🗓️🇮🇷🌍 امروز در ایران و جهان چه گذشت
مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در روز ۵ آوریل
ایران
👑 کارهای بلاش یکم؛ شاهی انتخابی و یک ناسیونالیست ایرانی
سه روز بعد از ۱۳ فروردین سال ۵۲ میلادی، یعنی در پنجم آوریل، مِهستان ایران ــ که در عمل سنای ایران بود ــ از میان شاهزادگان اشکانی و خاندانهای وابسته، بلاش را به پادشاهی برگزید. مادر او از مادهای ایران، یعنی از تبار کُرد، بود. بلاش پس از رسیدن به سلطنت، برادرش تیرداد را نیز شاه ارمنستان کرد.
در کتاب «تاریخ عمومی» از بلاش یکم به عنوان یک ناسیونالیست ایرانی یاد شده است. او نه فقط آیینها و مراسم دوره هخامنشی را دوباره زنده کرد، بلکه اجرای آنها را به صورت قانون درآورد و به تصویب مهستان رساند. بلاش همچنین هر آنچه را که از دنیای هلنیستی و یونانی، از زمان جانشینان اسکندر، در ایران باقی مانده بود ممنوع کرد؛ حتی استفاده از حروف یونانی روی سکهها و نیز بهکار بردن نامها و اصطلاحات یونانی در قلمرو ایران.
او در ناحیه تیسفون شهری ساخت به نام بلاشکرد یا بلاشگرد و دستور داد متون اوستا جمعآوری شوند.
اوستا، کتاب زرتشت، در عین حال یکی از کهنترین نوشتههای جهان و سندی از تمدن پیشرفته ایرانیان باستان است. بخشهایی از اوستا که در دوران هخامنشی در کتابخانه تخت جمشید نگهداری میشد، به دست نیروهای اسکندر مقدونی از بین رفت. پس از آن، این متون ــ چه شعر و چه نثر ــ در حافظه موبدان باقی ماند و نسل به نسل منتقل شد.
در نوروز سال ۷۶ میلادی، بلاش یکم از موبدانی که به دیدارش رفته بودند خواست که تا ششم فروردین سال ۷۷ میلادی، یعنی زادروز زرتشت، اوستا را جمعآوری و تکمیل کنند و به او بدهند. او تأکید کرد که پیر شده و نمیداند چقدر از عمرش باقی مانده، و میخواهد این کار در زمان حیات خودش انجام شود.
بلاش یکم تا سال ۷۸ میلادی سلطنت کرد. او پیش از این هم فرمان داده بود که آموزشهای زرتشت در یک مجموعه گردآوری شود. موبدان تا ششم فروردین سال ۷۷ میلادی هرچه را جمع کرده بودند به صورت مکتوب به او دادند و گفتند که کار تکمیل این مجموعه ادامه خواهد یافت.
اوستا که حدود دو قرن بعد، در زمان اردشیر پاپکان و با کوشش تنسر، موبدِ موبدان آن دوره، کامل شد، شامل ۳۴۸ فصل و بیش از سه میلیون واژه در ۲۱ کتاب بود.
در دوره شاپور دوم چند بخش گمشده دیگر نیز به آن افزوده شد. چون متن به زبان پارسی باستان، یعنی زبان اوستایی، بود، بعدها برای آن تفسیر و راهنما نوشته شد که به آن زَند یا زَند اوستا میگفتند. برای اینکه مراجعه به مطالب آسانتر شود، خلاصهای از اوستا نیز با نام خُرده اوستا تدوین شد. شرح این تحولات و تاریخچه اوستا در کتاب دینکرد آمده است. زرتشت در عین حال شاعر و فیلسوف هم بود.
🌍 زمینلرزه مرگبار بوئینزهرا
در ۱۶ فروردین ۱۲۹۲ هجری، زلزله شدیدی در بوئینزهرا در استان قزوین رخ داد که بیش از ۱۲۰۰ نفر از ساکنان آنجا را کشت و خرابی زیادی به بار آورد.
۴۹ سال بعد، یعنی در شهریور ۱۳۴۱، دوباره در همان منطقه زلزلهای روی داد که لرزش آن حتی به تهران هم رسید و تلفات بسیار بیشتری بر جای گذاشت.
