📰 امروز در ایران و جهان چه گذشت پنجم فروردین ماه
📅 ۲۵ مارس
🏛️ ایران
⚔️ یزدگرد دوم و اعلان جنگ به امپراتوری روم؛ تعصب مذهبی و مسئله هپتالها
در ۲۵ مارس سال ۴۴۱ میلادی، یزدگرد دوم، شاه ساسانی ایران و پسر بهرام پنجم، به امپراتوری روم اعلان جنگ داد. علت این تصمیم، تمرکز نیروهای رومی در مرزهای شمالغربی ایران و تحریک مرزنشینان به نافرمانی بود.
بهرام پنجم، یا همان بهرام گور، پیش از آن در جریان شکار ناپدید شده بود و برای مدتی ایران بدون رئیس کشور مانده بود. بنا بر روایت مشهور، او هنگام تعقیب گور در باتلاق فرورفت و ناپدید شد. پس از جستوجوی بینتیجه، بزرگان ایران پسرش یزدگرد دوم را به سلطنت برگزیدند؛ پادشاهی که به تعصب مذهبی شهرت داشت و اندرزهای موبد موبدان را بیچونوچرا اجرا میکرد.
این تعصب مذهبی بهویژه در ارمنستان، که ایالتی خودمختار در قلمرو ایران بود، به تنشهای طولانی انجامید. ارمنیان نخستین ملتی بودند که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرده بودند، و سختگیری یزدگرد نسبت به مسیحیان، بازتابهایی فراتر از مرزهای ایران نیز پیدا کرد.
با این حال، در پی اعلان جنگ و بسیج نیروهای ایران، امپراتور روم از در سازش درآمد و یزدگرد فرصت یافت توجه خود را به جبهه شمالشرقی معطوف کند؛ جایی که هپتالها، یا «هونهای سپید»، تهدیدی جدی به شمار میرفتند. به خواست موبد موبدان، که هپتالها را فاقد رعایت اخلاق و نظم میدانست، یزدگرد سالها با آنان جنگید. شکست نهایی این قوم، که بعدها با کوشانیان متحد شده بودند، چند دهه بعد، در سال ۵۶۵ میلادی، تحقق یافت.
📜 قرارداد ترکمنچای و تلخ شدن نوروز ایرانیان
یک ماه و چند روز پس از امضای قرارداد پایان جنگ دوم ایران و روسیه، مردم ایران در جریان دید و بازدیدهای نوروزی آن سال تازه از مفاد آن باخبر شدند و نوروزشان تلخ شد.
این قرارداد در ۲۲ فوریه ۱۸۲۸، در ترکمنچای و با میانجیگری انگلستان منعقد شد؛ میانجیگریای که از نگاه بسیاری نه بیطرفی، بلکه بخشی از بازی قدرت برای دور نگه داشتن روسیه از مرزهای هند بود. بر اساس این قرارداد، ایران بخشهای دیگری از قلمرو خود، از جمله ایروان و نخجوان، را از دست داد. از همان زمان، مرز شمالغربی ایران به شکلی تثبیت شد که تا امروز تغییر بنیادی نکرده است.
جنگ دوم ایران و روسیه دو سال طول کشید و ایران در آن شکست خورد؛ شکستی که نه فقط جغرافیای سیاسی کشور، بلکه حافظه تاریخی ایرانیان را نیز عمیقاً زخمی کرد.
🕯️ روزی که باستانی پاریزی درگذشت
دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، مورخ، نویسنده، پژوهشگر، شاعر و استاد تاریخ دانشگاه تهران، در پنجم فروردین ۱۳۹۳، برابر با ۲۵ مارس ۲۰۱۴، در ۸۹ سالگی درگذشت. او در سوم دی ۱۳۰۴ در پاریز سیرجان به دنیا آمده بود و در ماههای پایانی عمر از بیماری کبد رنج میبرد.
