سنگسار؛ میراث خشونت مقدس در قانون جمهوری اسلامی
ریشههای دینی، فقهی و حقوقی یک مجازات ضدانسانی
نویسنده: علیرضا مسعودیان خوزانی
پژوهشگر حوزه سیاست، ادیان
مقدمه: وقتی بدن انسان میدان اجرای ایدئولوژی میشود
سنگسار یکی از خشنترین اشکال مجازات بدنی در تاریخ بشر است؛ مجازاتی که در آن بدن انسان نه فقط کشته میشود، بلکه به صحنهای عمومی برای نمایش قدرت، ترس، شرم و اطاعت تبدیل میگردد. این مجازات در جهان مدرن، از منظر حقوق بشر، حق حیات، منع شکنجه و کرامت انسانی، نمونهای روشن از خشونت سازمانیافته و دولتی است.
در جمهوری اسلامی ایران، سنگسار فقط یک خاطره تاریخی نیست. این حکم همچنان در ساختار فقهی و حقوقی نظام حضور دارد. اگرچه اجرای علنی و رسمی آن در سالهای اخیر کمتر گزارش شده و گاه با اعدام یا شلاق جایگزین میشود، اما اصل حکم در منطق فقهی و قانون کیفری جمهوری اسلامی باقی مانده است. بر اساس گزارش Human Rights Watch، ماده ۲۲۵ قانون مجازات اسلامی همچنان سنگسار را برای زنای محصنه پیشبینی میکند و در صورت «امکانناپذیر بودن اجرای سنگسار»، امکان تبدیل آن به اعدام با روش دیگر وجود دارد.
همین ماندگاری، نشان میدهد که مسئله فقط «یک روش اعدام» نیست؛ مسئله، حضور یک دستگاه حقوقی پیشامدرن در دل نظام کیفری امروز ایران است.
۱. سنگسار چیست؟
سنگسار، یا در ادبیات فقهی «رَجم»، مجازاتی است که معمولاً برای زن یا مرد متأهل متهم به زنا در نظر گرفته میشود. در این حکم، فرد محکوم را تا حدی در خاک قرار میدهند و گروهی از افراد یا مأموران با پرتاب سنگ، او را بهتدریج میکشند.
ویژگی اصلی سنگسار، مرگ فوری نیست؛ بلکه مرگ تدریجی، دردناک و تحقیرآمیز است. سازمان Amnesty International در گزارش خود درباره ایران، سنگسار را مجازاتی توصیف کرده که برای افزایش رنج قربانی طراحی شده است.
از منظر جامعهشناسی مجازات، چنین احکامی معمولاً به دورههایی تعلق دارند که دولت یا اقتدار دینی میکوشد با نمایش خشونت، مرز میان «پاکی» و «گناه»، «اطاعت» و «نافرمانی»، و «بدن مشروع» و «بدن مجرم» را تعریف کند.
۲. ریشه دینی سنگسار از کجاست؟
پاسخ دقیق این است: سنگسار فقط متعلق به اسلام نیست. ریشههای تاریخی آن در سنتهای کهن خاورمیانه و بهویژه در شریعت یهودی نیز دیده میشود. در بخشهایی از عهد عتیق، برای برخی جرائم جنسی یا مذهبی، مجازات مرگ و در مواردی سنگسار پیشبینی شده بود.
اما در اسلام، موضوع پیچیدهتر است. در متن قرآن، برای زنا مجازات شلاق آمده است، نه سنگسار. در آیه ۲ سوره نور، مجازات زن و مرد زناکار صد ضربه شلاق ذکر شده است. بنابراین، سنگسار بهعنوان مجازات صریح قرآنی مطرح نیست.
ریشه اصلی حکم سنگسار در فقه اسلامی، به احادیث، سنت روایی و اجماع فقیهان بازمیگردد. در برخی منابع حدیثی اهل سنت و نیز در سنت فقهی شیعه، گزارشهایی درباره اجرای رجم در صدر اسلام نقل شده و بر پایه همین روایتها، فقیهان کلاسیک، سنگسار را بهعنوان حد زنا برای فرد متأهل پذیرفتهاند.
بنابراین باید میان سه سطح تفاوت گذاشت:
۱. قرآن: مجازات زنا را شلاق معرفی میکند.
۲. حدیث و سنت روایی: در برخی روایتها از سنگسار سخن گفته شده است.
۳. فقه کلاسیک اسلامی: با تکیه بر حدیث، سنت و اجماع فقیهان، رجم را برای زنای محصنه پذیرفته است.
