📰 امروز در ایران و جهان چه گذشت
📅 نهم فروردین ماه
🏛️ ایران
📚 دینوری و هشداری تاریخی درباره دروغ، طبقه خواص و فروپاشی دولت
درگذشت احمد دینوری، اندیشمند، ادیب و مورخ ایرانی، را به اواخر مارس سال ۸۹۵ میلادی نسبت دادهاند. او از پژوهشگران و نویسندگان برجسته عصر سامانی بود؛ دورهای که تاجیکان و پارسیزبانان همواره آن را از ارکان احیای هویت ایرانی دانستهاند. از میان آثار او، کتاب «اخبار الطوال» بیش از همه شهرت دارد؛ اثری که رویدادهای تاریخی را تا پایان عصر ساسانیان و سقوط یزدگرد سوم روایت میکند.
مورخان معاصر، با بازخوانی نوشتههای دینوری و دیگر نویسندگان عصر سامانی، به نتیجهای مهم رسیدهاند:
فروپاشی امپراتوری ایران در نیمه نخست قرن هفتم میلادی، بیش از آنکه حاصل صرفِ شکست نظامی باشد، نتیجه فرسایش درونی ساختار حکومت بود.
در این تفسیر، سه عامل اصلی برجسته شدهاند:
- دروغگویی مقامات
- شکلگیری طبقه خواص
- افزایش شکاف طبقاتی
به باور این مورخان، در سه دهه پیش از یورش عرب، طبقهای از شاهزادگان، امیرزادگان و بزرگان شکل گرفته بود که در رقابت آشکار و پنهان بر سر قدرت، انسجام دولت را از میان برده بودند. این وضعیت، بهویژه با افزایش فاصله طبقاتی و زوال اعتماد اجتماعی، دولت ساسانی را از درون تضعیف کرد. در این نگاه، جنگهای فرسایشی خسروپرویز، از جمله لشکرکشیهای غیرضروری، بیشتر یک عامل فرعی بودند تا علت اصلی.
همین برداشت تاریخی سبب شد که در دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، برخی از ناظران سیاسی و اداری در ایران پیشنهاد کنند دعای معروف داریوش بزرگ ــ اینکه ایران از دروغ، دشمن و خشکسالی در امان بماند ــ در ادارات دولتی و میدانهای شهرها نصب شود تا همگان آن را «نصبالعین» قرار دهند. این پیشنهاد نخست مورد توجه قرار گرفت، اما به بهانه هزینه، کنار گذاشته شد.
در نیمه دهه ۱۳۵۰ نیز، کارشناسانی که مأمور بررسی مشکلات اداری ایران بودند، دوباره پیشنهادی مشابه مطرح کردند؛ این بار با توصیه به نصب این مضمون حتی در مدارس. اما آن زمان دیگر دیر شده بود و فاصله چندانی تا انقلاب ۱۳۵۷ باقی نمانده بود؛ انقلابی که یکی از شعارهای اصلی آن، مبارزه با دروغ، فساد و سوءاستفاده از مقام بود.
به باور این تفسیرها، آنچه داریوش بزرگ هزاران سال پیش هشدار داده بود، همچنان مسئله ایران باقی ماند:
دروغ در حکومت، مقدمه فرسایش دولت است.
مورخان همچنین بر این نکته تأکید کردهاند که کشمکش سران کشور در تیسفون، بازگشت مناسبات ارباب و رعیتی پس از انوشیروان، و شخصیت مردد و ضعیف یزدگرد سوم، زمینه فروپاشی نهایی را فراهم کرد. آنان حتی استدلال کردهاند که یزدگرد سوم، همانند داریوش سوم، اشتباه راهبردی کرد و به جای عقبنشینی به مناطق کوهستانی فارس و بختیاری، راه شمالشرق را در پیش گرفت؛ تصمیمی که به شکست نهایی انجامید.
🇬🇧 وثوقالدوله و به رسمیت شناختن «دولتی در دولت»
در ۲۹ مارس ۱۹۱۷، وثوقالدوله، رئیسالوزرای وقت، تشکیل نیروی انگلیسی S.P.R. را در جنوب و شرق ایران به رسمیت شناخت؛ نیرویی که در عمل، یک قدرت نظامی و انتظامی موازی در خاک ایران بود.
