🗓️ امروز در ایران و جهان چه گذشت
مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز
۱۴ آوریل
ایران
استقراض برای تأمین هزینه تاجگذاری
در ۱۴ آوریل ۱۹۱۴، برابر با ۲۵ فروردین ۱۲۹۳، در تهران اعلام شد که دولت قصد دارد برای برگزاری مراسم رسمی تاجگذاری احمدشاه، یکصد هزار لیره از بانک انگلستان با بهره متعارف وام بگیرد. قرار بود این مراسم در ۳۰ تیر ۱۲۹۳، همزمان با رسیدن احمدشاه به سن قانونی، برگزار شود.
احمدشاه قاجار که در دوم بهمن ۱۲۷۵ در تبریز به دنیا آمده بود، تا سال ۱۳۰۴ به مدت ۱۸ سال سلطنت کرد. او چهار سال پس از برکناری قاجارها، در هشتم اسفند ۱۳۰۸ در پاریس و بر اثر بیماری قند درگذشت. تا پیش از رسیدن به سن قانونی و انجام تاجگذاری، کشور با نایبالسلطنه اداره میشد؛ نخست عضدالملک و سپس ناصرالملک.
احمدشاه پس از خلع پدرش محمدعلیشاه به سلطنت رسید، اما در نهم آبان ۱۳۰۴ با رأی مجلس شورای ملی از سلطنت برکنار شد. بر پایه همان مصوبه، به سلطنت قاجارهای مغولتبار در ایران پایان داده شد و با اصلاح قانون اساسی، ژنرال رضاخان پهلوی به پادشاهی رسید و سلطنت در خاندان او موروثی شد.
رضاخان پیشتر کودتا کرده بود، اما در آن مقطع تنها نخستوزیر را تغییر داده بود، نه شاه را. یکی از نخستوزیران منصوب احمدشاه، وثوقالدوله بود که با قرارداد ۱۹۱۹ میکوشید ایران را عملاً تحت نفوذ دولت بریتانیا قرار دهد؛ قراردادی که با مخالفت مردم و مجلس روبهرو شد.
احمدشاه در ۱۷ سالگی با یک شاهدخت ۱۲ ساله ازدواج کرد و پس از آن سه همسر دیگر نیز اختیار کرد.
تأسیس شرکت نفت انگلستان و ایران؛ امتیاز دارسی و مداخلات جهانی کمپانیهای نفتی
در ۱۴ آوریل ۱۹۰۹، یعنی ده ماه و هجده روز پس از آنکه نخستین چاه نفت مسجدسلیمان به نفت رسید، شرکت «نفت انگلستان و ایران» بر پایه امتیازنامه دارسی تأسیس و در لندن ثبت شد. آن چاه در ۲۶ مه ۱۹۰۸ در عمق حدود ۴۰۰ متری به نفت رسیده بود و پس از آن، دو چاه دیگر نیز به نفت رسیدند.
ویلیام ناکس دارسی، از اشرافزادگان انگلیسی، ابتدا در استرالیا به استخراج طلا مشغول بود. پس از بازگشت به لندن، به وجود نفت در ایران علاقهمند شد. پیش از او، ژولیوس رویتر، بنیانگذار خبرگزاری رویتر، نیز با تکیه بر یادداشتهای یک زمینشناس فرانسوی که از ایران دیدن کرده بود، در پی گرفتن امتیاز نفت ایران رفته بود، اما موفق نشده بود.
دارسی از طریق همان یادداشتها و نیز با اطلاع از تلاشهای رویتر، با کمک واسطهها و از راه ارتباط با رئیسالوزرای وقت ایران، امتیاز نفت را به دست آورد؛ آن هم با وجود اعتراض سفارت روسیه در تهران. قرارداد دارسی در سال ۱۹۰۱ و برای مدت ۶۰ سال امضا شد. برای کاهش اعتراض روسیه، پنج استان ایران در نزدیکی مرز آن کشور از شمول قرارداد خارج شدند. سهم ایران در آن قرارداد، مبلغی ناچیز و وعده تعدادی سهم بود.
دارسی برای اکتشاف و استخراج نفت، مهندس جورج رینولدز را به ایران فرستاد و در سال ۱۹۰۵ نیز با شرکت نفت برمه شریک شد. پس از ثبت شرکت در سال ۱۹۰۹، سهام آن عرضه شد و بهتدریج دو لرد انگلیسی مدیریت شرکت را به دست گرفتند، هرچند خود دارسی تا زمان مرگش در ۱۹۱۷ عضو هیئتمدیره باقی ماند.
