امروز در ایران و جهان چه گذشت ۱۶ آوریل | ۲۷ فروردین

امروز در ایران و جهان چه گذشت

۱۶ آوریل | ۲۷ فروردین

ایران

۱) روزی که تخت جمشید پایتخت ایران اعلام شد

بر پایه محاسبات تقویمی، ۱۶ آوریل سال ۴۶۵ پیش از میلاد روزی است که «تخت جمشید» به عنوان پایتخت شاهنشاهی ایران اعلام شد. اردشیر یکم، از شاهان هخامنشی، پس از نشستن بر تخت پادشاهی در پاسارگاد تصمیم گرفت که تخت جمشید شاه‌نشین و پایتخت نخست ایران باشد. مورخان یونانی این شهر را با نام «پرسپولیس» به جهان شناسانده‌اند.

در آن زمان، اردشیر یکم بر امپراتوری عظیمی فرمان می‌راند که از دانوب تا سند و از سیردریا تا سودان، مصر و بخش شرقی لیبی امروز گسترده بود. نوروز همان سال در تخت جمشید برگزار شده بود، اما اعلام رسمی انتقال پایتخت از پاسارگاد به تخت جمشید حدود ۲۷ روز پس از نوروز صورت گرفت. این فاصله زمانی بی‌معنا نبود؛ زیرا اهمیت نوروز در فرهنگ سیاسی و ملی ایران چنان بالا بود که نباید در سایه رویداد دیگری، حتی پایتخت شدن تخت جمشید، قرار می‌گرفت.

طرح ساخت تخت جمشید از داریوش بزرگ بود و تکمیل این مجموعه باشکوه ۵۱ سال زمان برد. عظمت معماری، هنر و مهندسی آن چنان بود که هنوز نیز از آن به عنوان یکی از مهم‌ترین بناهای جهان باستان یاد می‌شود. این مجموعه که به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد، نه فقط یک کاخ سلطنتی، بلکه نماد هویت تاریخی و اقتدار تمدنی ایرانیان بود.

در همان روز اعلام شد که «شوش» همچنان پایتخت اداری کشور باقی می‌ماند و کارمندان دولت می‌توانند در فصل گرما برای ادامه کار به همدان بروند. همچنین احتمال داده شده بود که شاه زمستان را در شوش بگذراند. به همین دلیل، برخی مورخان یونانی ایران هخامنشی را دارای سه پایتخت دانسته‌اند: تخت جمشید، شوش و همدان.

سیستم پست و ارتباطات ایران باستان نیز به اندازه‌ای پیشرفته بود که خبرهای حکومتی ظرف کمتر از یک هفته به سراسر امپراتوری می‌رسید. همین توان اداری و ارتباطی، یکی از پایه‌های دولت‌سازی هخامنشی بود.

در ۱۸ آوریل ۲۰۰۷، محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت، دو روز پس از سالگرد این رویداد از تخت جمشید بازدید کرد و با گردشگران، که عمدتاً خارجی بودند، گفت‌وگو داشت. برخی تحلیلگران این اقدام را نوعی نمایش گرایش ناسیونالیستی در جمهوری اسلامی دانستند؛ گرایشی که بعدها نیز در اشکال مختلف ادامه یافت. نگرانی بخشی از غرب نیز از همین‌جا ناشی می‌شد: احیای ناسیونالیسم ایرانی، نه صرفاً به عنوان احساس فرهنگی، بلکه به عنوان نیرویی سیاسی و تاریخی.

۲) قرارداد صلح ایران و عثمانی پس از یک جنگ سه‌ساله

در ۱۶ آوریل ۱۶۱۳، در اصفهان، مذاکرات صلح میان ایران و عثمانی با امضای یک قرارداد پایان یافت. این پیمان پس از سه سال جنگ به دست آمد؛ جنگی که عمدتاً در ایروان، قارص و منطقه وان جریان داشت و در آن، ارتش نوسازی‌شده ایران توانست در همه جبهه‌ها دست بالا را داشته باشد.

اهمیت این جنگ در آن بود که ارتش جدید صفوی، برخلاف نیروی سنتی قزلباش، بر پایه انتخاب نیرو از میان عموم مردم شکل گرفته بود؛ چیزی شبیه نظام وظیفه که در آن هر خانواده موظف به دادن یک سرباز بود. پیش از آن، نیروهای مسلح صفوی بیشتر از میان ایلات و عشایر خاص انتخاب می‌شدند و وفاداری آنان غالباً نه به دولت مرکزی، بلکه به سران ایل بود. این ساختار، هم در میدان جنگ و هم در سیاست داخلی، مداخله‌گر و پرهزینه بود.

