمیم دیگران بازسازی کند.
استقلال نظامی اسرائیل و اختلاف با ترامپ در لبنان
لبنان یکی از مهمترین نمونههای اختلاف راهبردی میان نتانیاهو و ترامپ است.
ترامپ در ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ گفت انتظار دارد اسرائیل نیروهای خود را از جنوب لبنان خارج کند. اما نتانیاهو پیشتر اعلام کرده بود که تا زمانی که حزبالله مسلح باقی بماند و اسرائیل را تهدید کند، ارتش اسرائیل نیز حضور خود را حفظ خواهد کرد. رویترز مواضع متفاوت ترامپ و نتانیاهو درباره جنوب لبنان را گزارش کرده است.
نتانیاهو در ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶، هنگام بازدید از نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان، تصریح کرد که اسرائیل تا زمان رفع تهدید حزبالله از منطقه خارج نخواهد شد. او گفت تا زمانی که حزبالله مسلح و تهدیدکننده باقی بماند، ارتش اسرائیل نیز باقی خواهد ماند. گزارش رویترز از بازدید نتانیاهو از جنوب لبنان این موضع را ثبت کرده است.
منطق امنیتی نتانیاهو بر این اصل استوار است که مرز رسمی، بهتنهایی امنیت ایجاد نمیکند. اگر در آن سوی مرز یک نیروی شبهنظامی مجهز به موشک، پهپاد و شبکههای زیرزمینی حضور داشته باشد، عقبنشینی بدون خلع سلاح آن نیرو میتواند مقدمه جنگ بعدی باشد.
حزبالله؛ حزب سیاسی یا ارتش نیابتی؟
حزبالله تنها یک حزب سیاسی لبنانی نیست. این سازمان دارای ساختار فرماندهی، زرادخانه موشکی، نیروهای رزمی، شبکه اطلاعاتی و منابع مالی مستقل از دولت لبنان است.
این ساختار، اصل انحصار مشروع خشونت توسط دولت را نقض میکند. در نظریه دولت مدرن، هیچ حزب سیاسی نباید ارتشی موازی با ارتش ملی داشته باشد.
توافق امنیتی اسرائیل و لبنان نیز خروج کامل اسرائیل را به خلع سلاح حزبالله و پایان تهدید آن مرتبط کرده است. بر اساس تحلیل رویترز از مفاد توافق اسرائیل و لبنان، اسرائیل اعلام کرده است پس از خلع سلاح حزبالله و رفع تهدید، نیروهای خود را از خاک لبنان خارج خواهد کرد.
بنابراین، موضع اسرائیل را نمیتوان صرفاً تمایل به اشغال سرزمین لبنان دانست. مسئله اصلی، عدم توانایی یا عدم اراده دولت لبنان برای اعمال حاکمیت کامل بر نیروهای مسلح غیردولتی است.
البته حضور بلندمدت اسرائیل در لبنان نیز هزینههای سیاسی و امنیتی ایجاد میکند. هدف نهایی باید بازگرداندن کنترل جنوب لبنان به ارتش لبنان و خلع سلاح کامل حزبالله باشد، نه ایجاد یک اشغال دائمی.
سیاست نتانیاهو در قبال غزه و حماس
در غزه نیز نتانیاهو بر خلع سلاح حماس و پایان ظرفیت نظامی و حکومتی این سازمان تأکید دارد.
باید میان مسئله تاریخی فلسطینیان و حاکمیت نظامی حماس تمایز قائل شد. فلسطینیان دارای مطالبات ملی، سیاسی و انسانیاند، اما حماس یک سازمان مسلح اسلامگراست که از مناقشه فلسطین برای تثبیت قدرت ایدئولوژیک خود استفاده میکند.
در مذاکرات مربوط به مرحله دوم توافق غزه، خلع سلاح حماس و عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از جمله مسائل اصلی بودهاند. رویترز در ماه مه ۲۰۲۶ گزارش داد که اسرائیل و حماس همچنان بر سر خلع سلاح این گروه اختلاف دارند.
اسرائیل معتقد است که بازسازی غزه بدون خلع سلاح حماس، به بازسازی توان نظامی این گروه منجر خواهد شد. این نگرانی از منظر امنیتی قابل فهم است؛ زیرا تجربه سالهای گذشته نشان داده است که آتشبسهای موقت اغلب برای بازسازی تونلها، زرادخانهها و ساختار فرماندهی استفاده شدهاند.