در آستانه جنگ جهانی اول، یعنی در سال ۱۹۱۴، نیروی دریایی انگلستان ۵۱ درصد سهام این شرکت را خرید و بعدها سهم دولت بریتانیا در آن به ۹۷ درصد رسید.
این قرارداد در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، با مجموعهای از تمهیدات و بازیهای سیاسی، برای ۶۰ سال دیگر تمدید شد و نام شرکت نیز از «Anglo-Persian Oil Company» به «Anglo-Iranian Oil Company» تغییر یافت. این قرارداد سرانجام پس از مبارزات گسترده ملی، به رهبری دکتر محمد مصدق، و در پی ترور سپهبد رزمآرا، در اسفند ۱۳۲۹ بهصورت یکجانبه لغو و نفت ایران ملی شد.
اما پس از کودتای انگلیسی-آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، نفت ایران عملاً در اختیار کنسرسیومی از شرکتهای نفتی غربی قرار گرفت. در این کنسرسیوم، ۴۰ درصد سهم به شرکت انگلیسی، ۴۰ درصد به پنج شرکت آمریکایی، و ۲۰ درصد به شرکتهای هلندی و فرانسوی رسید. آمریکا تنها با این شرط حاضر به همراهی در براندازی دولت مصدق شده بود که نفت ایران دیگر در انحصار بریتانیا نباشد.
پس از تشکیل کنسرسیوم، نام شرکت «Anglo-Iranian Oil Company» به «British Petroleum» یا همان BP تغییر یافت و لوگوی آن نیز بعدها دو بار عوض شد.
این شرکت از سال ۱۹۵۹ به بعد فعالیت خود را که تا آن زمان عمدتاً محدود به خاورمیانه بود، به سایر نقاط جهان از دریای شمال تا خلیج مکزیک و آلاسکا گسترش داد. علاوه بر اکتشاف، استخراج و پالایش، وارد خردهفروشی نیز شد و در سال ۲۰۱۱ حدود ۲۳ هزار جایگاه فروش بنزین در اختیار داشت.
این شرکت و شرکتهای مشابه، از طریق بازی با عرضه، اعلام نقص فنی واقعی یا ساختگی در پالایشگاهها، و حتی عملیات رسانهای، میتوانند بر قیمت نفت و بنزین اثر بگذارند. رسانهها در این نوسانسازیها نقشی کلیدی دارند و روزنامهنگاری مسئول و حرفهای میتواند با افشاگری، این بازیها را خنثی کند.
از آغاز قرن بیستم تا امروز، در بسیاری از تحولات کشورهای نفتخیز، رد پای شرکتهای بزرگ نفتی غربی دیده میشود؛ از اشغال عراق و گسترش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس گرفته تا رویدادهای دارفور، نیجریه، آنگولا، بحران لیبی، و دستکاری مصنوعی قیمت نفت در سال ۲۰۰۸، که سال انتخابات آمریکا بود.
بسیاری از مورخان بر این باورند که درآمد نفتی در برخی کشورها، آثار منفی عمیقی بهجا گذاشته است؛ از رانت و فساد گرفته تا مصرفزدگی، رقابت مخرب بر سر قدرت و طمع قدرتهای خارجی.
وضع مالیات بر خودرو در ایران در سال ۱۹۳۰
قانون مالیات بر وسایل نقلیه در ایران، به اقتباس از الگوهای آمریکا و اروپا، در ۱۲ فروردین ۱۳۰۹ تصویب شد و در ۲۵ فروردین همان سال برای اجرا به ادارات مربوط ابلاغ شد.
بر پایه این قانون، مالیات سالانه هر اتومبیل ۱۲۰ تومان تعیین شد؛ رقمی که در آن زمان بسیار قابل توجه بود. افزون بر آن، هنگام شمارهگذاری و دریافت کارت مشخصات خودرو نیز مبلغی به عنوان هزینه اداری دریافت میشد.
چنین الگوهایی در بسیاری از کشورها همچنان ادامه دارد. در آمریکا و اروپا، افزون بر مالیات سالانه خودرو، چند نوع مالیات نیز بر بنزین وضع میشود که گاه مجموع آن از بهای اصلی بنزین بیشتر است. در نتیجه، داشتن خودرو شخصی در این کشورها پرهزینه است و اتومبیل بیشتر یک نیاز واقعی محسوب میشود تا ابزار تفریح یا نمایش.