باستانی پاریزی از معدود چهرههایی بود که تدریس را از دبستان و دبیرستان آغاز کرد و تا عالیترین سطح دانشگاهی ادامه داد. او ۴۹ سال در دانشگاه تهران تاریخ تدریس کرد و همزمان از جوانی وارد عرصه روزنامهنگاری شد. از نگاه او، تاریخنگاری و روزنامهنویسی در یک قلمرو قرار داشتند، زیرا آنچه امروز خبر است، فردا تاریخ میشود.
او علاوه بر هزاران مقاله و نوشته مطبوعاتی، بیش از شصت کتاب تألیف کرد؛ از جمله آثاری در حوزه تاریخ کرمان، ایرانشناسی، خاطرهنویسی و نقد فرهنگی. نثر او روان، زنده و در عین حال عمیق بود.
در این متن اصلی، بخش مهمی به خاطرات شخصی از او اختصاص یافته بود؛ خاطراتی که تصویری بسیار انسانی و آموزنده از استاد به دست میداد: از شیوه تدریس آزادمنشانهاش در دبیرستان پهلوی کرمان، تا تأکیدش بر اینکه تاریخ فقط شرح رویداد نیست، بلکه باید به «علت» و «نتیجه» هر رویداد پرداخت. او باور داشت که بیتوجهی به چراییها، ملتها را به تکرار اشتباهات وامیدارد.
از خلال این خاطرات، سه نکته درباره باستانی پاریزی برجسته میشود:
- او تاریخ را ابزار میهنشناسی و جهانشناسی میدانست.
- او روزنامهنگاری ماهر و تاریخنگاری دقیق را از عوامل قدرت یک ملت میدید.
- او بر این باور بود که اگر جامعهای مسائل خود را بهموقع آشکار و تحلیل نکند، آن مسائل به «سرطان اجتماعی» تبدیل میشوند.
باستانی پاریزی از آن نسل نادری بود که هم معلم بود، هم محقق، هم روزنامهنگار، و هم روشنفکر ملی. مرگ او پایان یک عمر طولانیِ نوشتن، اندیشیدن و آموزش بود.
✝️ ادیان و روحانیون
🔥 روزی که اسقف اعظم انگلستان را به جرم «ارتداد» آتش زدند
در ۲۱ مارس ۱۵۵۶، با امضای ماری اول، ملکه انگلستان، توماس کرانمر، اسقف اعظم کانتربری، به جرم ارتداد زنده زنده سوزانده شد.
کرانمر همان روحانیای بود که در دوران هنری هشتم به او کمک کرد همسرش را طلاق دهد و مسیر قانونیکردن طلاق را هموار سازد. وقتی پاپ حاضر نشد این طلاق را بپذیرد و هنری هشتم را تکفیر کرد، کرانمر به او پیشنهاد داد که کلیسای انگلستان را از واتیکان جدا کند. نتیجه این روند، شکلگیری کلیسای انگلیکن بود.
او همچنین بر این باور بود که کشیشان میتوانند ازدواج کنند و برای مذهب جدید کتاب دعای ویژهای نوشت. اما ماری اول، که پس از پدرش به سلطنت رسید و گرایش شدید به کاتولیسیسم داشت، او را به محکمه مذهبی سپرد. این محکمه، کرانمر را به مرگ با آتش محکوم کرد.
ماری اول علاوه بر کرانمر، با اعدام صدها پروتستان و انگلیکن دیگر نیز موافقت کرد و به همین دلیل در تاریخ به «ماری خونخوار» مشهور شد.
📰 در قلمرو رسانهها
🖋️ کاظم چایچیان؛ روزنامهنگار و عربینگار ایران
کاظم چایچیان در پنجم فروردین ۱۳۱۲، برابر با ۲۵ مارس ۱۹۳۳، به دنیا آمد. او یکی از روزنامهنگاران قدیمی ایران بود که کار خود را در سال ۱۳۳۳ از روزنامه اطلاعات آغاز کرد و بهطور مستمر به این حرفه وفادار ماند.
چایچیان در دهه ۱۳۳۰ خبرنگار حوزههای شهری، مخابرات، بهداشت و شهرداری بود. از نگاه حرفهای، کار او مهم بود چون در دورهای فعالیت میکرد که هنوز دستگاههای روابط عمومی به معنای امروزی شکل نگرفته بودند و خبرنگار ناچار بود شخصاً سرنخها را دنبال کند و خبر را از منابع اصلی بهدست آورد.