این نیرو به ابتکار ژنرال پرسی سایکس، افسر انگلیسی مستقر در هند، ایجاد شده بود و عملاً در منطقه نفوذ بریتانیا، به گونهای عمل میکرد که گویی دولتی در دل دولت ایران شکل گرفته است. در همان حال، روسها نیز در شمال و شمالغرب با نیروهای قزاق، وضعیتی مشابه پدید آورده بودند.
ریشه این وضع، به قرارداد ۱۹۰۷ میان روسیه و انگلستان بازمیگشت؛ توافقی که ایران را عملاً به دو منطقه نفوذ تقسیم کرده بود. به این ترتیب، به رسمیت شناختن S.P.R. نه فقط یک تصمیم اداری، بلکه نشانهای آشکار از تضعیف حاکمیت ملی ایران در اوج رقابتهای استعماری بود.
📈 روزی که ایران صاحب شورای عالی اقتصاد شد
در فروردین ۱۳۲۵، ایران دارای شورای عالی اقتصاد شد و نخستین جلسه آن در تهران تشکیل گردید. دکتر علی امینی به دبیرکلی این شورا انتخاب شد و ریاست آن با نخستوزیر بود.
وظیفه شورا، بررسی و تصویب طرحهای مهم اقتصادی کشور بود. اما از همان آغاز، یک نقد جدی به آن وارد شد:
این شورا بیشتر از مقامات رسمی تشکیل شده بود و در آن، کارشناسان مستقل، استادان دانشگاه و صاحبنظرانی که بیرون از ساختار دولت باشند حضور نداشتند.
منتقدان میگفتند بدون حضور کسانی که بتوانند آزادانه و بدون ملاحظات اداری نظر بدهند، چنین نهادی ممکن است بیشتر به تأییدکننده تصمیمات بدل شود تا یک مرکز واقعی سیاستگذاری اقتصادی.
⛽ خوزستانِ نوروز ۱۳۳۰؛ ملی شدن نفت و آغاز تنش اجتماعی
نوروز ۱۳۳۰ در خوزستان در شرایطی سپری شد که کارکنان صنعت نفت در اعتصاب بودند. پس از تصویب قانون ملی شدن نفت در پایان اسفند ۱۳۲۹، شرکت نفت انگلیس که هنوز رسماً خلعید نشده بود، برای تحریک کارکنان و بیثباتسازی منطقه، مزایای آنان را قطع کرد.
نتیجه، اعتصابی بود که هفتهها ادامه یافت. دولت حسین علاء در واکنش، در خوزستان حکومت نظامی اعلام کرد، اما موفق به کنترل اوضاع نشد. از پنجم فروردین به بعد، تنشها شدت گرفت و در درگیریهای ناشی از آن، شماری کشته و زخمی شدند.
این رویداد نشان داد که مسئله نفت در ایران فقط یک موضوع حقوقی و اقتصادی نبود، بلکه مستقیماً به ثبات اجتماعی و حاکمیت سیاسی گره خورده بود.
☢️ قرارداد ۱۵ میلیارد دلاری ایران و آمریکا و فروش رآکتورهای اتمی
در ۲۹ مارس ۱۹۷۵، مفاد قرارداد ۱۵ میلیارد دلاری ایران و آمریکا منتشر شد؛ قراردادی که مذاکرات آن در اسفند ۱۳۵۳ پایان یافته بود.
بر پایه این توافق، آمریکا با فروش هشت رآکتور اتمی به ایران موافقت کرده بود. بخشهای دیگر قرارداد نیز به حضور گستردهتر شرکتهای آمریکایی در پروژههای راهسازی، ساختمانسازی، صنایع و طرحهای عمرانی مربوط میشد.
این قرارداد با عنوان تحکیم روابط دوستانه ایران و آمریکا معرفی شد و هنری کیسینجر، وزیر خارجه وقت آمریکا، در آخرین مرحله مذاکرات آن حضور داشت.
از منظر تاریخی، این قرارداد بازتابی از مرحلهای بود که ایرانِ دوره پهلوی دوم، میکوشید همزمان به قدرت منطقهای، شریک راهبردی غرب و بازیگری در حوزه فناوری هستهای بدل شود.