در برخی کشورها، برای کاهش تراکم ترافیک در شهرهای بزرگ، مالیات اضافی بر خودرو وضع میشود تا خرید خودرو صرفاً بر پایه نیاز واقعی باشد. در برخی دیگر نیز، دولتها قیمت خودرو را متناسب با نرخ تورم افزایش میدهند تا از هجوم مردم برای خرید جلوگیری شود و درآمد حاصل را صرف اصلاح جادهها و معابر میکنند.
اقتصاددانان معتقدند هر خودروی اضافی، بار مالی مضاعفی بر اقتصاد تحمیل میکند؛ از مصرف سوخت گرفته تا قطعات یدکی و وابستگی ارزی.
اعدام قاتل احمد دهقان
در ۲۵ فروردین ۱۳۳۰، برابر با ۱۴ آوریل ۱۹۵۱، حسن جعفری، کارمند شرکت نفت انگلستان، که به جرم قتل احمد دهقان محکوم شده بود، اعدام شد.
او در ششم خرداد ۱۳۲۹ در دفتر تماشاخانه تهران در خیابان لالهزار، احمد دهقان ـ نماینده مجلس، ناشر مجله تهران مصور و صاحب تماشاخانه تهران ـ را به قتل رسانده بود. انگیزه این قتل هرگز بهطور روشن اعلام نشد.
ناآرامی در اصفهان در فروردین ۱۳۳۰
در ۲۵ فروردین ۱۳۳۰، به دلیل بروز ناآرامی در اصفهان و مخالفت مردم این شهر با ادامه نخستوزیری حسین علاء، حکومت نظامی در اصفهان برقرار شد. با این حال، این ناآرامیها تا زمان روی کار آمدن دکتر محمد مصدق ادامه یافت.
در آن زمان، اصفهان یکی از مهمترین مراکز حمایت مردمی از مصدق بود. خود او در نخستین دوره مجلس شورای ملی از اصفهان انتخاب شده بود، اما هنگام بررسی اعتبارنامهها و تطبیق سن با تقویم شمسی، مشخص شد که به حد نصاب قانونی سن نرسیده و نتوانست وارد مجلس شود.
سالروز درگذشت امیراسدالله علم
در ۲۵ فروردین ۱۳۵۷، برابر با ۱۴ آوریل ۱۹۷۸، به تهران گزارش شد که امیراسدالله علم در ۵۹ سالگی در آمریکا بر اثر بیماری سرطان درگذشته است. او سالها به سرطان خون مبتلا بود و برای درمان به بیمارستانی در نیویورک منتقل شده بود. پیشتر نیز در ایران و فرانسه تحت درمان قرار داشت.
همین بیماری موجب شده بود که علم در نیمه سال ۱۳۵۶، پس از بیش از ده سال وزارت دربار، از مقام خود کنارهگیری کند و امیرعباس هویدا جانشین او شود. او ماهیت بیماری خود را از افکار عمومی پنهان کرده و آن را صرفاً اختلالی معمولی در خون معرفی کرده بود.
علم که در ۱۲۹۸ در بیرجند به دنیا آمده بود، در طول زندگی سیاسی خود مسئولیتهایی چون فرمانداری سیستان و بلوچستان، سه دوره وزارت کشور، یک دوره وزارت کار، ریاست دانشگاه شیراز، نخستوزیری، ریاست بنیاد پهلوی و عضویت در هیئتامنای مؤسسات مختلف را بر عهده داشت.
او در سال ۱۳۳۶ حزب مردم را تأسیس کرد و در همان سال، منوچهر اقبال نیز حزب ملیون را پدید آورد. علم از نزدیکترین دوستان و مشاوران شاه بود و همزمان، شرکتهای تجاری متعددی نیز تأسیس کرده بود.
علم از تیر ۱۳۴۱ نخستوزیر شد و اجرای برنامههای موسوم به «انقلاب سفید» را در دستور کار قرار داد؛ اصلاحاتی که در رفراندوم ششم بهمن همان سال به تصویب رسید. این اصلاحات شامل ملی کردن جنگلها، اصلاحات ارضی، سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها، تشکیل سپاه دانش و اصلاح قانون انتخابات بود.
