تاریخ ادیان و مذاهب؛ پاره ششم از ادیان طبیعی تا کیش مهر؛ فلات ایران، اسطوره‌های نخستین و گذار از توتم به خدایان

تاریخ ادیان و مذاهب؛ پاره ششم

از ادیان طبیعی تا کیش مهر؛ فلات ایران، اسطوره‌های نخستین و گذار از توتم به خدایان

نویسنده: ساموئل (پیمان) سلاحی
بر پایه گفتار برنامه «تاریخ ادیان و مذاهب» با کارشناسی فرشید آریان

در پاره ششم از مجموعه «تاریخ ادیان و مذاهب»، بحث از جایی ادامه پیدا می‌کند که انسان از مرحله توتم، تابو، شمنیسم و ادیان طبیعی عبور کرده و آرام‌آرام وارد جهان آیین‌های بزرگ‌تر، اسطوره‌های پیچیده‌تر و نظام‌های دینی سازمان‌یافته‌تر می‌شود.

برای دیدن و شنیدن نسخه کامل این برنامه در یوتیوب، از لینک زیر استفاده کنید:

مشاهده برنامه تاریخ ادیان و مذاهب ـ پاره ششم در یوتیوب

در این بخش، مسئله اصلی فقط «پیدایش دین» نیست؛ بلکه پرسش مهم‌تر این است که چگونه انسان نخستین، از ترس طبیعت، مرگ، تاریکی، بیماری، حیوانات درنده و نیروهای ناشناخته، به ساختن نماد، آیین، شمن، توتم، تابو، خدایان طبیعی، مهرپرستی، زروانیسم، مزدیسنا و اسطوره‌های بزرگ ایرانی و هندوایرانی رسید.

از توتم و تابو تا ادیان طبیعی

در پاره‌های پیشین، بنیاد بحث بر توتم و تابو قرار داشت؛ یعنی همان سازوکارهای ابتدایی که انسان با کمک آن‌ها، قبیله، ممنوعیت، امر مقدس و نظم اجتماعی را تعریف می‌کرد. توتم می‌توانست حیوان، گیاه، کوه، رود، درخت، خورشید یا نیرویی طبیعی باشد که قبیله خود را با آن می‌شناخت. تابو نیز مرز ممنوعه‌ای بود که شکستن آن، نظم جمعی را تهدید می‌کرد.

در این پاره، بحث یک گام جلوتر می‌رود. انسان دیگر فقط از طبیعت نمی‌ترسد؛ بلکه آرام‌آرام با طبیعت وارد رابطه می‌شود. با کشف آتش، ساخت ابزار، زندگی جمعی، شکار گروهی، سکونت کنار رودخانه‌ها، آغاز کشاورزی و نگاه به آسمان، طبیعت برای انسان فقط دشمن نیست؛ به معبد نخستین او تبدیل می‌شود.

در همین مسیر است که ادیان طبیعی شکل می‌گیرند؛ ادیانی که در آن‌ها کوه، آتش، آب، خورشید، ماه، زمین، حیوانات، گیاهان، نیاکان و ارواح جایگاهی مقدس پیدا می‌کنند. این مرحله را می‌توان یکی از نخستین تلاش‌های انسان برای معنا دادن به جهان دانست.

شمنیسم؛ نخستین حلقه میان جادو، درمان و عرفان

شمنیسم در این مسیر نقشی مرکزی دارد. شمن فقط جادوگر قبیله نیست؛ او درمانگر، آیین‌گزار، قصه‌گو، واسطه میان انسان و ارواح، حافظ حافظه جمعی و گاه نخستین عارف است. از دل شمنیسم، هم کاهن بیرون آمد، هم جادوگر، هم درمانگر آیینی، هم عارف و هم نخستین روایتگر جهان ناپیدا.

در این برنامه، شمنیسم به‌عنوان حلقه‌ای میان ادیان ابتدایی و عرفان نخستین بررسی می‌شود. شمن‌ها با آیین‌های دفن، قربانی، خلسه، رقص، آتش، موسیقی، تماس با ارواح و روایت نیاکان، نوعی نظام معنایی برای قبیله می‌ساختند.

به همین دلیل، تاریخ شمنیسم فقط تاریخ خرافه نیست؛ تاریخ شکل‌گیری نخستین تلاش‌های انسان برای فهم بیماری، مرگ، روان، طبیعت، رؤیا و جهان نادیدنی است.