از آن زمان به بعد نیز، هر چند سال یک بار، زلزلههای بوئینزهرا تکرار شدهاند و هر بار خسارت جانی و مالی به همراه داشتهاند.
🖋️ روزی که پروین اعتصامی درگذشت
پروین اعتصامی، شاعر برجسته ایران معاصر، در ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ برابر با ۴ آوریل ۱۹۴۱، در سن ۳۴ سالگی در تهران درگذشت.
او در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز به دنیا آمده بود. پدرش یوسف اعتصامالملک از نویسندگان و مترجمان شناختهشده کشور بود.
شعرهای پروین بیشتر به سبک خراسانی سروده شدهاند و موضوع اصلی آنها زندگی مردم و احساسات و تجربههای خود او از زندگی است. شعر معروف او درباره رنجبران از آثار شناختهشدهاش به شمار میآید.
🏛️ دکتر علیاکبر بینا: مشرقزمینیها نباید با حرفهای خود، برای غربیها فرصت زورگویی بسازند
دکتر علیاکبر بینا، نویسنده کتاب تاریخ سیاسی و دیپلماسی ایران، استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران و سناتوری صریحاللهجه، در یکی از سخنرانیهای خود در مارس ۱۹۶۲، یعنی اسفند ۱۳۴۰، به مناسبت ۴۶۰ ساله شدن اعلام پادشاهی شاه اسماعیل صفوی، دولتهای مشرقزمین را از تفرقه برحذر داشت.
او گفت مردم و دولتهای شرق نباید با سخنان و رفتارهای خود، حتی ناخواسته، برای غربیها فرصت بیشتری برای زورگویی فراهم کنند. او به عنوان نمونه گفت که سخنان شاه اسماعیل صفوی در خطبه ۱۱ مارس ۱۵۰۲ ناخواسته باعث تضعیف عثمانی، یعنی بزرگترین قدرت مشرقزمین در آن زمان، شد و راه را برای گسترش استعمار اروپاییان باز کرد؛ نتیجهای که آثارش تا زمان سخنرانی او، یعنی سال ۱۹۶۲، همچنان دیده میشد.
او در تالار دانشکده ادبیات، برای استادان و دانشجویان، بهویژه اعضای گروه تاریخ، سخنرانی میکرد. او گفت شاه اسماعیل صفوی، که از خاندان درویشتبار شیخ صفیالدین اردبیلی بود، در ۱۱ مارس ۱۵۰۲ برابر با ۲۰ اسفند در تبریز تاجگذاری کرد و شیعه دوازدهامامی را مذهب رسمی ایران اعلام کرد.
در خطبه آن روز، شاه اسماعیل گفته بود که خود را موظف میداند مذهب شیعه را گسترش دهد، حکومت مرکزی در ایران برقرار کند و مردم این سرزمین را از بیسامانیای که از زمان حمله مغول بهجا مانده بود نجات دهد.
دکتر بینا گفت اروپاییها از این سخنان و از عملی شدن آنها استفاده کردند و جنگ شیعه و سنی را به جریان انداختند. همین روند باعث تضعیف دولت عثمانی شد؛ دولتی که در بالکان، مدیترانه و شمال آفریقا هم قدرت داشت. اروپا از این تضعیف استفاده کرد تا استعمار و استثمار شرق را گسترش دهد.
او گفت شاه اسماعیل، بدون اینکه قصد تحریک عثمانی را داشته باشد، با آن خطبه، فصل تازهای در تاریخ باز کرد که میتوان آن را جنگهای سیصد ساله ایران و عثمانی نامید. همین جنگها باعث شد اروپاییان وارد صحنه شوند و صفویان را به ادامه جنگ با عثمانی تشویق کنند، چون میخواستند عثمانی دشمنی منطقهای داشته باشد و از پشت ضربه بخورد تا اروپا آسوده بماند.