🤝 سازش شاه و صدام؛ پایان اختلافات یا وقفهای موقت؟
در ۲۹ مارس ۱۹۷۵، پس از توافق الجزایر میان شاه و صدام حسین، اعلام شد که اختلافات مرزی ایران و عراق حل شده و روابط دو کشور عادی شده است.
در پی این توافق، ایران کمکهای خود به کردهای عراق را قطع کرد و به مصطفی بارزانی و یارانش اطلاع داد که تنها میتوانند در ایران اقامت داشته باشند. این در حالی بود که سالها ایران، همراه با آمریکا و اسرائیل، در پشتیبانی از کردهای عراق نقش ایفا کرده بود.
با وجود این سازش، صدام کینه خود نسبت به ایرانیان را کنار نگذاشت. بسیاری از ناظران بعدی باور داشتند که این توافق صرفاً یک توقف تاکتیکی در خصومتهای دو دولت بود، نه حل واقعی تضادها. بعدها نیز این خصومت در جنگ هشتساله و رفتارهای صدام بهروشنی آشکار شد.
🛢️ وقتی تولید نفت ایران از ۴.۲ میلیون بشکه در روز گذشت
وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که در ۱۹ مارس ۲۰۰۷، تولید روزانه نفت ایران از چهار میلیون و دویست هزار بشکه فراتر رفته بود. در همان سال، حدود دو میلیون و پانصد هزار بشکه از این میزان صادر میشد و بقیه به مصرف داخلی میرسید.
اعلام این رقم در شرایطی صورت گرفت که قیمت نفت خام در بازار جهانی رکوردهای تازهای ثبت میکرد. اما همزمان یک واقعیت راهبردی نیز مطرح بود:
هرچه استخراج بیشتر، پایان ذخایر سریعتر.
به همین دلیل، در همان دوره دولتها در سراسر جهان بهدنبال کاهش وابستگی به نفت، گسترش خودروهای برقی، سوختهای جایگزین و توسعه منابع تازه انرژی بودند.
🗳️ در قلمرو دموکراسی
🇹🇼 تایوان، انتخابات ۲۰۰۴ و بحران اعتماد عمومی
در پی یک هفته اعتراض به انتخابات ریاستجمهوری تایوان در مارس ۲۰۰۴، شمار معترضان در ۲۷ مارس از پانصد هزار نفر گذشت. آنان خواستار بازشماری آرا بودند، زیرا اختلاف نامزد پیروز، چن شویبیان، تنها حدود ۳۰ هزار رأی بود و ادعاهایی درباره تخلف و حتی صحنهسازی سوءقصد علیه او مطرح شده بود.
این بحران نشان داد که در نظامهای انتخاباتی، فاصله کم آرا و ابهام در روند شمارش میتواند مشروعیت سیاسی را بهسرعت زیر سؤال ببرد. در نهایت، چن پذیرفت که اگر دادگاه دستور بازشماری دهد، آن را اجرا کند.
همزمان، دولت پکن هشدار داده بود که اگر نظم تایوان بههم بخورد، بیتفاوت نخواهد ماند. همین مسئله بار دیگر نشان داد که موضوع تایوان، فقط یک نزاع انتخاباتی داخلی نیست، بلکه بخشی از مسئله حلنشده چینِ واحد است.
🌍 سایر ملل
🏛️ امپراتوری روم، فساد ساختاری و قتل یک اصلاحطلب
در ۲۸ مارس سال ۱۹۳ میلادی، امپراتور روم، پرتیناکس، در کاخ خود به دست گارد امپراتوری کشته شد. او که زمانی ژنرال بود، پس از رسیدن به امپراتوری، مبارزه با فساد اداری و سوءاستفاده نظامیان بانفوذ را آغاز کرده بود.
اما همین اقدام، او را به دشمن ساختار قدرت بدل کرد. تنها پس از ۸۷ روز حکومت، واحدی از گارد که تحریک شده بود، به کاخ یورش برد و او را کشت.
ماجرای پرتیناکس یکی از نمونههای کلاسیک تاریخ سیاسی است:
اصلاحطلبی درون ساختار، اگر منافع لایههای مسلح و رانتخوار را تهدید کند، میتواند به حذف فیزیکی اصلاحگر بینجامد.