اما عملیات نظامی بهتنهایی نمیتواند مسئله غزه را حل کند. دولت نتانیاهو باید علاوه بر خلع سلاح حماس، طرحی روشن برای حکومت پس از جنگ، بازسازی، اداره غیرنظامی و جلوگیری از بازگشت گروههای مسلح ارائه کند.
بدون یک معماری سیاسی، پیروزی نظامی ممکن است تنها یک خلأ قدرت ایجاد کند که بعدها توسط سازمانی مشابه حماس پر شود.
نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی؛ یک شبکه با چند نام
راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی بر استفاده از گروههای نیابتی استوار بوده است. حزبالله در لبنان، حماس و جهاد اسلامی در غزه، گروههای شبهنظامی در عراق، حوثیها در یمن و شبکههای وابسته در سوریه، اجزای مختلف این ساختارند.
این گروهها از نظر سازمانی و محلی تفاوتهایی دارند، اما در بسیاری از موارد از حمایت مالی، آموزش، تسلیحات یا فناوری جمهوری اسلامی بهره بردهاند.
هدف اصلی این راهبرد، دور نگهداشتن میدان جنگ از خاک ایران و انتقال هزینه درگیری به کشورهای دیگر است. در این الگو، لبنان، سوریه، عراق، یمن و مناطق فلسطینی به میدان رقابت جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا تبدیل میشوند.
از دیدگاه نتانیاهو، این گروهها تهدیدهای جداگانه نیستند؛ بلکه اجزای یک شبکه منطقهای محسوب میشوند.
مقابله مؤثر با این شبکه باید شامل موارد زیر باشد:
- قطع مسیر انتقال پول و سلاح؛
- هدفگرفتن فرماندهی عملیاتی؛
- جلوگیری از انتقال فناوری موشکی و پهپادی؛
- تقویت دولتهای ملی و ارتشهای رسمی؛
- مقابله با شبکههای مالی و تبلیغاتی نیروهای نیابتی.
هدف راهبردی باید بازگرداندن انحصار سلاح به دولتهای ملی باشد. لبنان، عراق، یمن و مناطق فلسطینی تنها زمانی میتوانند به ثبات برسند که سازمانهای ایدئولوژیک و فراملی نتوانند مستقل از دولت، جنگ و صلح را تعیین کنند.
روابط اسرائیل و روسیه؛ موازنه به جای اعتماد
روابط اسرائیل با روسیه را نمیتوان بر اساس دوستی راهبردی توضیح داد. مسکو با جمهوری اسلامی روابط نظامی و سیاسی دارد و در بسیاری از پروندههای بینالمللی نیز مواضعی متفاوت از اسرائیل اتخاذ کرده است.
بااینحال، روسیه در معادلات سوریه، ایران و خاورمیانه حضور دارد و اسرائیل نمیتواند این واقعیت را نادیده بگیرد.
در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶، ولادیمیر پوتین و بنیامین نتانیاهو درباره ایران و تحولات خاورمیانه گفتوگو کردند. کرملین همچنین از آمادگی روسیه برای میانجیگری سخن گفت. رویترز جزئیات تماس پوتین و نتانیاهو را منتشر کرده است.
حفظ کانال ارتباطی با مسکو برای اسرائیل چند کارکرد دارد:
- جلوگیری از برخورد ناخواسته در سوریه؛
- انتقال پیامهای امنیتی درباره ایران؛
- مدیریت فعالیت نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی؛
- استفاده از روسیه بهعنوان کانال ارتباطی در بحرانهای منطقهای.
اما اسرائیل نباید روسیه را متحد قابل اعتماد تصور کند. سیاست مسکو چندجانبه و کاملاً معاملاتی است. روسیه همزمان با اسرائیل، ایران، کشورهای عربی و دیگر قدرتهای منطقهای گفتوگو میکند.
در نتیجه، رابطه با روسیه باید محدود، واقعگرایانه و مبتنی بر پروندههای مشخص باشد.
غرب و هزینه وابستگی سیاسی اسرائیل
چالش اسرائیل تنها دولتهای آمریکا یا اروپا نیستند؛ افکار عمومی غرب نیز در حال تغییر است.