نتیجه جنگ و قرارداد صلح ۱۶۱۳ آن بود که دولت عثمانی از همه دعاوی خود در قفقاز ایران دست کشید. این پیمان، از این جهت، نه فقط یک قرارداد مرزی، بلکه نشانه‌ای از موفقیت الگوی جدید تمرکز نظامی و سیاسی در دولت صفوی بود.

۳) روزگار ضعف؛ وقتی روسیه از ایران غرامت می‌خواست

در ۱۶ آوریل ۱۹۰۸، ایران به مرحله‌ای از ضعف و تحقیر سیاسی رسیده بود که دولت روسیه، تنها به دلیل بازداشت موقت دو تبعه قفقازی خود که متهم به مشارکت در سوءقصد به محمدعلی‌شاه بودند، از دولت ایران مطالبه غرامت و عذرخواهی رسمی کرد.

ماجرا از هشتم اسفند ۱۲۸۶ آغاز شده بود؛ زمانی که دو بمب دستی به سوی کالسکه محمدعلی‌شاه در تهران پرتاب شد. شاه آسیب ندید، اما چند تن از محافظان و همراهان او کشته شدند. در پی این حادثه، پلیس به دو مظنون قفقازی بدگمان شد و آنان را برای بازجویی بازداشت کرد. همین اقدام کافی بود تا روسیه وارد میدان شود و دولت ایران را تحت فشار قرار دهد.

این واقعه فقط یک برخورد دیپلماتیک نبود؛ نشانه‌ای بود از میزان فروریختگی اقتدار دولت قاجار. در همان روز وقوع سوءقصد، به دستور شاه، فرماندار تهران، ظفرالسلطنه، را تنبیه کردند. او پیش‌تر قرار بود وزیر جنگ شود، اما پس از حادثه، به جای ارتقا، تحقیر شد.

روس‌ها که در آن زمان خود را حامی محمدعلی‌شاه نشان می‌دادند، این سوءقصد را به عوامل انگلیس نسبت می‌دادند. ایران در آن دوره، عملاً به یکی از میدان‌های اصلی رقابت روس و انگلیس تبدیل شده بود. اشاره به واقعه مشابهی در سرایوو در سال ۱۹۱۴ نیز از همین منظر مهم است: در آنجا، یک ترور منطقه‌ای به جنگ جهانی انجامید؛ در ایران، اما حتی بازداشت چند مظنون نیز به مطالبه غرامت از سوی یک قدرت خارجی منجر می‌شد.

۴) گشایش گرمابه گنجعلی‌خان کرمان

در ۱۶ آوریل ۱۵۹۸، گرمابه گنجعلی‌خان در بازار کرمان گشایش یافت. گنجعلی‌خان که از سوی شاه عباس صفوی حاکم کرمان شده بود، این گرمابه بزرگ را به عنوان بخشی از مجموعه شهری خود ساخت.

این حمام سنتی، پس از قرن‌ها استفاده عمومی، از دهه‌های بعدی قرن بیستم به موزه تبدیل شد. امروزه این مجموعه با مجسمه‌های مومی، شیوه کار حمام‌های عمومی قدیم ایران را بازسازی می‌کند: از کیسه‌کشی و مشت‌ومال تا رخت‌کن، استراحت و معاشرت.

حمام در ایران قدیم فقط محل شست‌وشو نبود؛ فضایی اجتماعی نیز بود. رخت‌کن حمام‌ها گاه به محل دیدار دوستان، گفت‌وگو، نوشیدن چای و حتی کشیدن قلیان تبدیل می‌شد. از این منظر، گرمابه گنجعلی‌خان فقط یک بنای معماری نیست؛ سندی از زیست‌جهان شهری ایران سنتی است.

در قلمرو اندیشه

۵) درگذشت الکسی دو توکویل و فرمول او برای دموکراسی

الکسی دو توکویل، اندیشمند لیبرال فرانسوی، در ۱۶ آوریل ۱۸۵۹ در ۵۴ سالگی درگذشت. او نویسنده آثاری مهم چون دموکراسی در آمریکا و نظام پیشین و انقلاب بود و از تأثیرگذارترین متفکران قرن نوزدهم در بحث آزادی، برابری و جامعه مدنی به شمار می‌رود.