🇬🇪 گرجستان، ناتو و دوگانهگی استانداردهای ژئوپلیتیک
در مارس ۲۰۰۷، رئیسجمهور وقت گرجستان اعلام کرد که کشورش آماده است نیروهایی را تحت پرچم ناتو به افغانستان اعزام کند. مفسران بلافاصله به این تناقض اشاره کردند که حضور نظامی شوروی در افغانستان در دهه ۱۹۸۰ محکوم میشد، اما حضور نیروهای جدید تحت پرچم ناتو مشروع جلوه داده میشود.
بسیاری پیشبینی کردند که فشار غرب برای گسترش ناتو به قفقاز، سرانجام روسیه را به واکنش جدی وامیدارد. مرور زمان نشان داد که این پیشبینی درست بود و از سال ۲۰۰۸ به بعد، نخست در گرجستان و سپس در اوکراین، این تنشها وارد فاز نظامی شدند.
📌 برخی دیگر از رویدادهای ۲۹ مارس
در ۱۶۲۶، آنتونیو توردسیلاس، مورخ اسپانیایی و نویسنده روزنگارهای مربوط به عصر برتری اسپانیا، درگذشت.
در ۱۶۳۸، نخستین مهاجرنشین سوئدیها در منطقه دِلوِر آمریکا ایجاد شد.
در ۱۸۱۴، ژنرال اندرو جکسون، که بعدها رئیسجمهور آمریکا شد، قبیله «کریک» را شکست داد.
در ۱۸۲۷، دهها هزار نفر در وین در مراسم تشییع جنازه بتهوون شرکت کردند.
در ۱۸۴۷، نیروهای آمریکا منطقه وراکروز مکزیک را تصرف کردند.
در ۱۹۳۶، اکثریت قاطع رأیدهندگان آلمانی، سیاست هیتلر برای بازپسگیری راینلند را تأیید کردند؛ اقدامی که نخستین گام در نظامیسازی مجدد آلمان بود.
در ۱۹۴۳، در آمریکا به دلیل ادامه جنگ جهانی دوم، گوشت، کره و پنیر جیرهبندی شد.
در ۱۹۴۵، رسماً اعلام شد که ارتش شوروی، ارتش چهارم آلمان را کاملاً منهدم کرده است.
در ۱۹۶۲، ارتش آرژانتین علیه آرتورو فروندیزی کودتا کرد.
در ۱۹۷۱، دادگاه نظامی آمریکا، ستوان ویلیام کالی را در پرونده کشتار غیرنظامیان ویتنامی در روستای مایلای مجرم شناخت.
در ۱۹۸۵، اسپانیا و پرتغال شرایط عضویت در بازار مشترک اروپا را پذیرفتند.
در ۱۹۹۴، آخرین سرباز آمریکایی از سومالی خارج شد.
و در ۲۰۰۴، چند کشور عضو پیشین بلوک شرق، از جمله استونی، اسلواکی، بلغارستان، لتونی، لیتوانی و رومانی، به ناتو پیوستند؛ رویدادی که ناتو را مستقیماً به قلمرو شوروی سابق رساند.
📌 جمعبندی تحلیلی
رویدادهای ۲۹ مارس یک الگوی روشن را نمایان میکنند:
👉 دولتها بیشتر از بیرون، از درون فرسوده میشوند.
از تفسیرهای دینوری درباره سقوط ساسانیان تا تجربه ایران در عصر نفت، از سازشهای مرزی تا گسترش ناتو، یک خط ممتد دیده میشود:
هرگاه دروغ، فساد، شکاف طبقاتی و رقابتهای قدرت درون یک نظام ریشه بدواند،
حتی بزرگترین دولتها نیز در برابر بحران، آسیبپذیر میشوند.
و برعکس،
حاکمیت ملی، توسعه اقتصادی و ثبات سیاسی فقط زمانی پایدار میمانند که صداقت، انسجام و عقلانیت نهادی در مرکز تصمیمگیری حفظ شود.
✍️ گردآوری: پیمان (ساموئل) سلاحی
کانال تلگرامی هرگز نخواهیم بخشید
https://t.me/irantempleforall