به گفته او، انگلیسیها در میان استعمارگران، برای گسترش تفرقه مذهبی نقش مهمی داشتند. این اختلاف مذهبی یک فایده دیگر هم برای دولت بریتانیا داشت و آن جلوگیری از اتحاد دوباره مردمی بود که ریشه و فرهنگ ایرانی داشتند؛ مردمی که بخشی از آنها شیعه و بخشی سنی بودند. او افزود قدرتهای جهانی اتحاد ایرانیتبارها را برای منافع خود خطر میدانستند و برای نشان دادن این خطر، کارهای نادرشاه و دیگران را مثال میآوردند.
❓ معمای خروج شاپور بختیار از ایران، پنج ماه پس از انقلاب
در تاریخ معاصر ایران، از دوران سلطنت محمدشاه قاجار به بعد، معماهای زیادی وجود دارد. دو معمای مهم آن مربوط به سال ۱۳۵۷ است: یکی سکوت محمدرضاشاه در برابر راهپیماییها و تظاهراتی که به انقلاب منجر شد، و دیگری پنهان ماندن شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر نظام سلطنتی، در داخل کشور تا پنج ماه پس از انقلاب و سپس خروج آسان او از ایران و رفتنش به فرانسه.
در هر دو مورد، حدسها و تفسیرهای مختلفی مطرح شده است. از جمله، اشارههای دو وزیر دفاع پیشین آمریکا در اواخر مارس ۲۰۱۶ که گفته بودند واشنگتن نمیخواست در ایران سال ۱۹۷۸ و همچنین در مصر پس از سال ۲۰۱۰، که هر دو متحد آمریکا بودند، کشتار رخ دهد و به همین دلیل شاه و حسنی مبارک سرنوشتی تقریباً مشابه پیدا کردند.
درباره شاپور بختیار، که او هم مخالف خشونت بود، شایعات زیادی مطرح شده، از جمله دوستی او با مهدی بازرگان. اما مصاحبه او در مارس ۱۹۸۰ در اروپا و چاپ چند جمله از آن در صفحه ۱۲ روزنامه اطلاعات شماره ۱۶۱۰۹ مورخ ۱۶ فروردین ۱۳۵۹ این معما را پیچیدهتر کرده است.
طبق همان نسخه روزنامه، بختیار گفته بود که پنج ماه پس از انقلاب با پرواز عادی یک هواپیمای مسافربری متعلق به یک شرکت بزرگ از ایران خارج شده است. اینکه یک نخستوزیر سابق، آن هم شخصیتی معروف و تحت تعقیب، بتواند پنج ماه بعد از انقلاب با پرواز عادی از کشور خارج شود، خود معمای مهمی به شمار میرود.
در قلمرو اندیشه
🧠 زادروز توماس هابز؛ فیلسوفی که انسان را ذاتاً خودخواه میدانست
پنجم آوریل زادروز توماس هابز، فیلسوف و نویسنده انگلیسی است. او در سال ۱۵۸۸ به دنیا آمد، ۹۱ سال زندگی کرد و در ۴ دسامبر ۱۶۷۹ درگذشت.
هابز انسان را موجودی میدانست که ذاتاً خودخواه، قدرتطلب، سلطهجو و مایل به استثمار دیگران است. در دهههای اخیر، بهویژه در بحران مالی سال ۲۰۰۹ که به دلیل آزمندی برخی افراد در آمریکا به وجود آمد و جهان را گرفتار کرد، نظریات او بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت؛ زیرا او فقط مشکل را مطرح نکرده بود، بلکه راهحل هم ارائه داده بود.
هابز طبیعت بشر را در رابطه با خودش و جامعه چنین توضیح میداد: رفتار انسان از خودخواهی ذاتی او پیروی میکند و سه عامل اصلی باعث نزاع میان انسانها میشود:
۱. رقابت بر سر منابع محدود
۲. بیاعتمادی نسبت به یکدیگر
۳. علاقه شدید به شکوه، جلال و قدرت
او میگفت تا زمانی که این عوامل وجود دارند، نزاع و جنگ و در نتیجه ترس هم از بین نخواهند رفت و در چنین فضایی همه چیز نامطمئن میشود.
