از «روز صفر» تا لحظه تعیین سرنوشت وقتی ارتش میان مردم و قدرت انتخاب می‌کند

از «روز صفر» تا لحظه تعیین سرنوشت
وقتی ارتش میان مردم و قدرت انتخاب می‌کند

✍️ شهرام سبزواری

تاریخ ملت‌ها گاه در یک روز فشرده می‌شود.
نه در کتاب‌ها، نه در شعارها، بلکه در خیابان‌هایی که بوی اضطراب و امید را همزمان در خود دارند.
در چنین روزی، سلاح‌ها فقط ابزار جنگ نیستند؛ نماد تصمیم‌اند.

ایران سال‌هاست در آستانه چنین لحظه‌ای ایستاده است. لحظه‌ای که در آن نه سیاستمداران، بلکه بدنه نیروهای مسلح باید میان دو واقعیت انتخاب کنند:
حفظ نظمی که مشروعیت خود را از دست داده، یا ایستادن کنار مردمی که آینده را طلب می‌کنند.

این همان «روز صفر» است.

روزی که ترس ترک برمی‌دارد

روز صفر با صدای گلوله آغاز نمی‌شود.
با یک امتناع آغاز می‌شود.
با یک فرمانی که اجرا نمی‌شود.
با یک یگانی که تصمیم می‌گیرد دیگر روی مردم اسلحه نکشد.

در چنین لحظه‌ای، حکومت‌ها معمولاً سعی می‌کنند واقعیت را پنهان کنند.
سانسور، تهدید، روایت‌سازی.
اما حقیقت مثل آب راه خود را پیدا می‌کند.
خبر جدایی یک واحد نظامی، حتی اگر کوچک باشد، می‌تواند دیوار ترس را در کل جامعه ترک بیندازد.

برای مردمی که سال‌ها با سایه سرکوب زندگی کرده‌اند، همین نشانه کافی است تا بفهمند قدرت یکدست نیست.

ساعات طلایی؛ وقتی خیابان و پادگان به هم نگاه می‌کنند

در نخستین ساعات پس از این گسست، کشور وارد منطقه‌ای خاکستری می‌شود؛
جایی میان نظم و آشوب.

فرماندهان میانی مرددند.
نیروها منتظرند ببینند کفه ترازو به کدام سمت می‌رود.
مردم می‌خواهند بدانند آیا تنها مانده‌اند یا نه.

در چنین لحظاتی، هر حرکت حساب می‌شود.
هر پیام، هر تصویر، هر تصمیم.

اگر ارتش بتواند تصویر یک نیروی ملی و مسئول را از خود ارائه دهد، موجی از اعتماد شکل می‌گیرد.
اما اگر میدان به هرج‌ومرج کشیده شود، همان امید می‌تواند به ترس بدل شود.

این ساعات، نه فقط برای سرنوشت یک حکومت، بلکه برای روح یک ملت تعیین‌کننده‌اند.

چند روزی که می‌تواند ایران را نجات دهد یا بسوزاند

پس از عبور از شوک اولیه، کشور وارد مرحله‌ای می‌شود که حقیقتاً خطرناک است.
نه به این دلیل که درگیری حتمی است، بلکه چون احتمال درگیری واقعی می‌شود.

در اینجا دو مسیر پیش روی ایران قرار می‌گیرد:

  • مسیر عقلانیت:
    گسترش بی‌طرفی در نیروهای مسلح، کاهش خشونت، شکل‌گیری یک روند سیاسی برای انتقال قدرت.
  • مسیر انتقام و رادیکالیسم:
    تسویه‌حساب‌های خیابانی، شکل‌گیری گروه‌های مسلح پراکنده، فروپاشی امنیت محلی.

تاریخ نشان داده است که فاصله این دو مسیر گاه فقط چند تصمیم است.
چند ساعت تأخیر یا چند جمله تحریک‌آمیز می‌تواند یک کشور را از نجات به سمت فاجعه سوق دهد.

لحظه انتقال؛ وقتی پیروزی واقعی هنوز رخ نداده است

حتی اگر حکومت سیاسی فروبپاشد، بحران پایان نمی‌یابد.
در واقع، مرحله دشوارتر تازه آغاز می‌شود.

مردم امنیت می‌خواهند.
کارمندان حقوق می‌خواهند.
بیمارستان‌ها دارو می‌خواهند.
و نیروهای مسلح باید یاد بگیرند چگونه از ابزار قدرت، برای حفاظت نه برای سلطه استفاده کنند.

در این مرحله، خطر اصلی نه دشمن خارجی است و نه حتی بقایای قدرت پیشین؛
بلکه خلأ اعتماد است.

اگر این خلأ به‌سرعت پر نشود، امیدی که مردم را به خیابان آورد می‌تواند به سرخوردگی تبدیل شود.

تثبیت؛ زمانی که انقلاب به دولت تبدیل می‌شود

تثبیت قدرت، لحظه‌ای نیست که با سقوط یک ساختمان یا فرار یک مقام آغاز شود.
تثبیت زمانی رخ می‌دهد که مردم صبح از خواب بیدار شوند و احساس کنند کشور هنوز کار می‌کند.

نهادها باید بازسازی شوند.
قانون باید جای هیجان را بگیرد.
و ارتش باید به همان چیزی تبدیل شود که همیشه باید می‌بود:
پناه مردم، نه ابزار ترس آنان.

سخن آخر

ایران اگر به «روز صفر» برسد، دیگر فقط میدان رقابت قدرت‌ها نخواهد بود؛
میدان آزمون بلوغ ملی خواهد شد.

در آن روز، نه شعارها بلکه رفتارها تعیین می‌کنند که این سرزمین به سمت آزادی و ثبات حرکت می‌کند یا در گرداب خشونت گرفتار می‌شود.

سرنوشت ملت‌ها در لحظه‌های بزرگ نوشته می‌شود.
اما این انسان‌ها هستند که قلم را در دست دارند.

(2 votes, average: 5,00 out of 5)
پیمایش به بالا