بخشی از احزاب چپ، جنبشهای دانشجویی، سازمانهای اسلامگرا و گروههای ضداسرائیلی تلاش میکنند مشروعیت سیاسی و اخلاقی اسرائیل را زیر سؤال ببرند.
درعینحال، همه انتقادهای غربی را نمیتوان به تبلیغات سیاسی تقلیل داد. تلفات غیرنظامیان، وضعیت انسانی غزه، خشونت برخی شهرکنشینان و نبود افق سیاسی برای فلسطینیان، به اعتبار بینالمللی اسرائیل آسیب زده است.
استقلال نظامی اسرائیل نباید به معنای بیاعتنایی به مشروعیت بینالمللی باشد. قدرت سخت، بدون قدرت نرم و توان اقناع افکار عمومی، ناقص است.
اسرائیل باید همزمان در سه میدان فعالیت کند:
- میدان نظامی؛
- میدان دیپلماتیک؛
- میدان رسانهای و حقوقی.
نتانیاهو باید بداند که قدرت نظامی میتواند دشمن را متوقف کند، اما برای ایجاد ثبات پایدار، یک روایت سیاسی و اخلاقی قابل دفاع نیز ضروری است.
نتانیاهو و ترامپ؛ جاده مشترک بدون درشکه مشترک
جداکردن اسب اسرائیل از درشکه ترامپ، به معنای خروج از اتحاد آمریکا نیست.
اتحاد با آمریکا برای اسرائیل همچنان ارزشمند و ضروری است. همکاری اطلاعاتی، دفاع موشکی، فناوری، امنیت دریایی و مقابله با تروریسم باید ادامه یابد.
اما اسرائیل نباید امنیت خود را به بقای سیاسی ترامپ یا هیچ رئیسجمهور دیگری گره بزند.
در ژوئن ۲۰۲۶، اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو بر سر توافق آمریکا با ایران و ادامه حضور اسرائیل در لبنان آشکار شد. گزارش رویترز درباره برخورد راهبردی نتانیاهو و ترامپ نشان داد که منافع دو طرف همیشه یکسان نیست.
ترامپ به دنبال پایان سریع جنگها و ثبت توافقهایی با نام خود است. نتانیاهو، در مقابل، تهدیدهای حزبالله، حماس و جمهوری اسلامی را پایدار و ساختاری میداند.
این اختلاف لزوماً به معنای دشمنی نیست؛ بلکه نتیجه طبیعی تفاوت منافع دو کشور است.
راهبرد پیشنهادی برای استقلال نظامی اسرائیل
برای تحقق استقلال نظامی اسرائیل، نتانیاهو باید چند سیاست را همزمان دنبال کند:
گسترش صنایع دفاعی داخلی
تولید مهمات، موشکهای رهگیر، قطعات هواپیما، پهپادها و سامانههای جنگ الکترونیک باید افزایش یابد.
افزایش ذخایر راهبردی
اسرائیل باید برای جنگهای طولانی و چندجبههای، ذخایر کافی مهمات و قطعات یدکی داشته باشد.
تنوعبخشی به روابط خارجی
همکاری با هند، کشورهای اروپایی، دولتهای عربی، ژاپن و دیگر قدرتهای فناوری میتواند وابستگی به یک متحد را کاهش دهد.
حفظ اتحاد با آمریکا
کاهش کمک مالی نباید به کاهش همکاری اطلاعاتی، صنعتی و دفاعی منجر شود.
ارائه طرح سیاسی برای غزه و لبنان
راهبرد نظامی باید با برنامهای برای اداره پس از جنگ، بازسازی و تقویت دولتهای ملی تکمیل شود.
مقابله شبکهای با نیروهای نیابتی
حزبالله، حماس، حوثیها و گروههای عراقی باید بهعنوان اجزای یک شبکه منطقهای بررسی شوند، نه بحرانهایی کاملاً جدا از یکدیگر.
نتیجهگیری؛ استقلال در کنار اتحاد
نتانیاهو در تأکید بر خودکفایی تسلیحاتی و کاهش وابستگی به کمک نظامی آمریکا، مسیری درست را آغاز کرده است.
کشوری که با تهدیدهای موشکی، پهپادی، تروریستی و جنگهای چندجبههای روبهروست، نمیتواند دفاع از خود را به انتخابات آمریکا یا اراده دولتهای غربی وابسته کند.
