🗓️ امروز درایران و جهان چه گذشت در این روز ـ ۷ آوریل

🇮🇷 ایران

👑 اندرز والپول، نخست‌وزیر قرن هجدهم انگلستان: ایرانیان نباید نادرشاه دیگری پدید آورند

رابرت والپول، نخست‌وزیر انگلستان از ۱۷۲۱ تا ۱۷۴۲، در آوریل ۱۷۳۹، یعنی ۱۵ روز پس از ورود نادرشاه به دهلی، اجرای طرح گسترش نفوذ و استقرار انگلستان در سراسر هند را برای مدتی نامعلوم ـ که در عمل ده‌ها سال طول کشید ـ به تعویق انداخت. والپول که در سال ۱۶۷۶ به دنیا آمده و در ۱۷۴۵ درگذشته بود، در دهه دوم نخست‌وزیری خود دو طرح بزرگ سلطه‌جویانه را دنبال می‌کرد: نخست، استقرار کامل در سراسر شبه‌قاره هند و حذف رقبای اروپایی از جمله پرتغال و هلند از آن منطقه؛ و دوم، دستیابی به برتری بر اسپانیا در آمریکای لاتین.

اما با سقوط هند به دست شاه ایران در زمستان ۱۷۳۹ و نیز شکست انگلستان در جنگ کارتاجنا در شمال‌غربی کلمبیای امروز، اجرای طرح اول به تعویق افتاد و طرح دوم نیز کاملاً شکست خورد. در جنگ دریایی کارتاجنا، انگلستان ۵۰ کشتی جنگی و ۱۸ هزار تفنگدار از دست داد و اسپانیا تا زمان شکستش در نبرد با ایالات متحده بر سر کوبا در اواخر قرن نوزدهم، برتری خود را در آمریکای لاتین حفظ کرد. در همان جنگ، اسپانیایی‌ها از افراد یک قبیله بومی منطقه که امروز بیشتر در ونزوئلا و کلمبیا زندگی می‌کنند بهره گرفتند و به آنان گفته بودند اگر انگلیسی‌ها پیروز شوند، با بومیان همان خواهند کرد که پیش‌تر با بومیان آمریکای شمالی کردند؛ یعنی نابودی. بومیان کارائیب نیز زیر پرچم اسپانیا تفنگداران انگلیسی را به زانو درآوردند.

پس از شکست امپراتور مغول‌تبار هند در دشت کرنال از ارتش ایران، تسلیم او و ورود نادر به دهلی، والپول به این جمع‌بندی سیاسی رسید که نباید اجازه داد ایرانی‌تبارها ـ از فرات تا سند و از سیحون تا قفقاز شمالی ـ دوباره گرد هم آیند و ژنرال دیگری مانند نادر پدید آید. همین اندرز بعدها به بخشی از سیاست خارجی دولت لندن تبدیل شد و باعث گردید انگلیسی‌ها در قرن بعد افغانستان و بلوچستان شرقی را از ایران جدا کنند، مناطق جنوبی و غربی خلیج فارس را از نفوذ دولت ایران بیرون آورند، راه را برای تصرف قفقاز و فرارود به دست روس‌ها باز بگذارند و شاه قاجار را وادار کنند از دعاوی ایران بر بصره و شرق دجله بگذرد و سلیمانیه عراق را به عثمانی واگذارد.

والپول بیش از هر نخست‌وزیر دیگری بر انگلستان حکومت کرد. نادرشاه نیز پس از اطمینان از ادامه وفاداری دولت هند، اندکی پس از ورود به دهلی و پس از آنکه خبر کشته شدن برادرش ابراهیم‌خان را در داغستان شنید، در همان سال ۱۷۳۹ دهلی را ترک کرد و به سوی داغستان رفت تا لزگی‌ها را که برادرش را کشته بودند، گوشمالی دهد. او در همین زمان چند گردنکش را نیز در بخارا و سمرقند از میان برداشت.

تیمورتاش در یک مأموریت محرمانه و حساس؛ چگونگی ایجاد نیروی دریایی نوین ایران

رضاشاه پهلوی در آوریل ۱۹۲۸، برابر با فروردین ۱۳۰۷، در جریان نوسازی ارتش و تقویت بنیه نظامی ایران تصمیم گرفت برای کشور یک نیروی دریایی ایجاد کند، اما بیم آن را داشت که انگلیسی‌ها در این راه کارشکنی کنند.

به نوشته مورخان جنگ جهانی دوم، او در همان ماه در جستجوی فردی کاملاً مورد اعتماد بود تا به اروپا برود و با موسولینی، رهبر ایتالیا، تماس بگیرد. در آن زمان، رضاشاه جز به عبدالحسین تیمورتاش، وزیر دربار خود، به کسی اعتماد کامل نداشت. تیمورتاش ظاهراً با عنوان یک سفر دوستانه و از سر حسن‌نیت راهی اروپا شد و برای آنکه توجه برنینگیزد، مدتی در چند کشور پرسه زد و سپس وارد رم شد؛ شهری که مقصد اصلی او بود.

او در آنجا خواسته‌های رضاشاه را برای موسولینی شرح داد. موسولینی نیز که آماده بود از هر تصمیمی که به ایستادگی در برابر سلطه دیرپای انگلستان بر خلیج فارس منجر شود استقبال کند، پذیرفت که شماری از افسران نیروی زمینی ایران را ظاهراً برای آموزش فنون تازه رزم پیاده بپذیرد، اما در عمل به‌طور محرمانه به آنان آموزش دریایی بدهد. افزون بر این، چند کشتی جنگی نیز به ایران بفروشد.

پس از بازگشت تیمورتاش به ایران در سپتامبر ۱۹۲۸، این طرح محرمانه به‌تدریج به اجرا درآمد. افسران اعزامی ایران در ایتالیا آموزش دریایی دیدند. سپس موسولینی چند ناو جنگی به ایران فروخت و همان افسران، این ناوها را از راه دماغه امید نیک در جنوب آفریقا به ایران آوردند؛ زیرا آبراه سوئز در کنترل انگلیسی‌ها بود و عبور از آن می‌توانست برای طرح خطر ایجاد کند. این ناوها به یکه‌تازی انگلیسی‌ها در آب‌های ایران در خلیج فارس پایان دادند، آنان را از چند جزیره ایرانی بیرون کردند و بعضی از پایگاه‌هایشان از جمله باسعیدو را بستند.