گوبکلی‌تپه؛ آیین پیش از شهر؟

یکی از نقاط مهم در بحث پاره ششم، اشاره به گوبکلی‌تپه است؛ محوطه‌ای باستانی در آناتولی که به دوره نوسنگی پیشاسفالین، حدود ۹۶۰۰ تا ۸۲۰۰ پیش از میلاد، مربوط می‌شود. بنا بر معرفی یونسکو درباره گوبکلی‌تپه، این محوطه دارای سازه‌های سنگی عظیم، ستون‌های تی‌شکل و نقش‌هایی از حیوانات وحشی است و احتمالاً کارکردی آیینی و شاید تدفینی داشته است.

اهمیت گوبکلی‌تپه در این است که نشان می‌دهد آیین و معماری مقدس، ممکن است پیش از شهرنشینی پیچیده نیز وجود داشته باشد. یعنی انسان‌ها شاید پیش از آنکه شهرهای بزرگ بسازند، برای آیین، گردهمایی، قربانی، مرگ، آسمان و نیروهای طبیعی، مکان‌های مقدس ساخته بودند.

این پرسش برای تاریخ ادیان بسیار مهم است: آیا انسان ابتدا شهر ساخت و بعد دین؟ یا آیین و باور جمعی، خود یکی از عواملی بود که انسان‌ها را گرد هم آورد و زمینه تمدن را فراهم کرد؟

فلات ایران؛ کهنه‌سرزمین دین‌سازی و اسطوره‌پردازی

در پاره ششم، فلات ایران نه فقط به‌عنوان یک جغرافیای سیاسی، بلکه به‌عنوان یکی از کهنه‌سرزمین‌های مهم تاریخ دین، اسطوره و تمدن بررسی می‌شود. از زاگرس، البرز، سیستان، شهر سوخته، جیرفت، ایلام، کاسپین، مادها، مانایی‌ها، گوتی‌ها، کادوسیان و دیگر اقوام و زیست‌بوم‌های کهن سخن به میان می‌آید.

در این نگاه، دین محصول خلأ نیست. دین از دل جغرافیا، اقلیم، کوه، رود، آتش، مهاجرت، تجارت، زبان، اسطوره و حافظه جمعی بیرون می‌آید. فلات ایران، به دلیل موقعیت میان هند، میان‌رودان، آسیای مرکزی، قفقاز، آناتولی و جهان مدیترانه، یکی از چهارراه‌های مهم انتقال و بازسازی باورهای دینی بوده است.

بحث درباره جیرفت نیز از همین زاویه اهمیت دارد. ایرانیکا در مدخل مربوط به جیرفت تأکید می‌کند که اصطلاح «فرهنگ جیرفت» باید با احتیاط باستان‌شناختی به کار رود، زیرا بخشی از آثار منسوب به آن از حفاری‌های غیررسمی و غارت‌شده به دست آمده‌اند. همین نکته نشان می‌دهد که در بررسی تمدن‌های کهن، باید میان روایت اسطوره‌ای، فرضیه پژوهشی و داده باستان‌شناختی تفاوت گذاشت.

کیش مهر؛ از طبیعت تا محبت، پیمان و نور

یکی از محورهای اصلی این برنامه، ورود به بحث مهرپرستی و کیش مهر است. مهر در سنت ایرانی فقط یک نام دینی نیست؛ با پیمان، راستی، نور، خورشید، محبت، نظم و رابطه انسانی پیوند دارد.

در برنامه، کیش مهر به‌عنوان یکی از نمونه‌های مهم ادیان طبیعی ایرانی مطرح می‌شود؛ آیینی که از دل رابطه انسان با نور، آسمان، خورشید، طبیعت و اخلاق پیمان بیرون آمده است. بعدها، میترائیسم در جهان رومی شکل متفاوتی پیدا کرد. ایرانیکا در مدخل Mithraism میترائیسم را آیین میترا در غرب معرفی می‌کند و درباره منشأ، ویژگی‌ها و پیوند احتمالی آن با پرستش میترا در ایران توضیح می‌دهد.

در اینجا باید میان «مهر ایرانی» و «میترائیسم رومی» تفاوت گذاشت. این دو کاملاً یکی نیستند، اما بی‌ارتباط هم نیستند. هر دو در میدان بزرگ‌تری از نمادهای نور، خورشید، پیمان، رازآموزی، قربانی و کیهان‌شناسی باستانی قرار می‌گیرند.

زروانیسم؛ زمان، خیر و شر، و پرسش از آغاز جهان

در این برنامه، زروانیسم نیز به‌عنوان یکی از لایه‌های مهم اندیشه دینی و اسطوره‌ای ایرانی مطرح می‌شود. زروان با زمان پیوند دارد و در برخی سنت‌ها، بحث از زمان، پیدایش اهورامزدا و اهریمن، خیر و شر، نور و تاریکی، حرکت و سکون، در چارچوب آن مطرح شده است.