او تسلط کاملی بر زبان و ادبیات عرب داشت و به موازات خبرنویسی، به ترجمه مطالب مطبوعات عربی برای نشریات مؤسسه اطلاعات میپرداخت. ترجمههای او از مقالات محمد حسنین هیکل در روزنامه اطلاعات شناختهشده بود.
بعدها در شکلگیری نشریه عربیزبان «الاخاء» در مؤسسه اطلاعات نقش داشت و در دهه ۱۳۷۰ نیز در تأسیس روزنامه عربیزبان «الوفاق» وابسته به ایرنا سهم مهمی ایفا کرد.
چایچیان نه فقط خبرنگار، بلکه مترجم، نویسنده و یکی از چهرههای پایدار روزنامهنگاری حرفهای ایران بود.
📝 داریوش صارمی؛ روزنامهنگاری، توزیع و مخاطبیابی
داریوش صارمی، نویسنده و روزنامهنگار، در پنجم فروردین ۱۳۴۶ در بروجرد به دنیا آمد و از سال ۱۳۷۰ وارد عرصه قلم و مطبوعات شد.
او که تحصیلکرده اقتصاد است، از سال ۱۳۷۶ در روزنامه ایران فعالیت کرد و آخرین مسئولیتش مدیریت امور شهرستانهای این روزنامه بود. اما اهمیت او فقط در مدیریت تحریریه نیست؛ بلکه در دیدگاههایش درباره اقتصاد رسانه، توزیع مطبوعات و مخاطبیابی است.
صارمی معتقد است که در عصر آنلاین، مطبوعات برای بقا باید به سمت:
- فیچرنویسی
- روزنامهنگاری تحقیقی
- آموزش عمومی
- و شناخت دقیق مخاطب
حرکت کنند. او بارها تأکید کرده که بدون گسترش «هومدلیوری» یا توزیع مستقیم در منازل، فرهنگ روزنامهخوانی در ایران به حد مطلوب نمیرسد. همچنین باور دارد که رسانهها باید خبر مرگ، گزارش شهری و روایت روزمره را از شکل سنتی و منفعل خارج کنند و به آنها جان تحلیلی و آموزشی ببخشند.
🌍 سایر ملل
🇬🇷 بپاخیزی یونانیان برای استقلال میهن
در ۲۵ مارس ۱۸۲۱، میهندوستان یونانی قیام مسلحانه خود را برای پایان دادن به سلطه چندقرنی عثمانی آغاز کردند. این قیام از پاتراس شروع شد و بیش از هفت سال طول کشید تا به ثمر برسد.
استقلالطلبان یونانی بهتدریج دژهای عثمانی را تصرف کردند، جزایری را آزاد ساختند و در ژانویه ۱۸۲۲ استقلال خود را اعلام کردند و حتی قانون اساسی نوشتند. اما عثمانی مقاومت کرد و دست به سرکوب و قتلعام زد.
سرانجام، فشار افکار عمومی اروپا و مداخله روسیه، فرانسه و انگلستان مسیر جنگ را تغییر داد. یکی از مهمترین صحنههای این نبرد، نبرد ناوارینو در ۱۸۲۷ بود. نهایتاً دولت عثمانی شکست را پذیرفت و استقلال یونان را به رسمیت شناخت.
👑 روزی که فیصل در کاخ سلطنتی کشته شد
در ۲۵ مارس ۱۹۷۵، فیصل بن عبدالعزیز آل سعود، پادشاه وقت عربستان سعودی، در دفتر ملاقاتهای رسمی کاخ سلطنتی ریاض، به دست برادرزادهاش فیصل ابو مساعد با شلیک گلوله کشته شد.
ضارب که در بیروت تحصیل میکرد، به دلیل کاهش مقرری ماهانهاش به ریاض بازگشته بود و در اعتراض به این موضوع دست به قتل زد. او پس از محاکمه، سه ماه بعد در میدان شهر گردن زده شد.