از این جهت، سنگسار بیش از آنکه حکمی مستقیم و بیواسطه از قرآن باشد، محصول ترکیب روایت، فقه، سنت قضایی و اقتدار روحانیت است.
۳. سنگسار در فقه شیعه و جمهوری اسلامی
در فقه شیعه، زنا به انواع مختلف تقسیم میشود. یکی از مهمترین مفاهیم در اینجا «احصان» است. احصان یعنی فرد متأهل باشد، امکان رابطه زناشویی مشروع با همسر خود را داشته باشد و با این حال مرتکب رابطه جنسی خارج از ازدواج شود.
در چنین حالتی، فقه سنتی شیعه مجازات را رجم یا سنگسار میداند. جمهوری اسلامی نیز پس از انقلاب ۱۳۵۷، همین نگاه فقهی را وارد قانون کیفری کرد. یعنی به جای آنکه قانون بر پایه حقوق مدرن، فردیت، کرامت انسانی و اصل تناسب جرم و مجازات تنظیم شود، بخش مهمی از قانون کیفری بر اساس حدود شرعی شکل گرفت.
در نسخههای پیشین قانون مجازات اسلامی، حکم سنگسار صریحتر آمده بود. برای نمونه، در ترجمه منتشرشده از قانون مجازات اسلامی ایران، مواد مربوط به زنا، شهادت، اعتراف، نحوه اثبات، و اجرای سنگسار بهتفصیل آمده بود. ماده ۱۰۲ قانون پیشین حتی تصریح میکرد که مرد برای اجرای سنگسار تا کمر و زن تا سینه در گودال قرار داده میشود.
در قانون جدیدتر نیز گرچه ادبیات قانونی تغییر کرده، اما اصل حکم حذف نشده است. بر اساس تحلیل Human Rights Watch، ماده ۲۲۵ قانون مجازات اسلامی همچنان سنگسار را بهعنوان مجازات زنای محصنه حفظ کرده است.
این یعنی جمهوری اسلامی ظاهراً از نمایش مستقیم و پرهزینه سنگسار فاصله گرفته، اما فلسفه فقهی آن را حفظ کرده است.
۴. آیا سنگسار هنوز در ایران اجرا میشود؟
پاسخ دقیق این است: سنگسار در قانون ایران هنوز وجود دارد و امکان صدور حکم آن باقی است، اما اجرای عملی آن در سالهای اخیر کمتر، پنهانتر و دشوارتر برای مستندسازی شده است.
فشارهای بینالمللی، اعتراض نهادهای حقوق بشری، حساسیت رسانهای و هزینه سیاسی اجرای علنی سنگسار باعث شده جمهوری اسلامی در بسیاری موارد از روشهای جایگزین مانند اعدام با طناب دار یا شلاق استفاده کند. در سال ۲۰۲۱، سازمان Iran Human Rights گزارش داد که دیوان عالی جمهوری اسلامی حکم سنگسار یک زن و مرد متأهل را در پرونده زنا به اعدام با طناب دار تبدیل کرده است. همچنین در سال ۲۰۲۳، خبرگزاری Associated Press گزارش داد که یک زن در ایران به اتهام زنا به اعدام محکوم شده و در حقوق ایران، چنین احکامی ممکن است در روند تجدیدنظر از سنگسار به مجازاتهای دیگر تبدیل شود.
بنابراین، حتی اگر اجرای میدانی سنگسار کمتر گزارش شود، اصل حکم و امکان حقوقی آن همچنان باقی است. از نظر حقوقی، وقتی حکمی در قانون باقی است، حتی اگر کمتر اجرا شود، همچنان ابزار تهدید، سرکوب و کنترل اجتماعی است.
۵. سنگسار و مسئله زن در جمهوری اسلامی
اگرچه حکم سنگسار در ظاهر میتواند شامل زن و مرد شود، اما در عمل، زنان بیشتر در معرض آسیب آن قرار میگیرند. علت این مسئله فقط حقوقی نیست؛ بلکه ریشه در ساختار مردسالارانه، نابرابری قضایی، فقر، وابستگی اقتصادی، ازدواج اجباری، نبود حمایت از زنان قربانی خشونت خانگی و نگاه مالکانه به بدن زن دارد.
سازمان Amnesty International در گزارش خود تأکید کرده است که زنان بهدلیل تبعیض ساختاری، دسترسی کمتر به دادرسی عادلانه و آسیبپذیری اجتماعی، بیشتر در معرض محکومیتهای ناعادلانه در پروندههای مربوط به زنا قرار میگیرند.