ایرانیکا در مدخل Zurvanism زروانیسم را یک جریان فرضی و بحث‌برانگیز در تاریخ زرتشتی‌گری معرفی می‌کند. همچنین در مدخل Zurvan زروان به‌عنوان ایزد باستانی زمان توضیح داده می‌شود.

اهمیت زروانیسم در این است که نشان می‌دهد اندیشه ایرانی از همان دوران کهن، فقط به پرستش نیروهای طبیعی محدود نبود؛ بلکه به پرسش‌های فلسفی‌تری درباره زمان، آغاز، خیر، شر، هستی، دانایی و سرنوشت جهان نیز می‌اندیشید.

مزدیسنا؛ راه دانایی و بازآرایی آیین‌های ایرانی

در ادامه بحث، مزدیسنا به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نظام‌های دینی ایرانی مطرح می‌شود. در این نگاه، مزدیسنا را نباید صرفاً با عنوان ساده‌شده «زرتشتی‌گری» محدود کرد. مزدیسنا یعنی ستایش مزدا؛ راه دانایی، خرد، راستی و نظم کیهانی.

یکی از نکات مهم در این برنامه آن است که سنت زرتشتی و مزدیسنایی، بسیاری از عناصر پیشین ایرانی را حذف کامل نکرد، بلکه آن‌ها را بازتفسیر و بازآرایی کرد. مهر، آناهیتا، ایزدان، امشاسپندان، خیر و شر، نور و تاریکی، راستی و دروغ، همگی در نظامی تازه جایگاه پیدا کردند.

از این منظر، مزدیسنا گسست کامل از ادیان طبیعی و آیین‌های پیشین نیست؛ بلکه ادامه، پالایش، نظم‌دهی و فلسفی‌تر کردن بخشی از همان میراث کهن ایرانی است.

ایران و هند؛ ریشه‌های هندوایرانی و ادیان ودایی

پاره ششم تنها به ایران محدود نمی‌شود؛ بلکه به هند، هاراپا، دره سند، وداها، مانو، یاما، جمشید و پیوندهای هندوایرانی نیز می‌پردازد. ایران و هند در لایه‌های کهن زبانی، اسطوره‌ای و دینی، پیوندهای عمیقی دارند.

تمدن دره سند و هاراپا نیز در این زمینه اهمیت دارد. پژوهش‌های مربوط به تمدن سند نشان می‌دهد که این تمدن در هزاره‌های سوم و دوم پیش از میلاد یکی از نخستین تمدن‌های شهری جهان بوده است. برای نمونه، در پژوهش Bricks and Urbanism in the Indus Valley Rise and Decline، هاراپا به‌عنوان بخشی از تمدن سند در بازه‌ای گسترده از روستاهای اولیه تا شهرهای بزرگ بررسی شده است.

پیوندهای ایران، هند، جیرفت، ایلام، سومر، میان‌رودان و آسیای مرکزی نشان می‌دهد که تاریخ ادیان را نمی‌توان در قالب مرزهای سیاسی امروز فهمید. خدایان، اسطوره‌ها، نمادها و آیین‌ها در طول راه‌ها حرکت کرده‌اند.

جمشید، مانو و اسطوره طوفان

یکی از بخش‌های مهم برنامه، اشاره به جمشید، مانو و اسطوره طوفان است. در سنت هندی، مانو یکی از چهره‌های مهم انسان نخستین است. در سنت ایرانی، جمشید یا یما جایگاهی اسطوره‌ای دارد. در میان‌رودان نیز در اسطوره گیلگمش، اوتنپیشتیم، زیوسودرا یا آتراهاسیس با روایت طوفان بزرگ پیوند دارند.

این شباهت‌ها نشان می‌دهد که اسطوره طوفان، فقط یک داستان محلی نیست؛ بلکه یکی از کهن‌ترین الگوهای حافظه بشری است. ممکن است ریشه آن در تجربه‌های واقعی مانند پایان عصر یخبندان، طغیان رودها، آب‌گرفتگی‌های بزرگ یا تغییرات اقلیمی باشد؛ اما در ذهن انسان، این رخدادها به روایت‌های دینی و کیهانی تبدیل شده‌اند.