اما در جریان توطئه اشغال نظامی ایران در اوت و سپتامبر ۱۹۴۱، همین ناوها به دست انگلیسی‌ها افتادند و همراه با افسرانشان منهدم یا مصادره شدند. گفته شده است ـ در حد شایعه و نه اثبات قطعی ـ که این مأموریت محرمانه، پس از آنکه تیمورتاش از رضاشاه رنجیده شد، درز کرد و انگلیسی‌ها از جزئیات آن باخبر شدند.

🪖 مقدمه اشغال نظامی ایران؛ هدف نهایی چرچیل

وینستون چرچیل، نخست‌وزیر وقت انگلستان، در هفتم آوریل ۱۹۴۱، برابر با ۱۸ فروردین ۱۳۲۰، دستور داد یک لشکر از هندِ تحت سلطه بریتانیا به بصره منتقل شود. بهانه رسمی این اقدام، حفاظت از حوزه‌های نفتی اعلام شد، اما در واقع مأموریت اصلی این نیرو، اشغال نظامی ایران در فرصت مناسب بود؛ زیرا دولت تهران به‌شدت به آلمان تمایل پیدا کرده بود و دیگر مانند گذشته دیکته‌های لندن را نمی‌نوشت.

چرچیل از دو جهت می‌ترسید: نخست، سقوط شمال آفریقا و پیشروی نیروهای آلمان به شرق سوئز؛ و دوم، عبور نیروهای آلمانی از قفقاز و سرازیر شدن آنان به مناطق نفتی خاورمیانه با کمک ارتش ایران. او به‌خوبی می‌دانست که تصرف خاورمیانه از سوی آلمان بدون همکاری ایران کار آسانی نیست؛ از همین رو ایران را هدف قرار داده بود.

چرچیل که می‌دانست در آن شرایط، جنگ تمام‌عیار با ایران آسان نخواهد بود، همزمان با اعزام نیرو به بصره، به تطمیع و خرید برخی مقام‌های نظامی و سیاسی ایران و اطرافیان رضاشاه روی آورد تا در زمان اقدام نظامی انگلستان، ارتش ایران ـ که برای تجهیز آن بیست سال سرمایه‌گذاری شده بود ـ وارد عمل نشود. او همان زمان در پارلمان انگلستان گفته بود که بدون موافقت و همراهی ایران، هیچ قدرتی نمی‌تواند بر خاورمیانه و حتی آسیای جنوبی مسلط شود.

تاریخ نشان داد که چهار ماه و دو هفته بعد، در شهریور ۱۳۲۰، لشکر اعزامی چرچیل از هند، پس از آنکه خیانت‌آمیز سربازان برخی پادگان‌های ایران مرخص شدند، بدون برخورد با مانعی جدی وارد ایران شد و در اشغال «ایران بی‌دفاع» مشارکت کرد.

🛢ایران در آوریل ۱۹۵۱؛ در میان ناآرامی، تحریکات و اخطارهای لندن، علاء رفت و مصدق آمد

آوریل ۱۹۵۱، برابر با فروردین ۱۳۳۰، برای ایران با ناآرامی آغاز شد. چون در اسفند همان سال قانون ملی شدن نفت تصویب شده بود، انگلیسی‌ها با همه توان و امکانات خود به آغاز و گسترش ناآرامی‌ها کمک کردند؛ از جمله با قطع پرداختی به کارگران صنایع نفت در خوزستان، دادن اخطارهای پیاپی به ایران و پخش شایعه و تحریک در سراسر کشور.

در آن زمان، انگلیسی‌ها پرداخت حقوق کارگران نفت را قطع کرده بودند. همین مسئله باعث شد کارگران به دلیل قطع درآمد و مبهم بودن آینده شغلی خود در آبادان دست به تظاهرات بزنند. این تظاهرات به‌تدریج حالتی روزانه پیدا کرد. در چند مورد نیز میان کارگران و روشنفکران و جوانانی که از ملی شدن صنعت نفت حمایت می‌کردند برخورد رخ داد و مأموران انتظامی وارد عمل شدند؛ در نتیجه، شماری از دو طرف و نیز تعدادی از انگلیسی‌ها کشته شدند.

این وضعیت دولت حسین علاء را وادار کرد هیئتی عالی‌رتبه نظامی به آبادان اعزام کند. با این حال، اعزام آن هیئت و حتی ترمیم کابینه نیز نتوانست به ناآرامی‌ها پایان دهد و دولت علاء را نجات دهد. سرانجام، علاء در ۲۶ آوریل، برابر با ششم اردیبهشت، پس از دریافت یک اخطار سراسر تهدید از سوی دولت لندن، جای خود را به دکتر محمد مصدق داد و از آن پس وزیر دربار شاه شد. در آن اخطار که در ششم اردیبهشت توسط سفیر بریتانیا در تهران به علاء تسلیم شد، دولت لندن اگر ایران از ملی کردن نفت منصرف نشود، خط و نشان‌های فراوانی برای کشور کشیده بود.

🔫 ترور سرلشکر فرسیو و تشدید عملیات چریکی در تهران

بامداد ۱۸ فروردین ۱۳۵۰، برابر با هفتم آوریل ۱۹۷۱، زمانی که سرلشکر ضیاء فرسیو، رئیس وقت دستگاه قضایی ارتش، از خانه خود در قلهک راهی محل کارش بود، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. در این تیراندازی، پسر ۱۶ ساله او که همراه پدرش عازم مدرسه بود نیز زخمی شد. سه روز پیش از این ترور، در نزدیکی همان محل، به سوی نگهبان ورودی کلانتری قلهک نیز تیراندازی مرگبار شده بود.

پس از ترور فرسیو، گفته شد که او به دست چریک‌های فدایی کشته شده است. فرسیو در جریان پیگرد قضایی چپ‌گرایان و متهمان پرونده سیاهکل خشونت بسیاری به خرج داده بود و همین موضوع آنان را خشمگین‌تر کرده بود. دولت برای یافتن سرنخ مربوط به قاتل یا قاتلان فرسیو، ۹۰۰ هزار تومان جایزه نقدی تعیین کرد که در آن زمان حدود ۱۳۰ هزار دلار ارزش داشت.