توکویل نگران آن بود که «اکثریت» نیز بتواند به استبداد تبدیل شود. او فرمولی مشهور برای دموکراسی ارائه کرده بود:

برابری در حقوق + نبود تبعیض در جامعه + آزادی = دموکراسی

از نگاه او، جامعه‌ای دموکراتیک فقط با صندوق رأی ساخته نمی‌شود؛ بلکه نیازمند شبکه‌ای از انجمن‌های داوطلبانه در همه حوزه‌هاست. او معتقد بود هرجا مردم دارای منافع و خواست مشترک باشند، می‌توانند در قالب انجمن‌ها سازمان یابند و از حقوق خود دفاع کنند. چنین ساختاری، پایه جامعه مدنی است.

توکویل همچنین بهترین رئیس دولت را کسی می‌دانست که در دوران زمامداری‌اش، مردم در آرامش، بدون ترس و ارعاب زندگی کنند؛ زیرا تنها در محیط امن و آرام است که پیشرفت واقعی امکان‌پذیر می‌شود. او در نویسندگی و سخنوری نیز بر سادگی تأکید داشت و جمله معروفش این بود:
«مردم، دروغ ساده را راحت‌تر از حقیقت پیچیده می‌پذیرند.»

در قلمرو دموکراسی

۶) لنین، تمرین دموکراسی و سیاست هرمی انتخابات

در ۱۶ آوریل ۱۹۱۷، لنین پس از بازگشت از تبعید، نطقی ایراد کرد که بعدها از آن به عنوان یکی از سخنرانی‌های اساسی او یاد شد. او در این سخنرانی، کاپیتالیسم، سلطه‌جویی و رقابت برای استثمار ملت‌ها را علت اصلی جنگ جهانی اول دانست و افزود بی‌اعتنایی دولت‌ها به شکایت‌ها، انتقادها و مطالبات مردم، بستر عصیان و انقلاب را فراهم می‌کند.

لنین در همین نطق، الگویی برای تمرین دموکراسی پیشنهاد کرد که بر پایه انتخابات پلکانی و هرمی بود:
مردم در سطح محله و واحدهای کوچک، نمایندگان خود را که بهتر می‌شناختند انتخاب کنند؛ سپس این منتخبین، نمایندگان سطح بالاتر را برگزینند و این روند تا شوراهای عالی ادامه یابد. از دید او، این روش از نفوذ تبلیغات، ساخت‌وپاخت، بده‌بستان‌های سیاسی و انتخاب‌های غیرواقعی جلوگیری می‌کرد.

او تأکید داشت اداره کشور باید شورایی باشد، نه فردی، و سازوکاری دائمی برای دریافت شکایت‌ها، نقدها و پیشنهادهای مردم وجود داشته باشد؛ زیرا نارضایتیِ بی‌پاسخ، به یأس، رکود و شورش می‌انجامد. لنین فساد اداری و اقتصادی را عاملی می‌دانست که جامعه را به پرتگاه می‌کشاند.

با این حال، تجربه قرن بیستم نشان داد که شوروی در عمل نتوانست این ایده‌ها را به‌طور کامل اجرا کند. ضعف آموزش و پرورش، ضعف ژورنالیسم، دوری از شعارهای اولیه انقلاب، فساد در انتخاب مدیران و فاصله گرفتن از سوسیالیسم واقعی، از عواملی بودند که به فروپاشی ۱۹۹۱ انجامیدند. سرعت بازگشت جامعه شوروی سابق به الگوهای رفتاری پیشین نیز نشان داد که تحول ذهنی و فرهنگی عمیق رخ نداده بود.

در همین چارچوب، برخی تحلیلگران بعدها استدلال کردند که بخشی از مسئله لیبی در سال ۲۰۱۱ نیز به آن بازمی‌گشت که قذافی نوعی ساختار جماهیری و شبه‌شورایی را، هرچند به شکلی خاص و اقتدارگرایانه، دنبال می‌کرد. از نظر این گروه، دخالت ناتو در لیبی نه فقط یک عملیات ژئوپلیتیک، بلکه مداخله‌ای برای حذف یک الگوی ناهمخوان با نظم مطلوب غرب بود.

در قلمرو ادبیات

۷) زادروز آناتول فرانس و کورتیوس، و خودکشی کاواباتا

۱۶ آوریل، زادروز گئورگ کورتیوس زبان‌شناس آلمانی و آناتول فرانس نویسنده معروف فرانسوی است؛ و نیز سالروز خودکشی یاسوناری کاواباتا نویسنده بلندآوازه ژاپنی.