در روایت جمشید، مسئله سرما، یخبندان، حفظ زندگی و بازگشت نوروز مطرح می‌شود. در روایت مانو، کشتی و نجات از طوفان دیده می‌شود. در گیلگمش، جست‌وجوی جاودانگی و دیدار با بازمانده طوفان وجود دارد. این‌ها همه نشان می‌دهد که انسان باستانی، مرگ جمعی، نابودی، نجات و آغاز دوباره را در قالب اسطوره بیان کرده است.

از چندخدایی تا یکتاپرستی؛ تاریخی کردن دین

در پاره ششم، بر این نکته تأکید می‌شود که ادیان یکتاپرست، در مقیاس تاریخ بلند انسان، پدیده‌هایی متأخرند. پیش از آن‌ها، دوره‌های طولانی توتم‌باوری، تابو، روح‌پرستی، نیاکان‌پرستی، شمنیسم، ادیان طبیعی و چندخدایی وجود داشته است.

چندخدایی فقط پرستش چند خدا نبود؛ نوعی نقشه ذهنی برای فهم جهان بود. انسان برای نیروهای مختلف طبیعت و جامعه، خدا یا ایزد می‌ساخت: خدای خورشید، خدای باران، خدای جنگ، خدای مرگ، خدای عشق، خدای باروری، خدای دریا، خدای زمان.

ادیان یکتاپرست، بعدها از دل همین بسترهای تاریخی بیرون آمدند. بنابراین، هیچ دینی بیرون از تاریخ نیست. هر دینی در زمان، جغرافیا، زبان، قدرت، ترس، امید و نیازهای انسان شکل گرفته است.

عرفان و مذهب رسمی؛ دو مسیر متفاوت

یکی از تمایزهای مهم این برنامه، تفاوت میان عرفان و مذهب رسمی است. عرفان، تجربه درونی، روشن‌ضمیری، عشق، شناخت خویشتن و رابطه مستقیم با هستی است. مذهب رسمی اما معمولاً به نهاد، قانون، مرجعیت، طبقه روحانی، شریعت و قدرت سیاسی نزدیک می‌شود.

در برنامه تأکید می‌شود که از دل شمنیسم، هم شمن جادوگر بیرون آمد و هم شمن عارف. از دل مسیحیت، هم عرفان عشق و محبت پدیدار شد و هم کلیسای قدرت. از دل مزدیسنا، هم راه دانایی و راستی بیرون آمد و هم در دوره‌هایی، دستگاه دینی سخت‌گیر و نهادی.

تاریخ ادیان، تاریخ کشاکش همین دو مسیر است: تجربه و نهاد؛ عشق و قانون؛ روشن‌ضمیری و قدرت؛ عرفان و شریعت.

چرا این بحث برای ایران امروز مهم است؟

شناخت تاریخ ادیان برای ایران امروز اهمیت بنیادین دارد. جامعه‌ای که هنوز با پیامدهای دین سیاسی، شریعت اجباری، تابوهای مذهبی، اخلاق دستوری و قدرت مقدس‌شده درگیر است، برای عبور از این وضعیت باید تاریخ دین را بفهمد.

نقد دین با دین‌ستیزی تفاوت دارد. دین‌ستیزی کور، معمولاً واکنشی، احساسی و خشم‌آلود است. اما نقد دین یعنی فهم ریشه‌ها، کارکردها، آسیب‌ها و دگرگونی‌های تاریخی دین.

این برنامه تلاشی است برای فهم دین از راه تاریخ، مردم‌شناسی، اسطوره‌شناسی، روان‌شناسی دین، باستان‌شناسی و نقد خردگرایانه. هدف، نه تقدیس گذشته است و نه نفی کور آن؛ هدف، شناخت انسان است.

دعوت به دیدن برنامه و سابسکرایب کانال

برای شنیدن کامل این گفت‌وگو با کارشناسی فرشید آریان، برنامه را از لینک زیر در یوتیوب ببینید:

مشاهده برنامه تاریخ ادیان و مذاهب ـ پاره ششم در یوتیوب

اگر این مجموعه را مفید می‌دانید، ویدئو را لایک کنید، برای دوستان علاقه‌مند به تاریخ ادیان، اسطوره‌شناسی، ایران باستان، کیش مهر، زروانیسم، مزدیسنا، شمنیسم و تاریخ اندیشه بفرستید و برای دنبال کردن پاره‌های بعدی، کانال را سابسکرایب کنید.

۱۰ پرسش و پاسخ کلیدی

۱. موضوع اصلی پاره ششم تاریخ ادیان و مذاهب چیست؟

موضوع اصلی پاره ششم، گذار از ادیان طبیعی، شمنیسم، توتم و تابو به آیین‌های بزرگ‌تر مانند کیش مهر، زروانیسم، مزدیسنا و اسطوره‌های ایرانی و هندوایرانی است.