همان روز، پرویز ثابتی که رسانه‌های وقت از او با عنوان «مقام امنیتی» یاد می‌کردند، در یک برنامه تلویزیونی طولانی، فعالیت‌های چریکی و به‌ویژه ماجرای سیاهکل را از دیدگاه دولت شرح داد. اما توضیحات او و انتشار گسترده خبر ترور فرسیو در روزنامه‌ها، عملاً به آغاز مرحله گسترش عملیات چریکی شهری در تهران تبدیل شد؛ روندی که تا پیروزی انقلاب ادامه یافت. دولت بعدها فهمید که سخنان پرویز ثابتی نتیجه معکوس داده و موجب گسترش فعالیت‌های مسلحانه ضد دولتی شده است. این مرحله تازه با ترور آمریکایی‌ها، به‌ویژه مستشاران نظامی آمریکایی، آغاز شده بود. در یکی از همین عملیات‌ها، اتومبیل حامل مک‌آرتور، سفیر وقت آمریکا در ایران، هدف گلوله قرار گرفت و همین مسئله به کناره‌گیری او از سمتش انجامید.

🚛 اخراج همزمان ایرانی‌تبارها از عراق و ایرانیان از آمریکا

در این روز در سال ۱۳۵۹، یعنی ۱۴ ماه پس از انقلاب، دولت عراق اخراج ایرانیان، ایرانی‌تبارها و گروهی از شیعیان را به‌صورت دسته‌های چند هزار نفری آغاز کرد و همزمان در مرزهای ایران دست به تمرکز نیرو و تحریک زد. روزنامه‌های تهران نوشتند که عراق این اقدامات را به اشاره آمریکا انجام داده است. به گزارش همان روزنامه‌ها، دولت عراق همزمان آیت‌الله محمدباقر صدر را نیز بازداشت کرده بود. این تحریکات و تمرکز نیرو در مرزها، پنج ماه بعد به آغاز جنگ هشت‌ساله انجامید.

طبق برخی نوشته‌ها، بعضی از ایرانی‌تبارهای اخراجی از عراق که رسانه‌های ایران آنان را «معاودین» می‌نامیدند، بعدها در جمهوری اسلامی صاحب مقام و منزلت شدند. گفته شده است که رؤسای دو قوه قضاییه و مقننه ایران متولد عراق بوده‌اند.

در همان زمان، دولت آمریکا که از آوریل ۱۹۸۰ روابط خود را با ایران قطع کرده بود، به اخراج برخی ایرانیان از آن کشور نیز دست زد. حتی به دارندگان کارت سبز آمریکا که برای مدتی از این کشور خارج شده بودند اجازه ورود داده نشد و صدها ایرانی که بسیاری از آنان زن و فرزند در آمریکا داشتند، در فرودگاه‌های بین راه سرگردان شدند. دولت وقت آمریکا، یعنی دولت جیمی کارتر، از هفتم آوریل ۱۹۸۰ صدور ویزا برای دارندگان گذرنامه جمهوری اسلامی ایران را نیز متوقف کرده بود و این وضعیت بیش از یک سال ادامه داشت.

🧠 دو اشتباه شاه از نگاه یک تاریخ‌دان آمریکایی

دکتر گوردون رایت، تاریخ‌دان آمریکایی و طراح فرضیه نقش «مورال» در تحول تاریخ، در پنجم آوریل ۱۹۹۵، زمانی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور ایران بود و خبرگزاری‌های بزرگ از تهران از تورم ۴۰ درصدی گزارش می‌دادند، در یک سخنرانی گفت که طبق بررسی‌های او، در طول تاریخ، نتایج کودتاها و انقلاب‌ها در درازمدت چندان مثبت نبوده است. او برای اثبات این نظر مثال‌هایی از تاریخ جدید و معاصر اروپا، خاورمیانه، آسیای جنوبی و آفریقا آورد.

گوردون رایت گفت اگر شاه ایران بیماری سرطان خود را از مردم پنهان نکرده بود، مخالفت با او به خیابان‌ها کشیده نمی‌شد و مخالفان منتظر رفتن او و آمدن جانشینش می‌ماندند. از نظر او، چون جانشین شاه جوان بود، ناچار می‌شد با مشاوران متعدد کار کند و این وضع به نوعی رهبری گروهی و در نهایت به دموکراسی کامل می‌انجامید. او تأکید کرد که در سه سال منتهی به انقلاب، همه دولت‌ها و به‌ویژه قدرت‌های جهانی از بیماری شاه و احتمال زنده ماندن او تنها تا پنج سال آینده خبر داشتند، اما ملت ایران از آن بی‌اطلاع بود. حتی رئیس‌جمهور فرانسه نیز می‌دانست که برای شاه در کاخ نیاوران، به‌عنوان احتیاط، چادر اکسیژن آماده کرده‌اند. قدرت‌های جهانی با علم به بیماری علاج‌ناپذیر شاه، هرکدام مشغول طراحی سیاست و برنامه‌ای متناسب با منافع خود بودند.

به باور او، اشتباه دوم شاه این بود که پس از ریختن مردم به خیابان‌ها، پارلمان را منحل نکرد و انتخابات آزاد برگزار ننمود تا مردم نظر خود را از راه انداختن رأی در صندوق‌ها بیان کنند. از نگاه گوردون رایت، این دو اشتباه که هر دو به رفتار شخص حاکم مربوط می‌شد، نقشی تعیین‌کننده در سرنوشت ایران داشتند.

🇮🇷🇺🇸 قطع روابط ایران و آمریکا در ۷ آوریل ۱۹۸۰

در هفتم آوریل ۱۹۸۰، یعنی پنج ماه پس از تصرف سفارت آمریکا در تهران، دستیابی به اسناد آن و گروگان‌گیری کارکنان سفارت، جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا از حزب دموکرات، که از حل مسئله ناامید شده بود، همه روابط و مناسبات آن دولت با ایران را قطع کرد؛ روابطی که از ۱۱ ژوئن ۱۸۸۳، یعنی ۱۰۳ سال پیش از آن، آغاز شده بود. ایران در طول چهار دهه متحد آمریکا بود، اما با این تصمیم، آن رابطه به‌طور کامل قطع شد و این قطع رابطه تا امروز ادامه دارد.

کارتر در همان زمان ویزاهای ایرانیان برای ورود به آمریکا را، حتی کارت‌های سبز ایرانیانی را که خارج از آمریکا بودند، لغو کرد و دستور داد تا اطلاع ثانوی به ایرانیان ویزا داده نشود. این وضعیت نزدیک به یک سال ادامه داشت. او همان روز دیپلمات‌های ایرانی را از آمریکا اخراج کرد و تصمیم گرفت بیش از ۱۴ هزار ایرانی را از آمریکا اخراج کند. با توجه به اختلاف ساعت میان واشنگتن و تهران، اخبار، واکنش‌ها و تصمیمات شورای انقلاب و دولت ایران در روزنامه‌های ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ منتشر شد.