در بسیاری از جوامع سنتی، زن حامل «ناموس» خانواده و جامعه تلقی میشود. در چنین نظامی، رابطه جنسی زن نه فقط یک امر فردی، بلکه مسئلهای حیثیتی، خانوادگی و مذهبی معرفی میشود. سنگسار دقیقاً در همین نقطه عمل میکند: تبدیل بدن زن به صحنه انتقام اخلاقی جامعه.
از منظر روانشناسی اجتماعی، سنگسار نوعی خشونت جمعی مشروعسازیشده است. فرد محکوم، پیش از مرگ فیزیکی، از نظر نمادین از جامعه حذف میشود. به او برچسب «گناهکار»، «ناپاک» یا «مفسد اخلاقی» زده میشود تا جامعه بتواند خشونت علیه او را تحملپذیر یا حتی مقدس ببیند.
۶. چرا حکومتهای ایدئولوژیک به چنین احکامی نیاز دارند؟
حکومتهای ایدئولوژیک فقط با پلیس و زندان حکومت نمیکنند؛ آنها به کنترل ذهن، بدن و اخلاق عمومی نیز نیاز دارند. در جمهوری اسلامی، احکامی مانند سنگسار، شلاق، حجاب اجباری و اعدامهای حدی بخشی از یک منظومه بزرگتر هستند: منظومه کنترل بدن و سرکوب فردیت.
سنگسار، حتی اگر هر روز اجرا نشود، کارکرد نمادین دارد. به جامعه یادآوری میکند که حکومت میتواند خصوصیترین بخش زندگی انسان را جرمانگاری کند. رابطه جنسی، انتخاب شخصی، عشق، ازدواج، طلاق و بدن، همگی زیر سایه اقتدار فقهی قرار میگیرند.
از منظر علوم سیاسی، این همان نقطهای است که قانون از ابزار نظم اجتماعی به ابزار سلطه ایدئولوژیک تبدیل میشود.
۷. تفاوت قانون مدرن با فقه کیفری
در نظامهای حقوقی مدرن، مجازات باید چند ویژگی داشته باشد: انسانی، متناسب، قابل دفاع، غیرتحقیرآمیز و سازگار با کرامت بشر. همچنین دولت حق ندارد وارد حوزه خصوصی شهروندان شود، مگر آنکه آسیبی روشن و مستقیم به حقوق دیگران وارد شده باشد.
اما در فقه کیفری سنتی، جرم همیشه بر اساس آسیب اجتماعی تعریف نمیشود؛ گاه بر اساس مفهوم گناه، نافرمانی شرعی یا نقض نظم اخلاقی مذهبی تعریف میشود. به همین دلیل، رابطه جنسی خارج از ازدواج، حتی اگر میان دو فرد بالغ و با رضایت باشد، میتواند به جرم سنگین تبدیل شود.
اینجا تفاوت بنیادین میان «حقوق شهروندی» و «فقه حکومتی» آشکار میشود. در حقوق شهروندی، انسان صاحب بدن خویش است. در فقه حکومتی، بدن انسان تحت مالکیت نظم شرعی ـ سیاسی قرار میگیرد.
۸. سنگسار و تعارض با حقوق بشر
سنگسار با چند اصل بنیادین حقوق بشر در تضاد است: حق حیات، منع شکنجه، منع مجازاتهای بیرحمانه و تحقیرآمیز، حق دادرسی عادلانه، برابری زن و مرد، و حق حریم خصوصی.
در میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، حق حیات و منع مجازاتهای ظالمانه و غیرانسانی مورد تأکید قرار گرفته است. از منظر حقوق بینالملل، هیچ حکومتی نمیتواند به بهانه دین، سنت یا فرهنگ، شکنجه و کشتار تحقیرآمیز را توجیه کند.
سنگسار دقیقاً از همین منظر محکوم است: زیرا انسان را نه بهعنوان شهروند، بلکه بهعنوان شیء قابل مجازات، تحقیر و نابودی میبیند.
۹. چرا باید درباره سنگسار هنوز نوشت؟
برخی ممکن است بگویند چون سنگسار کمتر اجرا میشود، دیگر مسئله روز نیست. این برداشت خطرناک است. تا زمانی که حکم سنگسار در قانون باقی است، تهدید آن زنده است. قانون فقط برای اجرا نیست؛ قانون پیام سیاسی و فرهنگی نیز دارد.
وقتی حکمی مانند سنگسار در قانون باقی میماند، حکومت به جامعه میگوید که هنوز به خشونت مقدس باور دارد. هنوز بدن زن و مرد را تابع فقه میداند. هنوز میان شهروند و رعیت تفاوتی قائل نیست. هنوز قانون را نه محصول قرارداد اجتماعی، بلکه امتداد فرمان شرعی میبیند.