ترامپ ممکن است حامی اسرائیل باشد، اما سیاستمداری آمریکایی است و در نهایت منافع دولت و جایگاه سیاسی خود را دنبال میکند.
نتانیاهو نیز باید منافع درازمدت اسرائیل را بر روابط شخصی مقدم بداند.
پیام روشن است:
نتانیاهو، اسب خود را از درشکه ترامپ جدا کن؛ نه برای ترک آمریکا، بلکه برای آنکه اسرائیل بتواند در کنار آمریکا، مستقل، قدرتمند و صاحب اراده باقی بماند.
پرسشهای متداول درباره استقلال نظامی اسرائیل
۱. آیا نتانیاهو خواهان پایان اتحاد اسرائیل و آمریکاست؟
خیر. نتانیاهو از کاهش وابستگی مالی و تسلیحاتی سخن گفته است، نه پایان همکاری امنیتی و اطلاعاتی با آمریکا.
۲. اسرائیل سالانه چه میزان کمک نظامی از آمریکا دریافت میکند؟
بر اساس توافق فعلی، اسرائیل حدود ۳.۸ میلیارد دلار کمک نظامی سالانه از آمریکا دریافت میکند.
۳. چرا نتانیاهو بر خودکفایی تسلیحاتی تأکید دارد؟
زیرا جنگهای اخیر نشان دادهاند که وابستگی به تأمینکنندگان خارجی میتواند آزادی عمل نظامی اسرائیل را محدود کند.
۴. اختلاف نتانیاهو و ترامپ بر سر لبنان چیست؟
ترامپ خواهان کاهش عملیات و خروج اسرائیل از جنوب لبنان است، اما نتانیاهو خروج را به رفع تهدید و خلع سلاح حزبالله مرتبط میداند.
۵. آیا اسرائیل قصد اشغال دائمی لبنان را دارد؟
اسرائیل میگوید ادعای ارضی در لبنان ندارد و خروج را پس از خلع سلاح حزبالله و رفع تهدید امکانپذیر میداند.
۶. هدف اسرائیل در غزه چیست؟
موضع رسمی اسرائیل خلع سلاح حماس، پایان توان نظامی و حکومتی آن و جلوگیری از تبدیل دوباره غزه به پایگاه حمله است.
۷. نقش جمهوری اسلامی در نیروهای نیابتی چیست؟
جمهوری اسلامی از گروههایی در لبنان، غزه، عراق، سوریه و یمن با منابع مالی، تسلیحات، آموزش یا فناوری حمایت کرده است.
۸. چرا اسرائیل با روسیه ارتباط خود را حفظ میکند؟
به دلیل حضور روسیه در سوریه، روابط مسکو با ایران و نیاز به جلوگیری از برخوردهای ناخواسته نظامی.
۹. آیا اسرائیل بدون کمک آمریکا قادر به دفاع از خود است؟
اسرائیل دارای صنایع دفاعی و فناوری پیشرفته است، اما کاهش کامل وابستگی نیازمند سرمایهگذاری گسترده و چندساله خواهد بود.
۱۰. بهترین مدل رابطه اسرائیل و آمریکا چیست؟
اتحاد راهبردی همراه با استقلال دفاعی؛ یعنی ادامه همکاری اطلاعاتی و فناوری، بدون وابستگی کامل به کمک مالی و تسلیحاتی.
منابع
- سخنان رسمی نتانیاهو درباره استقلال در تولید مهمات – دولت اسرائیل
- نتانیاهو خواهان کاهش وابستگی به کمک نظامی آمریکاست – رویترز
- برنامه نتانیاهو برای کاهش تدریجی کمک نظامی آمریکا – رویترز
- اختلاف ترامپ و نتانیاهو درباره لبنان – رویترز
- موضع ترامپ درباره خروج اسرائیل از جنوب لبنان – رویترز
- بازدید نتانیاهو از جنوب لبنان و تأکید بر ادامه حضور – رویترز
- جزئیات توافق امنیتی اسرائیل و لبنان – رویترز
- اختلاف اسرائیل و حماس بر سر خلع سلاح – رویترز
- گفتوگوی پوتین و نتانیاهو درباره ایران – رویترز
- تعارض راهبردی ترامپ و نتانیاهو درباره ایران و لبنان – رویترز