از آنجا که کارتر گفته بود اقدامات دیگری نیز در راه است و ناو هواپیمابر کانستلیشن را همراه اسکورتش از آب‌های ژاپن به سوی خلیج فارس فرستاد، خبرگزاری رسمی دولت شوروی، تاس، هشدار داد. در همان زمان، وزارت دفاع آمریکا خود را با احتیاط کامل برای عملیات نجات گروگان‌ها در تهران آماده می‌کرد؛ عملیاتی که بعداً در صحرای طبس شکست خورد. انگلیس نیز برای نشان دادن همراهی با واشنگتن، ناوشکن موشک‌انداز کاونتری را وارد خلیج فارس کرد و رسانه‌ها از حمایت استرالیا از این قدرت‌نمایی دریایی خبر می‌دادند.

چندی پس از قطع روابط دیپلماتیک، واشنگتن تحریم اقتصادی را نیز بر آن افزود؛ تحریمی که بارها تشدید شد. بعدها دولت اوباما در سال ۲۰۱۲ آن را جهانی‌تر و شدیدتر کرد و دو سال بعد گفت اگر جمهوری اسلامی فعالیت‌های هسته‌ای خود را محدود کند، تحریم‌ها را کاهش خواهد داد. اما گذشت زمان نشان داد که غرب، به‌ویژه آمریکا، حتی پس از برجام نیز به همه وعده‌های خود عمل نکرد و تیرگی روابط میان تهران و واشنگتن ادامه یافت.

کارتر که در ژانویه ۱۹۷۷ با شعار گسترش دموکراسی و حقوق بشر به قدرت رسیده بود، از آغاز کار خواهان تعدیل اساسی در روش حکومت شاه بود و از منتقدان شاه و معترضان به خودکامگی او حمایت می‌کرد. اما برخلاف انتظار کارتر و دستیارانش، نیروهای ملی و لیبرال در روند انقلاب و پس از آن نتوانستند ستون اصلی قدرت شوند و به‌تدریج حتی همان بخشی از قدرت را هم که به دست آورده بودند از دست دادند. دگرگونی نظام سیاسی ایران، خود آغازگر تحولات مشابهی در خاورمیانه بود که آثارش هنوز ادامه دارد.

🎭 دنیای هنر

🏛تئاتر دو هزار ساله جزیره کفالونیا

وزارت فرهنگ یونان در پنجم آوریل ۲۰۰۷ با انتشار تصاویری اعلام کرد که باستان‌شناسان در جزیره کفالونیا در مدیترانه، یک تئاتر باستانی را از زیر خاک بیرون آورده‌اند. کف و پله‌های این تئاتر، همان‌گونه که در عکس‌ها دیده می‌شد، از سنگ ساخته شده بود. در یونان باستان، از چنین تئاترهایی تنها برای نمایش استفاده نمی‌شد، بلکه محل سخنرانی، بحث و حتی رأی‌گیری نیز بود.

باستان‌شناسان گفتند این تئاتر احتمالاً در فاصله میان سال ۱۴۶ پیش از میلاد تا ۳۳۰ میلادی ساخته شده و به احتمال زیاد بر اثر زمین‌لرزه به زیر خاک فرو رفته است. در نزدیکی آن نیز یک مقبره پنج‌نفره پیدا شد که در یکی از قبرها، مرده را همراه با جواهرات، از جمله گردنبند طلایش، در یک تابوت سنگی دفن کرده بودند.

🧠 در قلمرو اندیشه

✍️ فلورا تریستان؛ نویسنده‌ای نگران نابرابری و جدایی طبقاتی

هفتم آوریل زادروز فلورا تریستان، نویسنده سوسیالیست فرانسوی است که در سال ۱۸۰۳ به دنیا آمد. پدر او سرهنگی در نیروی دریایی اسپانیا و متولد پرو بود. در آن زمان، پرو متعلق به اسپانیا بود و دولت فرانسهِ ناپلئون بر اسپانیا حکومت می‌کرد.

فلورا با اینکه در رفاه و نعمت بزرگ شد، افکار سوسیالیستی داشت و خواهان برابری اقتصادی و اجتماعی انسان‌ها بود. او می‌گفت وقتی شکم گرسنه است، برابری سیاسی و آزادی فردی معنای واقعی ندارد. در آثار داستانی و غیرداستانی خود، به‌زیبایی ضرورت نوعی برابری اقتصادی و اجتماعی، حتی در شکل نسبی و محدود آن، را بیان کرده است. از مهم‌ترین کتاب‌های او می‌توان به گشت‌وگذاری در لندن، خشم بی‌پایان، آواره بی‌آشنا، نعمتی به نام اتحادیه، چه کسی مورد تنفر است، بی‌پول بی‌احترام می‌شود، درد بی‌اطمینانی و در دو زمان برابر هستیم: پیش از تولد و پس از مرگ اشاره کرد.

او در کتاب آواره بی‌آشنا شرح سفر خود به پرو برای گرفتن میراث پدری را با دقت بیان کرده و فساد و ضعف دستگاه قضایی آن سرزمین را نشان داده است. نتیجه‌گیری او این بود که خرابی یک کشور از خرابی دستگاه قضایی آن آغاز می‌شود و عقب‌ماندگی، سرگردانی و دغدغه‌داری یک ملت را باید در معیوب بودن چرخ‌های قضایی آن جست‌وجو کرد. فلورا نتوانست ارث پدری‌اش را که حق مسلم او بود، پس بگیرد.

در کتاب در دو زمان برابر هستیم استدلال می‌کند که با ادامه وضع موجود، در این دنیا برابری واقعی وجود نخواهد داشت، زیرا آزمندی و خودخواهی همزاد انسان است و تنها نظام حکومتی می‌تواند این خصلت‌ها را مهار کند. او در کتاب نعمتی به نام اتحادیه نیز نوشته است که فرد به‌تنهایی نمی‌تواند حق خود را بگیرد، اما افراد وقتی در قالب یک اتحادیه کنار هم قرار گیرند، می‌توانند از منافع مشترک خود دفاع کنند. به همین دلیل، برخی مفسران او را یکی از مادران پیدایش سندیکا در جهان دانسته‌اند.