به همین دلیل، نقد سنگسار فقط نقد یک حکم کیفری نیست؛ نقد یک جهانبینی است: جهانبینیای که در آن انسان آزاد نیست، بدن او مستقل نیست، و دولت حق دارد به نام خدا، او را تا مرگ سنگباران کند.
نتیجهگیری: سنگسار، نشانه عقبماندگی حقوقی و سلطه ایدئولوژیک
سنگسار از نظر تاریخی ریشه در سنتهای کهن دینی و حقوقی دارد، در اسلام از مسیر حدیث و فقه تثبیت شده، و در جمهوری اسلامی از طریق قانون مجازات اسلامی به ابزار حکومتی تبدیل شده است. این حکم در قرآن بهصورت مجازات سنگسار نیامده، اما در فقه اسلامی، بهویژه در بحث زنای محصنه، از طریق روایت و سنت قضایی پذیرفته شده است.
مسئله اصلی امروز این نیست که سنگسار هر روز اجرا میشود یا نه؛ مسئله این است که چنین حکمی هنوز در قانون و ذهنیت حاکمیت وجود دارد. وجود سنگسار در قانون، نشانه بقای یک نظام کیفری پیشامدرن است؛ نظامی که به جای کرامت انسانی، بر شرم، ترس، کنترل بدن و خشونت مقدس تکیه دارد.
ایران آینده، اگر قرار است بر پایه آزادی، حاکمیت قانون، کرامت انسانی و نظام حقوقی مدرن ساخته شود، باید با چنین احکامی بهصورت ریشهای قطع رابطه کند. حذف سنگسار فقط اصلاح یک ماده قانونی نیست؛ گامی نمادین برای عبور از حکومت فقهی به دولت شهروندمدار است.
۵ پرسش و پاسخ درباره سنگسار
۱. آیا حکم سنگسار در قرآن آمده است؟
خیر. در قرآن، مشخصاً در آیه ۲ سوره نور، مجازات زنا صد ضربه شلاق ذکر شده است. سنگسار بهعنوان مجازات صریح قرآنی نیامده، بلکه از مسیر حدیث، سنت روایی و فقه کلاسیک اسلامی وارد نظام حقوقی شده است.
۲. سنگسار از کدام دین ریشه گرفته است؟
سنگسار پیش از اسلام نیز در برخی سنتهای حقوقی و دینی خاورمیانه، از جمله بخشهایی از شریعت یهودی، وجود داشته است. در اسلام، این حکم بیشتر از طریق احادیث و فقه تثبیت شد، نه از طریق نص صریح قرآن.
۳. آیا سنگسار هنوز در قانون جمهوری اسلامی وجود دارد؟
بله. بر اساس ماده ۲۲۵ قانون مجازات اسلامی، سنگسار همچنان برای زنای محصنه پیشبینی شده است. البته اگر اجرای آن ممکن تشخیص داده نشود، با تأیید رئیس قوه قضائیه، امکان تبدیل آن به اعدام یا شلاق وجود دارد.
۴. آیا سنگسار هنوز در ایران اجرا میشود؟
اجرای مستند و علنی سنگسار در سالهای اخیر بسیار کمتر و پنهانتر گزارش شده است، اما اصل حکم همچنان در قانون وجود دارد. در برخی پروندهها، حکم سنگسار به اعدام با طناب دار یا مجازاتهای دیگر تبدیل شده است. بنابراین، مسئله فقط اجرای عملی نیست؛ بلکه باقیماندن این حکم در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی است.
۵. چرا سنگسار بیشتر با سرکوب زنان پیوند خورده است؟
زیرا در جوامع مذهبی ـ مردسالار، بدن زن بهعنوان حامل «ناموس» خانواده و جامعه تعریف میشود. در چنین ساختاری، جرمانگاری رابطه جنسی خارج از ازدواج، بهویژه برای زنان، ابزاری برای کنترل بدن، جنسیت، آزادی فردی و استقلال اجتماعی آنان است.
منابع و ارجاعات پیشنهادی
۱. Quran.com — Surah An-Nur, Verse 2
۲. Human Rights Watch — Iran: Proposed Penal Code Retains Stoning
۳. Amnesty International — Iran: Death by stoning, a grotesque and unacceptable penalty
۴. Iran Human Rights Documentation Center — Islamic Penal Code of Iran
۵. Iran Human Rights — Death Sentence of Man and Woman Upheld for Adultery
۶. Associated Press — Iran sentences a woman to death for adultery
۷. OHCHR — International Covenant on Civil and Political Rights