ملک فیصل در زمان خود چهرهای اصلاحطلب در ساختار قدرت سعودی و از حامیان وحدت اعراب و مخالفان سرسخت اسرائیل بود. مرگ او یک شوک بزرگ در جهان عرب ایجاد کرد.
🇺🇸 افشای سهلانگاری در مبارزه با القاعده
در ۲۴ مارس ۲۰۰۴، ریچارد کلارک، رئیس پیشین سازمان ضدتروریسم آمریکا، در کمیسیون رسیدگی به رویدادهای ۱۱ سپتامبر شهادت داد که در آغاز دولت جورج بوش پسر، مسئله تروریسم از اولویت فوری خارج شده بود.
او گفت که در دولت کلینتون، پس از حمله به ناوشکن کول، مبارزه با القاعده بالاترین اولویت امنیتی بود، اما پس از روی کار آمدن بوش، این اولویت تنزل یافت. کلارک با عذرخواهی از بازماندگان قربانیان ۱۱ سپتامبر تصریح کرد که کوتاهی مقاماتی مانند او باعث شد آن فاجعه رخ دهد.
او همچنین افشا کرد که پس از حملات ۱۱ سپتامبر، تلاش اصلی دولت بوش و بهویژه رامسفلد این بود که پای صدام حسین را به موضوع باز کنند، در حالی که هیچ پیوند مؤثری میان عراق و القاعده یافت نشده بود.
🏢 انتقال هالیبرتون از هیوستون به دوبی؛ چرا؟
در مارس ۲۰۰۷، شبکههای تلویزیونی آمریکا گزارش دادند که شرکت هالیبرتون، که دیک چنی پیشتر رئیس هیئت مدیره آن بود، تصمیم گرفته مقر خود را از هیوستون به دوبی منتقل کند.
در همان زمان، اتهامهای متعددی علیه هالیبرتون مطرح بود؛ از جمله سودهای کلان از جنگ عراق، قراردادهای بدون مناقصه، و گرانفروشی نزدیک به سه میلیارد دلاری به دولت آمریکا.
تحلیلهای منتشرشده چند انگیزه را برجسته میکردند:
- فرار از مالیات
- دشوارتر شدن نظارت دولت آمریکا
- نزدیکی بیشتر به منابع نفت و بازار خاورمیانه
- و فاصلهگرفتن از فضای قضایی و رسانهای داخلی آمریکا
این پرونده نمونهای روشن از پیوند میان جنگ، منافع شرکتهای بزرگ، و جغرافیای قدرت در قرن بیستویکم بود.
🇵🇰 یوسف رضا گیلانی؛ از زندان مشرف تا نخستوزیری
پارلمان پاکستان در ۲۴ مارس ۲۰۰۸ یوسف رضا گیلانی، عضو حزب مردم پاکستان، را به نخستوزیری انتخاب کرد. او پیشتر نماینده مجلس و رئیس پارلمان بود و سالها به دست دولت پرویز مشرف زندانی شده بود.
گیلانی با رأی قاطع به قدرت رسید و یکی از نخستین اقداماتش آزادی افتخار محمد چودری، رئیس برکنارشده دیوان عالی، بود؛ قاضیای که ایستادگیاش در برابر مشرف به نماد بحران سیاسی پاکستان تبدیل شده بود.
او در نخستین اظهارات خود از بررسی ترور بینظیر بوتو حمایت کرد و از لزوم بازنگری در سیاست ضدتروریستی مشرف سخن گفت. با این حال، سالها بعد خود او نیز به دلیل مسائل حقوقی و مالی از قدرت کنار رفت.
💣 لیبی در ششمین روز بمباران ناتو
در ششمین روز حملات ناتو به لیبی، یعنی ۲۴ مارس ۲۰۱۱، گزارشها حاکی از آن بود که تلفات غیرنظامیان در حال تبدیلشدن به یک فاجعه انسانی است. بنادر، فرودگاهها، مراکز انتظامی و یگانهای زمینی لیبی هدف قرار گرفته بودند و عملیات عملاً فراتر از برقراری منطقه پرواز ممنوع رفته بود.