کورتیوس در ۱۶ آوریل ۱۸۲۰ به دنیا آمد و در ۱۸۸۵ درگذشت. او در زمینه زبان‌های کلاسیک، ریشه زبان‌های اروپایی و واژه‌های برگرفته از یونانی و لاتین پژوهش‌های مهمی انجام داد و آثار متعددی از خود به‌جا گذاشت.

آناتول فرانس نیز در ۱۶ آوریل ۱۸۴۴ متولد شد و در ۱۹۲۴ درگذشت. او برنده جایزه نوبل ادبیات ۱۹۲۱ بود و در ادبیات فرانسه جایگاهی برجسته دارد.

یاسوناری کاواباتا، نخستین ژاپنیِ برنده نوبل ادبیات، در ۱۶ آوریل ۱۹۷۲ در ۷۳ سالگی خودکشی کرد. او بیش از صد داستان نوشت و آثارش سرشار از حس تنهایی، سکوت و خوداتکایی است؛ امری که بی‌ارتباط با یتیم شدن زودهنگام او در کودکی نبود. سبک نوشتن او ساده، فشرده و بی‌تکلف بود و برخی آن را به نثر حادثه‌نویسی در روزنامه‌نگاری شبیه دانسته‌اند.

سایر ملل

۸) آغاز جنگ سرد و نقش رسانه در آن

اصطلاح «جنگ سرد» در ۱۶ آوریل ۱۹۴۷ وارد ادبیات سیاسی جهان شد؛ زمانی که برنارد باروک، مشاور هری ترومن، آن را در یک سخنرانی رسمی به کار برد. اندکی بعد، والتر لیپمن نیز این اصطلاح را عنوان کتاب خود قرار داد و به این ترتیب، مفهوم جنگ سرد به معنای دشمنی پایدار، تنش سیاسی، فشار اقتصادی و خصومت غیرمستقیم میان دولت‌ها جا افتاد.

پیش از آن نیز جورج اورول در سال ۱۹۴۵ پیش‌بینی کرده بود که پس از ظهور سلاح اتمی، درگیری‌های میان قدرت‌ها به جای جنگ مستقیم، بیشتر شکل سرد و غیرنظامی خواهد یافت؛ مگر در مناطق ضعیف، تقسیم‌شده یا دچار شکاف داخلی. تجربه نیمه دوم قرن بیستم نشان داد که این پیش‌بینی تا حد زیادی درست بود.

جنگ سرد میان واشنگتن و مسکو، از اواخر دهه ۱۹۴۰ تا اوایل دهه ۱۹۹۰ ادامه یافت. دو بحران مهم، یعنی بحران برلین در ۱۹۶۱ و بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲، جهان را تا آستانه جنگ اتمی بردند، اما هر دو با مصالحه پایان یافتند.

در این میان، رسانه‌ها به یکی از مهم‌ترین ابزارهای جنگ سرد تبدیل شدند. رادیو، تلویزیون، مطبوعات، و بعدها ماهواره، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، همه به سلاح‌هایی برای عملیات روانی و اثرگذاری بر افکار عمومی بدل شدند. در چنین جنگی، روزنامه‌نگاران، مفسران و سخنرانان نقش سربازان جبهه را پیدا می‌کنند و طرفی که در روایت‌سازی تواناتر باشد، معمولاً دست بالا را می‌گیرد.

از این منظر، ضعف ژورنالیسم شوروی یکی از عوامل مهم شکست آن ارزیابی شده است. شوروی هرچند دارای زرادخانه‌ای عظیم بود، اما در جنگ روایت، اقناع و ارتباط با افکار عمومی، از رقیب غربی عقب افتاد.

۹) روزی که خمر سرخ بر کامبوج مسلط شد

در ۱۶ و ۱۷ آوریل ۱۹۷۵، پس از پنج سال جنگ، نیروهای «خمر روژ» یا خمر سرخ بر کامبوج مسلط شدند و تصرف پنوم‌پن، پایتخت کشور، در ۱۷ آوریل کامل شد. لون نول، رئیس دولت وقت که مورد حمایت آمریکا بود، پیش‌تر گریخته بود.

خمر سرخ که یک جنبش کمونیستی افراطی بود، با حمایت ویتنام شمالی و کمونیست‌های لائوس به پیروزی رسید. پس از استقرار در قدرت، این جنبش نام کشور را به «کامپوچیه» تغییر داد و نظمی رادیکال و خشونت‌بار برقرار کرد. آنان پول و طلا را بی‌ارزش اعلام کردند، شهرنشینان و شاغلان بخش خدمات را «زالوهای جامعه» نامیدند و آنان را به روستاها فرستادند تا به کشاورزی بپردازند.