اعتراض روحانیون به مصوبه دولت در ۱۴ شهریور ۱۳۴۱، که در آن قید اسلام برای انتخابشوندگان و انتخابکنندگان شوراها حذف و سوگند به «کتاب آسمانی» جایگزین سوگند به قرآن شده بود و مشارکت زنان نیز مجاز شناخته میشد، بهتدریج گستردهتر شد. این اعتراضها با رهبری آیتالله خمینی اوج گرفت و نهایتاً به وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و سرکوب خونین آن انجامید.
در دوران علم، مخالفت مسلحانه قشقاییها با اصلاحات ارضی نیز رخ داد و درگیریهایی جدی در فارس روی داد. دولت با اعزام نیروهای ژاندارمری و واحدهایی از لشکرهای خوزستان و اصفهان، این شورش را سرکوب کرد.
بهطور کلی، علم یکی از چهرههای کلیدی ساختار قدرت در دهههای پایانی سلطنت پهلوی بود؛ شخصیتی که هم در حوزه سیاست داخلی و هم در حلقه قدرت دربار نقشی محوری ایفا میکرد.
قانون مالیات بر خانههای خالی
در این روز، متن کامل قانون تازه مالیات بر خانههای خالی که در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده بود نیز مورد توجه قرار گرفت. این قانون با هدف مقابله با احتکار مسکن، افزایش عرضه واحدهای خالی و ساماندهی بازار مسکن تدوین شد.
بر پایه این قانون، هر واحد مسکونی در شهرهای بالای یکصد هزار نفر جمعیت که بیش از ۱۲۰ روز در سال خالی بماند، مشمول مالیات میشود. نرخ این مالیات در سال اول، شش برابر مالیات متعلقه، در سال دوم ۱۲ برابر و از سال سوم به بعد ۱۸ برابر تعیین شده است.
همچنین، وزارت راه و شهرسازی موظف شد با همکاری وزارت ارتباطات، سامانه ملی املاک و اسکان کشور را فعال کند تا همه سرپرستان خانوار و مالکان، اطلاعات ملکی و محل سکونت خود را در آن ثبت کنند.
این قانون، علاوه بر مالیات، برای ثبتنکردن اطلاعات یا ارائه اطلاعات نادرست نیز جرایم مشخصی در نظر گرفته و ارائه بسیاری از خدمات عمومی را به ثبت اطلاعات در این سامانه منوط کرده است.
در قلمرو اندیشه
زامنهوف و رؤیای زبان واحد جهانی
امروز سالگرد درگذشت دکتر لودویگ لازاروس زامنهوف، پزشک و اندیشمند لهستانی و مبتکر زبان بینالمللی اسپرانتو است. او در ۱۴ آوریل ۱۹۱۷ درگذشت.
زامنهوف بر این باور بود که تعدد زبانها در جهان، یکی از عوامل جدایی انسانها، سوءتفاهم، اختلاف و حتی جنگ است. از نظر او، اگر همه انسانها در کنار زبان مادری خود، یک زبان مشترک جهانی نیز داشته باشند، تبادل اندیشه، علم، هنر و تجربه انسانی بسیار آسانتر میشود و بسیاری از سوءتفاهمها و شکافهای فرهنگی از میان میرود.
او زبان اسپرانتو را با این هدف ساخت؛ زبانی ساده، با دستور زبان منظم و واژگانی برگرفته از زبانهای مختلف، که یادگیری آن نسبتاً آسان باشد.
زامنهوف در سال ۱۸۸۷ کتابی با عنوان «زبان بینالمللی» منتشر کرد و در آن توضیح داد که یک زبان دوم مشترک جهانی میتواند به تفاهم، صلح، همزیستی و غنیتر شدن فرهنگ بشری کمک کند.
او در شهری چندقومیتی و چندزبانه در لهستان متولد شده بود؛ شهری که در آن روسها، لهستانیها، آلمانیها و یهودیان یدیشزبان زندگی میکردند و به دلیل تفاوت زبانی و فرهنگی، در تنش دائمی با یکدیگر بودند. همین تجربه زیسته، او را به این فکر رساند که ریشه بسیاری از نزاعهای انسانی در فقدان زبان مشترک است.
هرچند در مقاطعی استقبال از اسپرانتو چشمگیر بود و میلیونها نفر آن را آموختند، اما گسترش زبان انگلیسی و حمایت ساختارهای قدرت از آن، مانع از جهانیشدن اسپرانتو شد. با این حال، هنوز نیز میلیونها نفر در جهان این زبان را میدانند و توجه به آن در برخی محافل دوباره رو به افزایش است.