هابز همچنین معتقد بود که تا وقتی بیاعتمادی در زندگی روزمره وجود دارد، خطر نزاع و جنگ هم ادامه دارد. او میگفت پیشرفت مادی و ساختن شهرهای زیبا، طبیعت انسان را عوض نمیکند. حتی متمدنترین کشورها هم اگر بر کشوری دیگر پیروز شوند، ممکن است رفتاری وحشیانه با مغلوب داشته باشند.
او نوشته بود که در غیاب یک قانون بینالمللی محکم و دارای ضمانت اجرا، کشورهای ضعیف طعمه کشورهای قویتر میشوند؛ همانطور که انسانهای ضعیف در چنگ کسانی میافتند که زور و اختیار بیشتری دارند.
از نگاه هابز، برای مهار این وضعیت در یک جامعه ملی، برای از بین بردن ترس، تأمین آسایش و جلوگیری از تجاوز افراد به حقوق و آزادیهای یکدیگر، وجود یک دولت نیرومند ضروری است. چنین دولتی باید بتواند بر خودخواهی انسانها غلبه کند. او این دولت را حاکم تمامعیار میدانست که باید متناسب با نیاز زمان عمل کند و از قدرت خود برای برقراری نظم بهره ببرد.
هابز تأکید میکرد که قدرت حاکم باید چنان آشکار و مسلط باشد که تمایل افراد به زورگویی و استثمار دیگران را برای رسیدن به برتری شخصی مهار کند. به عقیده او، در جامعهای که افراد نسبت به هم کینه نداشته باشند و احساس ستم نکنند، آرامش برقرار میشود و همین آرامش ذهنی، شرط خوشبختی است.
او درباره مشروعیت دولت هم میگفت که دولت، چه فرد باشد و چه گروه، فقط زمانی حق حکومت دارد که همه اتباع را به یک چشم ببیند و تبعیض روا ندارد. دولت نباید کاری کند که به مردمش آسیب برسد. از طرف دیگر، مردم هم باید نسبت به دولت وفادار باشند و از انجام وظایفشان شانه خالی نکنند.
هابز بر یافتن راهی برای پایان دادن به تنفر آشکار و پنهان میان انسانها و جوامع تأکید داشت و این را هنر دولت میدانست. او معتقد بود دولت باید مانع شود که افراد قویتر یا زرنگتر، منافع دیگران را بربایند.
او همچنین میگفت هدف مجازات تنها اصلاح مجرم نیست، بلکه باید باعث تنبه دیگران هم بشود، نه اینکه فقط به شکل «چشم در برابر چشم» عمل شود.
به باور او، بیطرفی و بلوغ دستگاه قضایی بیش از هر عامل دیگری باعث کنترل دولت و مردم و حفظ حقوق هر دو میشود. او میگفت وای به حال کشوری که دستگاه قضایی شایسته نداشته باشد. از نظر او، مهمترین شرط در این زمینه، وجود قاضی عادل، دانا، منصف و بیطرف است؛ و چنین قاضیای کمیاب و بسیار ارزشمند است.
هابز قانون طبیعی را بهتفصیل شرح داده و آن را از قانون عمومی و قوانین موضوعه که به صورت مصوبات پارلمانی تصویب میشوند جدا کرده است. او تأکید داشت که اگر کنترل خودخواهی انسانها از دست حاکم و مجری قانون خارج شود، صلح، آرامش، آزادی، امنیت و سعادت از میان میرود و بازگرداندن نظم کار سادهای نخواهد بود.
او در جای دیگری از آثارش ۱۵ اصل برای مهار خودخواهی افراد بیان کرده که مهمترین آنها نفی و تقبیح نخوت است.
از مهمترین آثار هابز میتوان به اینها اشاره کرد:
لویاتان، پیشنویس فلسفی رابطه حکومت و جامعه، مسائل مربوط به آزادی و ضرورتها و فرصتها، بحث فیلسوف و دانشجو، علل جنگ داخلی انگلستان، و همچنین ایلیاد و ادیسه.
نظریههای هابز درباره حکومت، او را به یکی از پدران علوم سیاسی تبدیل کرده است.