منتقدان میپرسیدند:
- چه کسی ناتو را مأمور اجرای قطعنامه کرده است؟
- چرا از یک مصوبه مبهم، برای بمباران گسترده یک کشور استفاده شده؟
- و آیا این روند، جهان را به سمت آنارشیسم بینالمللی سوق نمیدهد؟
در این روز، روسیه، بولیوی، اکوادور، آرژانتین و بسیاری از تحلیلگران جهانی انتقادهای جدی به این عملیات وارد کردند و آن را نقض آشکار حاکمیت ملی و سوءاستفاده از شورای امنیت دانستند.
🧭 نظر مفسران درباره لیبی؛ روسیه فرصت ابرقدرتی را از دست داد؟
تا ۲۵ مارس ۲۰۱۱، بسیاری از تفسیرنگاران بر این باور بودند که در مسئله لیبی، روسیه و چین نیز به اندازه غرب مقصرند، زیرا اگر قطعنامه ۱۹۷۳ را وتو کرده بودند، مسیر مداخله نظامی غرب باز نمیشد.
برخی مفسران استدلال میکردند که روسیه با کوتاهآمدن در برابر غرب، شانس احیای جایگاه ابرقدرتی خود را از دست داد. در این تحلیلها، حمله به لیبی نه صرفاً یک عملیات نظامی، بلکه آغاز دورهای تازه از سلطهگری با پوشش حقوق بشری دانسته میشد.
بهویژه بر این نکته تأکید میشد که جهان پس از ۱۷ مارس ۲۰۱۱، دیگر جهان پیش از آن نخواهد بود.
📌 برخی دیگر از رویدادهای ۲۵ مارس
🔹 در ۴۲۱، ونیز در شمالشرقی ایتالیا رسماً شهر اعلام شد.
🔹 در ۱۶۳۴، کلنی انگلیسی مریلند در آمریکای شمالی تأسیس شد.
🔹 در ۱۸۰۷، قانون منع تجارت برده در قلمرو انگلستان به اجرا درآمد.
🔹 در ۱۹۰۰، حزب سوسیالیست آمریکا تأسیس شد.
🔹 در ۱۹۱۱، آتشسوزی یک کارخانه پوشاک در نیویورک ۱۴۶ قربانی گرفت.
🔹 در ۱۹۴۱، یوگسلاوی به محور پیوست و عملاً مسیر فروپاشی خود را هموار کرد.
🔹 در ۱۹۴۹، استالین ۹۲ هزار کولاک دیگر را به سیبری تبعید کرد.
🔹 در ۱۹۵۷، پیمان رم تصویب شد و جامعه اقتصادی اروپا شکل گرفت.
🔹 در ۱۹۹۴، نیروهای آمریکایی از سومالی خارج شدند.
🔹 در ۲۰۰۲، زلزله در افغانستان و شمال پاکستان بیش از هزار کشته برجا گذاشت.
🔹 در ۲۰۰۶، تیراندازی مرگبار در سیاتل آمریکا شش کشته برجا گذاشت و عامل آن خودکشی کرد.
📌 جمعبندی تحلیلی
در رویدادهای ۲۵ مارس نیز یک الگوی روشن دیده میشود:
👉 هرجا قدرت با تعصب، خودکامگی یا منافع پنهان آمیخته شده، بحران و خشونت پدید آمده است.
👉 و هرجا تاریخ بهدرستی فهم نشده، همان الگوهای سلطه، جنگ، تحقیر یا مداخله بار دیگر تکرار شدهاند.
از یزدگرد دوم و تعصب مذهبیاش، تا ترکمنچای، از افشای سهلانگاری در مبارزه با القاعده تا لیبی و هالیبرتون، همه این موارد یک نکته را تکرار میکنند:
قدرت، اگر با عقلانیت، حافظه تاریخی و مسئولیت سیاسی همراه نباشد، دیر یا زود به بحران تبدیل میشود.
✍️ گردآوری: پیمان (ساموئل) سلاحی