🧩 گوستاو لاندائور و سوسیالیسم مادی و معنوی

گوستاو لاندائور، فیلسوف و نویسنده چپ‌گرای آلمانی، در این روز در سال ۱۸۷۰ به دنیا آمد. او بر افکار کروپتکین و باکونین با کمی پالایش تعریف نوشت و آنها را به صورت اصول درآورد.

لاندائور در آثارش تعریفی تازه از سوسیالیسم ارائه داد. از نظر او، سوسیالیسم تنها به معنای برآوردن عادلانه نیازهای مادی مردم یا عدالت اقتصادی نیست، بلکه باید عدالت معنوی را نیز در جامعه برقرار کند تا روح و روان مردم نیز ارضا و اقناع شود. به باور او، آرزوی زندگی در محیطی برخوردار از عدالت عمومی، طبیعت مشترک همه انسان‌هاست و برای رسیدن به آن، آمادگی، اتحاد، پیمان و تلاش مشترک لازم است. اما همین دولت‌ها و حاکمان، برای حفظ قدرتی که به آن خو کرده‌اند، با دستاویزهای گوناگون مانع از این اتحاد می‌شوند.

او می‌گفت هر جا طبقه زحمت‌کش احساس کند که استثمار می‌شود، وقوع انقلاب قابل پیش‌بینی است و نمی‌توان برای مدت طولانی با زور مانع آن شد. کارگر می‌داند که چه کسانی از دسترنج او بهره می‌برند و کینه استثمارشده نسبت به استثمارگر روزبه‌روز بیشتر می‌شود تا سرانجام به انتقام برسد. از نظر لاندائور، سرمایه در نگاه کارگر هرگز قابل مقایسه با زحمتی که او متحمل می‌شود نیست.

او همچنین می‌نوشت که قدرت‌طلبان برای آنکه بتوانند به نام مبارزه با «آنارشیست» ـ و در قرن ۲۱ به نام «تروریست» ـ هر کاری که بخواهند انجام دهند، تصویری تحریف‌شده از انقلابیون ارائه می‌کنند. به باور او، خواست عدالت عمومی واقعیتی است که در درون هر انسانی وجود دارد، اما گروهی اندک با سرمایه و قدرت فراوان مانع می‌شوند بشر برای رسیدن به آن با هم متحد شود. لاندائور که گاه افکار فلسفی خود را به صورت داستان کوتاه برای مردم عادی نیز می‌نوشت، در دوم مه ۱۹۱۹ در مونیخ و پس از یک تظاهرات خیابانی به دست نظامیان کشته شد.

💰 در دنیای اقتصاد

🪙 روزی که روزولت نگهداری طلا را غیرقانونی کرد

فرانکلین دلانو روزولت، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، برای پایان دادن به بحران اقتصادی آن کشور، در پنجم آوریل ۱۹۳۳ بخشنامه معروف شماره ۶۱۰۲ را صادر کرد که بر اساس آن خرید و احتکار طلا به صورت سکه، شمش، گواهی و اوراق وابسته، غیرقانونی اعلام شد. دلیل این تصمیم آن بود که مردم به جای به‌کار انداختن پس‌اندازها در تولید و ایجاد کار، به خرید طلا و سفته‌بازی روی آورده بودند و همین مسئله هر روز بر بحران می‌افزود.

روزولت برای آنکه این دستور ضمانت اجرایی داشته باشد، از کنگره خواست مجازات نقض آن را تعیین کند. کنگره نیز قانونی تصویب کرد که بر اساس آن خرید و نگهداری طلا و نقره و امثال آن ـ جز در حد متعارف مانند حلقه ازدواج یا گردنبند ساده ـ جرم محسوب می‌شد و مجازات آن ۵ تا ۱۰ سال زندان و ۱۰ هزار دلار جریمه نقدی بود. این قانون برای همه، اعم از افراد، شرکت‌ها و بنیادها، یکسان بود.

روزولت یک ماه پیش از آن، در ۶ مارس ۱۹۳۳، هشدار داده بود که اگر خرید و نگهداری طلا و نقره متوقف نشود، رکود عمیق‌تر خواهد شد و امید به بازگشت توسعه اقتصادی از میان خواهد رفت. چون به این هشدار توجهی نشد، او ناچار به صدور بخشنامه و درخواست قانون کیفری از کنگره شد. اجرای این قانون به آمریکا کمک زیادی کرد و پس از بازگشت اقتصاد به وضعیت عادی، متوقف شد.

در نوامبر و دسامبر ۲۰۱۲، زمانی که جمهوری اسلامی ایران با هجوم دارندگان پول نقد به خرید طلا و امثال آن روبه‌رو شده بود، شماری از اقتصاددانان ایرانی مقیم اروپا و آمریکا پیشنهاد کردند که به‌طور موقت مقرراتی شبیه همین قانون در ایران تصویب شود. آنان استدلال می‌کردند که در کشوری مانند ایران، که یارانه و کنترل‌های اقتصادی وجود دارد، نباید تنها از تورم کالا و خدمات سخن گفت، بلکه باید به افزایش روزافزون حجم نقدینگی نیز توجه کرد؛ زیرا پول هم نوعی کالا است و وقتی حجم آن زیاد شود، ارزشش پایین می‌آید. از نظر آنان، یکی از بهترین راه‌ها برای مقابله با تورم پولی، بالا بردن نرخ بهره بانکی است تا پول اضافی جذب بانک شود و به جای خرید خانه و دیگر دارایی‌ها، به سمت تولید برود.

🏭 ۲۸ میلیون دلار حقوق و ۱۸ میلیون دلار پاداش برای مدیر کارخانه‌ای زیان‌ده

سال‌هاست که رسانه‌های کشورهای صنعتی از دستمزدهای بسیار بالا برای مدیران شرکت‌ها، حتی شرکت‌های زیان‌ده، گزارش می‌دهند. این رسانه‌ها اغلب درآمد مدیران را با درآمد افراد عادی مقایسه می‌کنند و برای حفظ آرامش اجتماعی خواستار تصویب قوانین تعدیل دستمزد می‌شوند.