در قلمرو ادبیات
📚 نوشتههای کازانووا؛ روزهای زندگی
امروز زادروز جیاکومو کازانووا، نویسنده ایتالیایی قرن هجدهم است. او در جهان بیشتر به عنوان مردی زنباره و همهفنحریف شناخته شده است. کازانووا در ۵ آوریل ۱۷۲۵ در ونیز به دنیا آمد و در ۱۷۹۸ درگذشت.
مهمترین اثر او کتاب «روزهای زندگی» است. او در این کتاب، در قالب شرح کارها و اندیشههای روزانه خود، اوضاع اجتماعی اروپا در قرن هجدهم را با مهارت و بیپرده به تصویر کشیده است.
او آثار و ترجمههای دیگری هم دارد؛ از جمله ترجمه سرودهای زرتشت که به شکل اپرا تنظیم کرده بود، و نیز ترجمه آراء ولتر و اثری درباره تاریخ ناآرامیهای لهستان.
بررسی کتاب «روزهای زندگی» نشان میدهد که او با ۱۲۲ زن از خانوادههای معروف اروپا رفتوآمد داشته است. او دائماً میان کشورهای اروپای غربی، جنوبی و مرکزی در سفر بود و در این کشورها کارهای مختلفی انجام میداد؛ از سپاهیگری تا جاسوسی و دیپلماسی.
حتی ابداع لاتاری را هم به نام او ثبت کردهاند. کازانووا به زبانهای فرانسوی، آلمانی و اسپانیایی کاملاً مسلط بود. مهارت او در نوشتن، مانند روابط عاشقانهاش، بسیار چشمگیر توصیف شده است. پدر و مادر او هر دو در تئاتر کار میکردند.
در قلمرو رسانهها
📰 مورای گارت: جهان به یک انقلاب در روزنامهنگاری نیاز دارد
در پنجم آوریل ۲۰۰۴ اعلام شد که مورای جی. گارت، آخرین سردبیر روزنامه واشنگتن استار، در سن ۷۹ سالگی بر اثر بیماری قلبی درگذشته است.
او از سال ۱۹۵۵، یعنی به مدت ۴۹ سال، در حرفه روزنامهنگاری فعالیت داشت و بخش مهمی از این سالها را در مجله تایم گذراند.
روزنامه واشنگتن استار در سال ۱۸۵۲ تأسیس شده بود و زمانی مهمترین روزنامه پایتخت آمریکا به شمار میرفت. این روزنامه در سال ۱۹۷۸ به قیمت ۲۰ میلیون دلار توسط کمپانی تایم خریداری شد و تا سال ۱۹۸۱ که تعطیل شد، با سردبیری گارت منتشر میشد.
کمپانی تایم دهها میلیون دلار خرج کرد تا از مرگ این روزنامه عصرانه جلوگیری کند، اما موفق نشد. بیماری قلبی گارت را نتیجه فشارهای عصبیای دانستهاند که در آن سالها به او وارد شد؛ زیرا برای یک روزنامهنگار حرفهای، دیدن مرگ تدریجی یک رسانه، تجربهای بسیار دردناک است.
گارت در نهایت به این نتیجه رسیده بود که با گسترش اخبار تلویزیونی، بهویژه در ساعات عصر، دوران روزنامههای عصر به پایان رسیده است. او گفته بود مردم بعد از خستگی کار روزانه، ترجیح میدهند روی مبل بنشینند و اخبار سمعی و بصری تلویزیون را دنبال کنند و دیگر حوصله خواندن روزنامه در آن ساعتها را ندارند.
او در روزنامهنگاری به تجربه، تسلط بر علوم پایه، اطلاعات عمومی گسترده و علاقه به مردم اهمیت میداد. او بعداً نوشته بود که شکست واشنگتن استار فقط به دلیل کم شدن خوانندگان نبود، بلکه همزمان با کاهش تیراژ، روزنامهنگاران باتجربه هم آنجا را ترک میکردند، نامهای آشنا از بالای ستونها حذف میشد و کیفیت مطالب پایین میآمد.
گارت از جمله روزنامهنگارانی بود که میگفت رسانههای چاپی به خاطر تکرار و بازنشر مطالب خبرگزاریها، یکنواخت شدهاند و جهان به یک انقلاب مطبوعاتی نیاز دارد، زیرا این رکود و یکنواختی آنقدر طولانی شده که دیگر با یک اصلاح ساده حل نمیشود.