۲. چرا توتم و تابو هنوز در بحث ادیان بزرگ اهمیت دارند؟

زیرا بسیاری از ساختارهای دینی بعدی، مانند ممنوعیت، گناه، قربانی، تطهیر، حیوان مقدس، نماد مقدس و مرزهای آیینی، ریشه در توتم و تابو دارند.

۳. شمنیسم چه نقشی در پیدایش دین و عرفان داشت؟

شمنیسم حلقه‌ای میان جادو، درمان، آیین، ارواح، نیاکان و عرفان نخستین بود. شمن‌ها هم درمانگر و آیین‌گزار بودند و هم واسطه میان انسان و جهان ناپیدا.

۴. ادیان طبیعی چگونه شکل گرفتند؟

ادیان طبیعی زمانی شکل گرفتند که انسان با طبیعت رابطه‌ای پیچیده‌تر پیدا کرد. آب، آتش، خورشید، ماه، کوه، حیوانات، گیاهان و زمین برای انسان بار مقدس و آیینی یافتند.

۵. گوبکلی‌تپه چرا برای تاریخ ادیان مهم است؟

گوبکلی‌تپه نشان می‌دهد که آیین و معماری مقدس ممکن است پیش از شکل‌گیری شهرنشینی پیچیده وجود داشته باشد و در گردآوردن انسان‌ها نقش داشته باشد.

۶. کیش مهر در تاریخ ادیان چه جایگاهی دارد؟

کیش مهر یکی از مهم‌ترین سنت‌های ایرانی مرتبط با نور، خورشید، پیمان، راستی و محبت است و بعدها در قالب‌های گوناگون، از جمله میترائیسم غربی، بازتاب‌هایی پیدا کرد.

۷. زروانیسم چیست؟

زروانیسم سنتی ایرانی و بحث‌برانگیز درباره زمان، خیر و شر، اهورامزدا و اهریمن است. این سنت نشان می‌دهد که مسئله زمان و آغاز جهان در اندیشه ایرانی اهمیت داشته است.

۸. مزدیسنا چه نسبتی با آیین‌های پیشین ایرانی دارد؟

مزدیسنا بسیاری از عناصر پیشین ایرانی، مانند مهر، آناهیتا، ایزدان، خیر و شر و راستی را بازتفسیر و در نظامی دینی و اخلاقی سامان‌دهی کرد.

۹. چرا جمشید، مانو و اسطوره طوفان مهم‌اند؟

این اسطوره‌ها نشان می‌دهند که انسان باستانی تجربه‌های بزرگ طبیعی، مانند طوفان، یخبندان، نابودی و نجات را در قالب روایت‌های دینی و کیهانی بیان کرده است.

۱۰. چرا شناخت تاریخ ادیان برای ایران امروز ضروری است؟

زیرا جامعه ایران هنوز با دین سیاسی، شریعت، تابو و قدرت مقدس‌شده درگیر است. شناخت تاریخ ادیان کمک می‌کند دین را پدیده‌ای تاریخی، انسانی و قابل نقد ببینیم.

منابع و ارجاعات لینک‌دار

۱. برنامه یوتیوب پاره ششم:
تاریخ ادیان و مذاهب ـ پاره ششم

۲. گوبکلی‌تپه در فهرست میراث جهانی یونسکو:
Göbekli Tepe – UNESCO World Heritage Centre

۳. میترائیسم در ایرانیکا:
Mithraism – Encyclopaedia Iranica

۴. میترا در سنت ایرانی و هندی:
Mithra – Encyclopaedia Iranica

۵. زروانیسم در ایرانیکا:
Zurvanism – Encyclopaedia Iranica

۶. زروان، ایزد زمان در ایرانیکا:
Zurvan – Encyclopaedia Iranica

۷. جیرفت و احتیاط‌های باستان‌شناختی در ایرانیکا:
Jiroft iii. General Survey of Excavations – Encyclopaedia Iranica

۸. عصر برنز در ایران:
Bronze Age – Encyclopaedia Iranica

۹. تمدن سند و شهرنشینی هاراپایی:
Bricks and Urbanism in the Indus Valley Rise and Decline

 

(1 votes, average: 5,00 out of 5)
تاریخ ادیان و مذاهب؛ پاره ششم از ادیان طبیعی تا کیش مهر؛ فلات ایران، اسطوره‌های نخستین و گذار از توتم به خدایان
پیمایش به بالا