در ششم آوریل ۲۰۰۷، رسانه‌های آمریکا به مناسبت سالگرد مرگ هنری فورد، نوشتند که آلن مولالی، مدیرعامل شرکت فورد، سالانه ۲۸ میلیون و ۱۸۰ هزار دلار حقوق ثابت دریافت کرده و علاوه بر آن ۱۸ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار پاداش گرفته است. این در حالی بود که شرکت فورد در سال ۲۰۰۶ حدود ۱۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار زیان داده بود. رسانه‌هایی که این خبر را منتشر کردند با شگفتی پرسیدند: پاداش برای چه؟ برای زیان دادن؟

در همان سال، شرکت قدیمی فورد برای صرفه‌جویی حتی تصمیم گرفته بود شعبه ۸۰ ساله خود در نورفک ویرجینیا را تعطیل کند. هنری فورد در هفتم آوریل ۱۹۴۷ در ۸۴ سالگی درگذشت.

🏛در دنیای کشورداری

📜 حق دادخواست مستقیم به رئیس کشور و پارلمان

از دهه هشتم قرن هفدهم رسم شد که هفتم آوریل هر سال را روز حق تظلم و دادخواست، یعنی حق دادن عریضه مستقیم به رئیس کشور یا رئیس پارلمان، بدانند. در چنین روزی در سال ۱۶۸۹، پارلمان انگلستان حق دادن عریضه مستقیم به پادشاه را برای اتباع این کشور تضمین کرد و بعدها این سنت به دیگر کشورها نیز راه یافت.

علت تصویب چنین قانونی آن بود که پادشاه وقت به عرایض مردم بی‌اعتنا بود. گرچه در اصل، دستگاه قضایی مرجع طبیعی رسیدگی به شکایات است، اما حق مراجعه مستقیم به رئیس کشور یا رئیس پارلمان، به عنوان حقی تازه برای مردم به رسمیت شناخته شد و نام The Right to Petition گرفت.

این عریضه‌ها می‌توانند سرگشاده باشند؛ یعنی در روزنامه چاپ شوند، برای افراد مختلف فرستاده شوند یا امروز در وبلاگ و ایمیل منتشر شوند. چنین عرایضی مشمول سلسله‌مراتب اداری نیستند و از آنها نمی‌توان علیه نویسنده در دادگاه استفاده کرد. رسیدگی به آنها نوعی تکلیف حکومت است و پاسخ دادن به آنها الزامی است. به همین دلیل، در کنار دفاتر رؤسای کشورها معمولاً بخشی ویژه برای رسیدگی به این عرایض وجود دارد و در پارلمان‌ها نیز کمیسیون‌هایی مانند کمیسیون اصل ۹۰ در ایران تشکیل شده‌اند.

در انگلستان قرن هفدهم، رئیس مجلس عوام یا اسپیکر برای اطمینان از رسیدن این نامه‌ها به پادشاه، شخصاً واسطه می‌شد و از همین‌جاست که عنوان «اسپیکر» به معنای سخنگوی مردم نزد حاکم پدید آمد. در پارلمان‌ها نیز معمولاً کمیسیون عرایض مکلف است اگر شکایتی جنبه عمومی دارد، نتیجه بررسی را اعلام کند تا همگان در جریان قرار گیرند.

مرور تاریخ نشان می‌دهد که پیش از پارلمان انگلستان نیز در شهر رم مردم می‌توانستند عرایض خود را در فوروم مطرح کنند یا مستقیماً به امپراتور بدهند. در ایران قدیم نیز خسرو انوشیروان و شاه عباس شخصاً به عرایض مردم رسیدگی می‌کردند. در خاطرات پزشک ویژه مائو تسه‌دونگ نیز آمده است که او هر روز نیمی از ساعات کار خود را به خواندن نامه‌های مردم اختصاص می‌داد.

 

🌍 سایر ملل

📕 نخستین افشاگری بزرگ که محرک انقلاب فرانسه شد

در ششم آوریل ۱۷۹۰، گروهی از مخالفان سلطنت در فرانسه مکتوبی با عنوان کتاب سرخ منتشر کردند که در آن فهرست هدایایی آمده بود که لویی شانزدهم از خزانه دولت به اشخاص مختلف داده بود. او برای این کار ۲۲۸ میلیون فرانک از خزانه فرانسه برداشت کرده بود، در حالی که بسیاری از خانواده‌های فرانسوی، به‌ویژه در پاریس، در فقر شدید به سر می‌بردند.

این کتاب همچنین فهرست بودجه‌های محرمانه دربار فرانسه را نیز منتشر کرد و نشان داد این بخشش‌ها یکی از عوامل خالی شدن خزانه دولت بوده‌اند. این اقدام را می‌توان یکی از نخستین نمونه‌های افشاگری رسانه‌ای در تاریخ دانست. انتشار کتاب سرخ خشم فرانسویان را بیشتر کرد و سه ماه بعد، با تصرف باستیل و آزادی زندانیان سیاسی، انقلاب وارد مرحله اصلی خود شد.

🧭 مهاجرت اسلاوها به جنوب و استقرار در بالکان

اسلاوهایی که از روسیه و اوکراین به حرکت درآمده و وارد بالکان شده بودند، در هفتم آوریل سال ۶۹۰ در شرق مقدونیه از ارتش روم شرقی شکست خوردند و موقتاً عقب رانده شدند. اما این شکست مانع استقرار آنان در بالکان نشد.

اسلاوها به‌تدریج در اروپای جنوبی پیشروی کردند و بعدها صربستان بزرگ‌ترین سرزمین اسلاونشین آن منطقه شد. در پایان جنگ جهانی اول، اسلاوهای جنوبی کشور واحدی به وجود آوردند که در سال ۱۹۲۹ نام یوگوسلاوی بر خود گرفت. پس از جنگ جهانی دوم، تیتو آن را به صورت یک کنفدراسیون سوسیالیستی درآورد، اما پس از مرگ او، آن ساختار به‌تدریج فروپاشید. برخی تحلیلگران معتقدند که قدرت‌های غربی که منافع خود را در تقسیم کشورها به واحدهای کوچک‌تر می‌بینند، به این فروپاشی کمک کردند.

همچنین گفته شده بود که در زمان برژنف به او پیشنهاد شده بود اتحاد شوروی به شکل امپراتوری روسیه بازسازی و در کنار آن جامعه مشترک‌المنافعی مشابه کنفدراسیون ایجاد شود، اما او این پیشنهاد را معلق گذاشت. برخی مورخان معتقدند اگر آن طرح عملی می‌شد، هم شوروی و هم یوگوسلاوی فرو نمی‌پاشیدند و جهان امروز چهره‌ای کاملاً متفاوت داشت.