این سیاست‌ها به دلیل بی‌ظرفیتی روستاها و فقدان امکانات، به فاجعه انسانی انجامید. رژیم خمر سرخ تا زمانی دوام آورد که از پشتیبانی ویتنام برخوردار بود؛ اما پس از طرح ادعاهای ارضی علیه ویتنام، همان نیروی حامی پیشین به عامل سقوط آن بدل شد.

۱۰) اخراج عرب از مناطق کردنشین عراق

در ۱۵ آوریل ۲۰۰۳، «سی. جی. چیورز» خبرنگار نیویورک‌تایمز، از عراق گزارش داد که در منطقه کرکوک، کردها دست به بیرون راندن عرب‌ها زده‌اند و خانه‌های آنان را تصرف می‌کنند. استدلال کردها این بود که در دوران صدام حسین، دولت مرکزی برای تغییر ترکیب جمعیتی منطقه، عرب‌ها را به این مناطق کوچ داده بود و اکنون باید این «غصب جمعیتی» جبران شود.

عرب‌ها و کردها هرکدام روایت خود را داشتند. برخی کردها حتی به خبرنگاران گفته بودند که آمریکا با این اقدام موافق است. اما نیویورک‌تایمز نوشت که هیچ مقام رسمی در واشنگتن چنین حمایتی را تأیید نکرده است.

این گزارش اهمیت داشت، زیرا خیلی زود نشان داد که پس از سقوط صدام، منازعه در عراق فقط میان اشغالگران و حکومت سابق نخواهد بود؛ بلکه شکاف‌های قومی، سرزمینی و جمعیتی نیز با قدرت سر باز خواهند کرد.

۱۱) چند رویداد دیگر در ۱۶ آوریل

در ۱۶ آوریل سال‌های مختلف، رویدادهای مهم دیگری نیز رخ داده است:

در ۱۵۲۹، «لوئی دو برکوئن» فرانسوی فقط به دلیل ترجمه بخشی از اندیشه‌های لوتر به زبان فرانسه، به اتهام ارتداد اعدام و سوزانده شد.

در ۱۸۱۸، سنای آمریکا طرح غیرمسلح بودن مرزهای آمریکا و کانادا را تصویب کرد؛ توافقی که بعدها به قانون «راش-بیگوت» معروف شد.

در ۱۹۲۲، دولت آلمان، برخلاف میل انگلستان و فرانسه، حکومت بلشویکی روسیه را به رسمیت شناخت و دو طرف پیمان مودت امضا کردند.

در ۱۹۳۸، دولت بریتانیا الحاق اتیوپی به ایتالیا را پذیرفت؛ اقدامی در چارچوب سیاست امتیازدهی به فاشیسم.

در ۱۹۴۵، حمله زمینی ارتش شوروی به برلین آغاز شد؛ تهاجمی که به سقوط پایتخت رایش سوم و پایان جنگ در جبهه اروپا انجامید.

در ۱۹۴۶، آمریکا نخستین موشک وی-۲ را که از آلمان به دست آورده بود، آزمایش کرد.

در ۱۹۶۱، فیدل کاسترو رسماً اعلام کرد که کمونیست است و کوبا راه سوسیالیسم مارکسیستی-لنینیستی را در پیش خواهد گرفت.

در ۱۹۹۲ نیز دکتر نجیب‌الله از ریاست دولت افغانستان کناره‌گیری کرد.

جمع‌بندی

رویدادهای ۱۶ آوریل، یک خط ممتد تاریخی را نشان می‌دهند:
از قدرت سازمان‌یافته ایران باستان در تخت جمشید، تا اصلاح نظام نظامی صفوی، از ذلت دوران قاجار تا بحث‌های نظری درباره دموکراسی، رسانه، جنگ سرد و دولت مدرن. در این میان، یک نکته ثابت می‌ماند: هر جا دولت دارای ظرفیت، اعتمادبه‌نفس ملی و نظم نهادی بوده، ایران و دیگر کشورها توانسته‌اند بازیگر باشند؛ و هر جا ضعف، وابستگی و بی‌سامانی بر ساختار حاکم شده، همان کشورها به میدان مداخله دیگران تبدیل شده‌اند.

 

(No Ratings Yet)
پیمایش به بالا