شماره ۱۶ فروردین ۱۳۵۸ همین روزنامه قدیمی خبری نیز بررسی شدهاند.
سایر ملل
⚔️ گردن دانتون هم زیر گیوتین رفت
در پنجم آوریل ۱۷۹۴، ژرژ ژاک دانتون، از رهبران انقلاب فرانسه، همراه با گروهی از یارانش از جمله کامیل دومولن، در برابر چشم مردم با گیوتین اعدام شد.
دادگاه انقلاب پاریس به اشاره روبسپیر، رهبر افراطیهای چپ و گرداننده کمیته امنیت ملی، دانتون و یارانش را در یک محاکمه بسیار کوتاه، به جرم مماشات، تجدیدنظرطلبی در اهداف انقلاب و بازگرداندن بخشی از اختیارات کمیته انقلاب به سازمانهای دولتی، به مرگ محکوم کرد و همان روز حکم اجرا شد.
با اعدام دانتون و همفکران میانهرو او، دوره وحشت در فرانسه به اوج خود رسید. اما سه ماه و بیستوسه روز بعد، خود روبسپیر و ۲۱ نفر از همراهانش نیز به همان شکل اعدام شدند و دوران وحشت پایان یافت.
اقتدار روبسپیر حدود یک سال طول کشیده بود. در این مدت، او و همفکرانش هرکس را که به او بدگمان میشدند با برچسبهایی مثل تجدیدنظرطلب، برگشته از انقلاب یا سازشکار به دادگاه انقلاب میسپردند و اعدام میکردند. بعدها روشن شد که این اتهامها اغلب بیاساس یا ناشی از انتقامگیری بودهاند. درباره دانتون هم بررسیهای بعدی نشان داد که اتهامهای واردشده پایهای نداشته و او همچنان به اساس و اهداف انقلاب وفادار بوده است.
گیوتین در سال ۱۷۸۹ توسط دکتر ژوزف گیوتین اختراع شد تا اعدام بدون درد و با مرگی سریع انجام شود و جنبه انسانیتری داشته باشد. او در یکی از جلسات مجلس ملی فرانسه هنگام توضیح کار این دستگاه گفت که هدف از اعدام، حذف دائمی فردی است که برای جامعه خطرناک و اصلاحناپذیر است؛ بنابراین زجر دادن او با شأن انسانی سازگار نیست.
پیش از آن، گردن محکومان با تبر زده میشد و در بسیاری از موارد جلاد ناچار بود چند بار ضربه بزند. اما تیغه تیز و سنگین گیوتین و سرعت افتادن آن باعث میشد مرگ سریعتر و بدون رنج طولانی باشد. به همین دلیل مجلس فرانسه استفاده از آن را تصویب کرد.
در کمتر از سه سال، با گیوتین بیش از ۲۵ هزار نفر اعدام شدند؛ از جمله پادشاه فرانسه، همسر او، بسیاری از مقامها، انقلابیون و حتی دانشمندانی مانند لاوازیه. گیوتین تا نیمه دوم قرن بیستم نیز در فرانسه استفاده میشد.
🏅 از سرگیری مسابقات المپیک پس از ۱۵ قرن
در پنجم آوریل ۱۸۹۶، بازیهای جهانی ورزشی المپیک پس از ۱۵ قرن توقف، در یونان، زادگاه این مسابقات، دوباره برگزار شد. از آن پس، این بازیها هر چهار سال یک بار در یکی از کشورها برگزار میشوند.
المپیک نخستین بار در سال ۷۷۶ پیش از میلاد در جلگه المپ در یونان، برای شادی زئوس، یکی از خدایان یونانی، آغاز شده بود. در آن زمان، این مسابقات فقط ورزشی نبود، بلکه شعرخوانی، نمایش هنری و رقص را هم شامل میشد.
اما پس از احیای دوباره، مسابقات فقط به ورزش بدنی محدود شد.
این بازیها از سال ۳۳۳ میلادی به دستور امپراتور روم متوقف شده بودند، چون او آنها را به دلیل پیوندشان با زئوس، غیرمذهبی و کفرآمیز دانسته بود.