🇦🇱 روزی که ایتالیا برای احیای امپراتوری روم آلبانی را اشغال کرد

در هفتم آوریل ۱۹۳۹، ایتالیا کشور آلبانی را که در شرق دریای آدریاتیک و نزدیک خاک ایتالیا قرار دارد، به این بهانه اشغال نظامی کرد که قرن‌ها پیش بخشی از امپراتوری روم بوده است. جامعه ملل نتوانست مانع این اقدام شود و همین ناتوانی عملاً نقطه پایان اعتبار آن نهاد بود. به دنبال همین ضعف، رهبران آمریکا و انگلستان در جریان جنگ جهانی دوم به فکر تأسیس سازمان ملل متحد افتادند.

🎯 فرضیه دومینو و اهمیت ایران در سیاست خارجی آمریکا

ژنرال آیزنهاور، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در هفتم آوریل ۱۹۵۴ در یک مصاحبه عمومی، فرضیه دومینو را مطرح کرد؛ نظریه‌ای که تا امروز نیز در سیاست خارجی آمریکا اثرگذار مانده است. او گفت اگر یک کشور یا حتی یک ناحیه کوچک از کشوری تحت سلطه یا نفوذ کمونیست‌ها قرار گیرد، این سلطه به سرعت گسترش می‌یابد، مگر اینکه در نطفه خفه شود.

او در توضیح این نظریه افزود که اگر ترومن پس از جنگ جهانی دوم با کمک‌های نظامی و اقتصادی به یونان و ترکیه، حمایت از محافظه‌کاران ایتالیا و هشدارهای پیاپی به شوروی بر سر مسئله آذربایجان ایران وارد عمل نشده بود، نه‌تنها خاورمیانه بلکه منطقه مدیترانه نیز به دست عوامل مسکو می‌افتاد. بعدها برخی تفسیرنگاران نوشتند که اگر ایران در کنار روسیه قرار گرفته بود، شاید به جای بلوک شرق، این بلوک غرب و ناتو بودند که فرو می‌پاشیدند؛ زیرا ایران کلید ورود به آسیای غربی و جنوبی و بازمانده یک امپراتوری بزرگ با مشروعیت تاریخی در منطقه است.

💥 انفجار کاباره در برلین و بهانه حمله به لیبی

در پنجم آوریل ۱۹۸۶، بر اثر انفجار بمب در دیسکوتک لابِل در برلین غربی، که محل رفت‌وآمد نظامیان آمریکایی بود، دو نفر کشته و بیش از صد نفر مجروح شدند. یکی از کشته‌ها نظامی آمریکایی و دیگری زنی ترک‌تبار بود.

رونالد ریگن، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، که در اندیشه تضعیف لیبی بود، از این فرصت استفاده کرد و بمب‌گذاری را کار عوامل لیبی دانست. سپس موضوع پرواز دو هواپیمای لیبیایی در نزدیکی یک ناو آمریکایی در مدیترانه را نیز به آن افزود و خاک لیبی را هدف حمله هوایی قرار داد. برخی مورخان نظامی نوشته‌اند که همین حمله ضعف هواپیماهای ساخت شوروی را که نیروی هوایی لیبی به آنها مجهز بود، آشکار کرد و بعدها در مذاکرات گورباچف با ریگن بی‌تأثیر نبود.

🪖 سازش پنهانی مسکو و واشنگتن بر سر افغانستان

در این روز در سال ۱۹۸۸، در پی مذاکرات و توافق‌های پنهانی میان مسکو و واشنگتن، دولت گورباچف اعلام کرد نیروهای نظامی شوروی را از افغانستان خارج خواهد کرد. این خروج در سال ۱۹۸۹ تکمیل شد.

نیروهای شوروی که شمارشان از ۱۱۹ هزار نفر تجاوز نکرد، ۹ سال پیش‌تر وارد افغانستان شده بودند تا این کشور که گرفتار نزاع داخلی کمونیست‌ها شده بود، تحت نفوذ آمریکا قرار نگیرد. دولت آمریکا با پول و اسلحه برخی قبایل افغانستان را علیه شوروی بسیج کرده بود و پشتون‌های پاکستان و همچنین عربستان سعودی نیز به این روند کمک می‌کردند. گفته شده است که طالبان و القاعده محصول همان سیاست بودند.

🏙روزی که نیروهای آمریکا وارد بغداد شدند

در هفتم آوریل ۲۰۰۳، واحدهای نظامی آمریکا وارد بغداد شدند و دو روز بعد پایان حکومت صدام حسین اعلام شد. دولت آمریکا موقتاً اداره عراق را به دست گرفت و جورج دبلیو بوش در اول مه ۲۰۰۳ پایان عملیات نظامی برای تصرف عراق را اعلام کرد و آن را «جنگ برای آزادی عراق» نامید.

اما چند ماه بعد، با انفجار ساختمان دفتر سازمان ملل در بغداد، ناآرامی‌های مسلحانه آغاز شد و این وضعیت، به‌رغم خروج نیروهای رزمی آمریکا در دسامبر ۲۰۱۱، همچنان ادامه یافت. برخی تحلیلگران این وضع را نتیجه آشکار شدن اختلافات مذهبی، قومی و رقابت بر سر نفت و قدرت در عراق پس از اشغال می‌دانند.

💍 ازدواج به شیوه Common Law

روزنامه‌های آمریکا در پنجم آوریل ۲۰۰۵ گزارشی منتشر کردند که به نظر بسیاری بی‌سابقه بود: مردی ۹۵ ساله به نام زینس اوهیر و زنی ۹۴ ساله به نام الی وارن رسماً ازدواج کرده بودند، در حالی که بیش از ۷۵ سال با هم زندگی مشترک داشتند و فرزند و نوه و نتیجه مشترک داشتند. ازدواج آنان از نوع Common Law بود؛ یعنی نوعی زندگی مشترک غیررسمی اما پذیرفته‌شده.

این دو هنگام ثبت ازدواج گفتند چون دیگر از تشریفات طلاق بیمی ندارند، تصمیم گرفته‌اند رابطه خود را رسمی کنند. در بسیاری از کشورهای مسیحی، به دلیل پیچیدگی و دشواری تشریفات طلاق، بخشی از مردم به ازدواج‌های غیررسمی یا آزمایشی روی آورده‌اند. در برخی ایالت‌های آمریکا نیز نوعی ازدواج آزمایشی قانونی شده است که اگر طرفین بخواهند، می‌تواند بعدها دائمی شود.