سایر ملل
آغاز امپراتوری سپتیموس سوروس
در ۱۴ آوریل سال ۱۹۳ میلادی، لوسیوس سپتیموس سوروس به مقام امپراتوری روم رسید و ۱۸ سال حکومت کرد. او که در لیبی امروزی به دنیا آمده بود، ۶۶ سال عمر کرد.
دوران حکومت او پس از مرگ کومودوس آغاز شد؛ دورهای که روم با آشفتگی و بیثباتی روبهرو بود. سوروس حکومت خود را با سختگیری و خشونت آغاز کرد و نخستین امپراتور رومی بود که بهطور جدی با عرب وارد جنگ شد.
در جریان لشکرکشی سال ۱۹۷ میلادی، او تا دجله پیشروی کرد و بخشهایی از مناطق عربنشین اطراف عقبه را به تصرف درآورد. گزارشهایی که بعدها از حاکمان منصوب او در آن مناطق به جا مانده، نشان میدهد که حتی همان زمان نیز برخی رومیان به این نتیجه رسیده بودند که اعراب را نمیتوان جز با روشهای خاص خودشان اداره کرد.
قتل آبراهام لینکلن در تماشاخانه فورد
در شامگاه ۱۴ آوریل ۱۸۶۵، تنها پنج روز پس از پایان جنگ داخلی آمریکا، آبراهام لینکلن، شانزدهمین رئیسجمهور آمریکا، در جایگاه شماره ۷ تماشاخانه فورد در واشنگتن هدف گلوله جان ویلکس بوث، بازیگر ۲۶ ساله تئاتر و هوادار جنوبیها، قرار گرفت.
بوث از فاصلهای نزدیک، تنها یک گلوله به پشت جمجمه لینکلن شلیک کرد و سپس فریاد زد: «جنوب انتقام گرفت.» لینکلن بامداد روز بعد، در ساعت ۷:۲۲، درگذشت.
تقریباً همزمان، ویلیام سیوارد، وزیر امور خارجه او نیز در حملهای جداگانه با چاقو مجروح شد. پس از مرگ لینکلن، اندرو جانسون معاون او به ریاست جمهوری رسید.
بوث پس از ترور گریخت، اما ۱۳ روز بعد در درگیری با نیروهای فدرال کشته شد.
شبی که تایتانیک غرق شد
در ساعت ۱۱:۳۰ شب ۱۴ آوریل، کشتی مسافربری تایتانیک که با ۲۲۰۰ مسافر و خدمه از ساوتهمپتون انگلستان راهی نیویورک بود، در نزدیکی کانادا با کوه یخی برخورد کرد و چند ساعت بعد غرق شد. در این فاجعه، بیش از ۱۵۰۰ نفر جان باختند.
تایتانیک هنگام به آب انداختهشدن در ۳۱ مه ۱۹۱۱، «غرقنشدنی» توصیف شده بود؛ ادعایی که تنها دو سال بعد به تلخترین شکل ممکن رد شد.
انور خوجه و بازگشت آلبانی به وضعیت پیشین
انور خوجه، بنیانگذار حزب کمونیست آلبانی و رهبر این کشور برای حدود چهار دهه، در ۱۴ آوریل ۱۹۸۵ در ۷۷ سالگی درگذشت. او از پیروان سرسخت مدل استالینی بود.
تحلیلگران معتقدند که هرچند با این الگو میتوان حکومت کرد، اما نمیتوان جامعهای با باور ایدئولوژیک پایدار ساخت. پس از فروپاشی کمونیسم، آلبانیاییها به بسیاری از الگوهای رفتاری، فرهنگی و اجتماعی پیشین خود بازگشتند؛ همان اتفاقی که در دیگر کشورهای کمونیستی سابق نیز رخ داد.
از این منظر، تجربه آلبانی و بلوک شرق نشان میدهد که بدون آموزش و پرورش عمیق، ژورنالیسم مستقل و تحول پایدار فرهنگی، هیچ نظام ایدئولوژیک جدیدی نمیتواند جامعه را از درون دگرگون کند.
غارت اموال عمومی در قرن ۲۱
در روزهای ۱۲ و ۱۳ آوریل ۲۰۰۳، پخش تصاویر غارت گسترده منازل، ادارات و مراکز عمومی در عراق پس از سقوط بغداد، افکار عمومی جهان را شوکه کرد. بسیاری از تحلیلگران و مخاطبان رسانهها ابراز شگفتی کردند که در قرن ۲۱، انسانها در غیاب پلیس و اقتدار دولتی، بهجای همبستگی اجتماعی، به غارت اموال عمومی روی آوردهاند.