ابتکار احیای دوباره این مسابقات متعلق به بارون فرانسوی پیر دو کوبرتن بود که برای راهاندازی دوباره آنها تلاش بسیار کرد.
آیین برگزاری این بازیها، مانند دوران باستان، با مشعل روشن و رژه ورزشکاران همراه است.
🌐 نام سرکوبگر قیام هندیان بر هشت شهر در چهار کشور
هنری هاولاك، ژنرال انگلیسی که در جریان قیام ضدانگلیسی هندیان در سال ۱۸۵۷ کشته شد، در پنجم آوریل ۱۷۹۵ به دنیا آمده بود.
او از سال ۱۸۲۳ به هند اعزام شد و نیروهای انگلیسی را در جنگ اول انگلستان با افغانها در سالهای ۱۸۳۸ تا ۱۸۳۹ و همچنین در جنگ با سیکهای هند فرماندهی کرد تا پایههای استعمار بریتانیا بر شبهقاره هند را استوار کند.
در سال ۱۸۵۷، هندیان که از استعمار انگلستان به ستوه آمده بودند، علیه بریتانیا دست به قیامی خونین و مسلحانه زدند. هاولاک مأمور شد این قیام را در شهرهای کاونپور و لوکنو سرکوب کند. او قیام یکی از این شهرها را با خشونت کامل سرکوب کرد، اما در شهر دیگر به دست قیامکنندگان کشته شد.
با اینکه سرکوب مردمی که نمیخواستند نوکر و استثمار شوند، کار افتخارآمیزی نبود، با این حال نام این ژنرال را بر هشت شهر در چهار کشور گذاشتهاند:
سه شهر در ایالات متحده،
دو شهر در کانادا،
دو شهر در نیوزیلند،
و یک شهر در سوازیلند در جنوب آفریقا.
برخی دیگر از رویدادهای ۵ آوریل
- ۲۳۴۸: طبق نظر یک گروه باستانشناسی، کشتی نوح پس از فروکش کردن توفان، در کوه آرارات بر زمین نشسته است.
- ۱۵۳۱: ریچارد روز که قصد مسموم کردن یک اسقف مسیحی را داشت، با قرار دادن در دیگی پر از آب و جوشاندن آن اعدام شد.
- ۱۷۶۲: انگلیسیها جزیره گرانادا در کارائیب را از دست فرانسویان خارج کردند و مالک آن شدند.
- ۱۹۵۵: در این روز وینستون چرچیل که پس از ملی شدن نفت ایران نخستوزیر انگلستان شده بود و تمام تلاش خود را برای براندازی حکومت دکتر مصدق به کار برده بود، دو سال پس از برکناری مصدق در کودتای انگلیسی ـ آمریکایی ۲۸ امرداد، از نخستوزیری کنار رفت و آنتونی ایدن جانشین او شد.
- ۲۰۰۴: دولت سعودی با توجه به شرایط جدید جهان تصمیم گرفت به قدرت شرق، یعنی چین، نزدیک شود و در جریان تلاش برای عضویت در سازمان تجارت جهانی، چند قرارداد اقتصادی با چین امضا کرد. این اتفاق یک تحول تازه تلقی شد.
- ۲۰۰۴: چین در یک قدرتنمایی تازه دستور داد که با اتباع آمریکا عمل متقابل انجام شود و هنگام ورود آنها به چین، از آنان انگشتنگاری، عکسبرداری و در صورت لزوم مصاحبه صورت گیرد. این تصمیم حتی شامل دیپلماتهای آمریکایی هم میشد اگر سفرشان غیرسیاسی بود.
- ۲۰۰۴: پارلمان صربستان در یک اقدام ملیگرایانه کمسابقه، با ۱۴۱ رأی در برابر ۳۵ رأی تصویب کرد که به میلوشویچ و ۲۰ صرب دیگر که در بازداشت دادگاه بینالمللی لاهه بودند، حقوق و مزایا داده شود و هزینه دفاع قضایی آنان را دولت بپردازد.
گردآوری: ساموئل (پیمان) سلاحی