💸 بحران بودجه کالیفرنیا و هزینه درمان مهاجران ایرانی

رسانه‌های آمریکا در ششم آوریل ۲۰۰۸، ضمن گزارش از کسری بودجه ایالت ۳۷ میلیونی کالیفرنیا و اجبار دولت ایالتی به صرفه‌جویی، از جمله کاهش ساعات درسی مدارس، به تقلب برخی مهاجران خارجی در ندادن مالیات و استفاده از کمک‌های دولتی اشاره کردند. گفته می‌شد که برخی مهاجران درآمد خود را پنهان می‌کنند، با کار نقدی و «زیرمیزی» مالیات نمی‌دهند و حتی درآمدهای خود را در کشور زادگاه نیز اعلام نمی‌کنند.

در این گزارش‌ها به کثرت مهاجران ایرانی در کالیفرنیا نیز اشاره شده بود. در آوریل ۲۰۱۰، رسانه‌ها دوباره نوشتند که بیش از سه هزار ایرانی در کالیفرنیا از برنامه مدی‌کَل، یعنی درمان رایگان با پول مالیات‌دهندگان ایالت، استفاده می‌کنند؛ زیرا خود را بی‌چیز معرفی کرده‌اند. در حالی که به نوشته رسانه‌ها، بسیاری از آنان سالمند، از طبقه متوسط ایران و دارای درآمدهایی در کشور خود هستند. این رسانه‌ها می‌گفتند هزینه درمان این افراد میلیون‌ها دلار است و در شرایط بحران مالی، به موضوعی جدی تبدیل شده است.

👩💼 یک بانوی ۳۹ ساله رئیس‌جمهور کشور مسلمان‌نشین کوزوو شد

ویوسا عثمانی به ریاست‌جمهوری کوزوو انتخاب شد و از چهارم آوریل ۲۰۲۱ کار خود را آغاز کرد. کوزوو کشوری دو میلیونی در بالکان است که ۹۵.۶ درصد جمعیت آن مسلمان هستند. ویوسا عثمانی که در آمریکا، در دانشگاه پیتسبورگ، تحصیل کرده، پیش‌تر نیز مقام‌های دولتی انتخابی و انتصابی داشته است.

کوزوو که پیش‌تر بخشی از کنفدراسیون یوگوسلاوی بود، با جنگ و با کمک ناتو از صربستان جدا شد و در فوریه ۲۰۰۸ اعلام استقلال کرد. با این حال، صربستان و چند کشور دیگر هنوز استقلال آن را به رسمیت نشناخته‌اند.

🇷🇺 پوتین و امکان ماندن در قدرت تا ۲۰۳۶

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در هفته نخست آوریل ۲۰۲۱ قانونی را امضا کرد که بر اساس آن می‌تواند پس از پایان دوره کنونی خود، برای دو دوره شش‌ساله دیگر نیز نامزد شود. این اصلاحیه پیش‌تر در همه‌پرسی تابستان ۲۰۲۰ تصویب شده بود.

بر اساس این قانون، پوتین که در آن زمان ۶۸ ساله بود، می‌تواند تا سال ۲۰۳۶ و تا سن ۸۳ سالگی در رأس قدرت باقی بماند. او از سال ۲۰۰۰ رهبر روسیه بوده و پیش از آن، مأمور کا.گ.ب بود. گفته شده که در دوران فروپاشی آلمان شرقی، او مسئول سوزاندن صدها پرونده امنیتی بود تا به دست غرب نیفتند.

🇨🇦 وزیر ایرانی‌تبار در دولت تازه کانادا

دولت تازه کانادا به ریاست مارک کارنی در ۱۴ مارس ۲۰۲۵ آغاز به کار کرد و در میان ۲۴ وزیر آن، یک وزیر ایرانی‌تبار نیز حضور داشت: علی سیروس احساسی. او ۵۵ ساله است، ده سال عضو حزب لیبرال در پارلمان کانادا بوده و رئیس کمیته روابط خارجی پارلمان نیز بوده است.

علی احساسی از نوادگان عبدالحسین تیمورتاش، سیاستمدار معروف ایران، است. پدر او نیز دیپلمات دولت ایران بود و علی در زمانی که پدرش در سفارت ایران در سوئیس مأموریت داشت، به دنیا آمد. خانواده‌اش در سال انقلاب ایران را ترک کردند و او در کانادا، انگلیس و آمریکا اقتصاد و حقوق خواند و در تجارت بین‌الملل و حل اختلافات تخصص یافت.

📌 برخی دیگر از رویدادهای ۷ آوریل

  • ۴۵۱ میلادی: آتیلا، رهبر هون‌ها، در جریان حمله به سرزمین گل، شهر متز را تصرف و غارت کرد.
  • ۱۳۴۱: دانشگاه کارلوا در پراگ آغاز به کار کرد.
  • ۱۶۵۲: مهاجران هلندی در کیپ‌تاون مستقر شدند.
  • ۱۷۷۰: فرانسیس لاول نخستین کارخانه نساجی را که پنبه خام را به نخ و پارچه تبدیل می‌کرد، ایجاد کرد.
  • ۱۷۸۸: گروهی از مهاجران اروپایی وارد اوهایو شدند.
  • ۱۹۳۹: ایتالیا حمله به آلبانی را آغاز کرد.
  • ۱۹۴۲: سازمان انتشارات و تبلیغات ایران از وزارت فرهنگ جدا شد و به نخست‌وزیری وابسته گردید.
  • ۱۹۴۶: فرانسه استقلال سوریه را به رسمیت شناخت و ظرف ده روز نیروهای خود را خارج کرد.
  • ۱۹۴۸: سازمان جهانی بهداشت (WHO) تأسیس شد.
  • ۱۹۹۰: یک دادگاه فدرال آمریکا جان پویندکستر را در پرونده ایران-کنترا محکوم کرد.
  • ۲۰۰۳: نیروهای نظامی آمریکا وارد بغداد شدند و دولت عراق فروپاشید.

گردآوری: ساموئل (پیمان) سلاحی

کانال تلگرامی هرگز نخواهیم بخشید

اگر بخواهی، در مرحله بعد همین متن را هم در قالب نسخه نهایی صفحه‌آرایی‌شده برای سایت یا نسخه کوتاه‌شده برای پوستر تنظیم می‌کنم.

 

(No Ratings Yet)
پیمایش به بالا