مقالهنویسان و جامعهشناسان این صحنهها را نشانه ضعف عمیق آموزش و پرورش، بحران وجدان مدنی و فروپاشی سرمایه اجتماعی دانستند. آنان تأکید کردند که تخریب نمادهای قدرت سابق، مانند پایین کشیدن مجسمهها یا پارهکردن عکس مقامات، با چپاول اموال عمومی تفاوت ماهوی دارد.
از نگاه آنان، این رویداد فقط یک حادثه سیاسی نبود، بلکه موضوعی مهم برای مطالعه جامعهشناختی و روانشناختی در باب انسان، دولت، نظم اجتماعی و مدنیت در عصر جدید بود.
ظهور Tea Party در آمریکا
از آوریل ۲۰۰۹، گروه سیاسی تازهای در آمریکا با عنوان Tea Party فعالیت خود را آغاز کرد. این جریان با شعار «دولت کوچکتر» و «مالیات کمتر» به میدان آمد و بهتدریج شعارهایش شکل ایدئولوژیکتری به خود گرفت.
اعضای این جریان، عمدتاً از میان آمریکاییان قدیمیتر و اروپاییتبار برخاستهاند و با گسترش هزینههای دولت فدرال، افزایش مهاجرت، گسترش برنامههای رفاهی و لابیگری سیاسی مخالفت میکنند. منتقدان، این جریان را گاه با گرایشهای نژادی و محافظهکارانه تند پیوند میدهند.
این گروه نام خود را از واقعه تاریخی «Boston Tea Party» گرفته است؛ همان رویدادی که در ۱۶ دسامبر ۱۷۷۳ و در اعتراض به مالیات و انحصار تجاری تحمیلشده از سوی انگلستان، سرآغاز انقلاب استقلال آمریکا شد.
گرینلند و تمایل آمریکا به گسترش نفوذ
در سالهای اخیر، موضوع گرینلند و تمایل برخی محافل آمریکایی به گسترش نفوذ یا حتی پیوند نزدیکتر آن با ایالات متحده بار دیگر مطرح شده است. این جزیره عظیم که از نظر جغرافیایی و استراتژیک اهمیت بسیار دارد، اکنون تحت حاکمیت دانمارک است و جمعیتی اندک اما موقعیتی بسیار مهم در شمالگان دارد.
تحلیلهای تاریخی نشان میدهد که گرینلند همواره برای قدرتهای بزرگ، نه صرفاً یک جزیره، بلکه یک موقعیت ژئوپلیتیک بسیار حساس بوده است؛ بهویژه با توجه به تغییرات اقلیمی، آب شدن یخها و آشکار شدن منابع و مسیرهای جدید دریایی.
برخی دیگر از رویدادهای ۱۴ آوریل
- ۱۷۹۲: فرانسه انقلابی به اتریش اعلان جنگ داد و جنگهای انقلاب فرانسه آغاز شد.
- ۱۸۴۷: قرارداد دوم ارزروم میان ایران و عثمانی امضا شد.
- ۱۸۸۹: آرنولد توینبی، مورخ برجسته و نویسنده «مطالعه تاریخ» به دنیا آمد.
- ۱۹۱۲: اتحادیه پانآمریکن رسمیت یافت.
- ۱۹۴۵: بمبافکنهای آمریکایی کاخ سلطنتی ژاپن در توکیو را بمباران کردند.
- ۱۹۷۱: دولت آمریکا به تحریم اقتصادی چین پایان داد.
- ۱۹۸۶: آمریکا حمله هوایی به لیبی را آغاز کرد.
جمعبندی
در این روز، از وام گرفتن برای تاجگذاری یک شاه قاجار تا تأسیس ساختار نفتیای که دههها بر سرنوشت ایران سایه انداخت، از قتل لینکلن و غرق شدن تایتانیک تا ظهور جریانهای نوین سیاسی در آمریکا، یک الگوی مشترک دیده میشود:
قدرت، ثروت، فناوری و روایت سیاسی، هر چهار، در ساختن تاریخ نقش دارند.
نکته کلیدی این روز آن است که تاریخ فقط از جنگها و سلطنتها ساخته نمیشود؛ بلکه از قراردادها، رسانهها، مالیاتها، زبانها، و حتی شیوه اداره افکار عمومی نیز شکل میگیرد.



