این فصل ساختار سرکوب خیابانی جمهوری اسلامی را بازسازی میکند.
ماشین سرکوب جمهوری اسلامی
بسیج، گردانها، لباسشخصیها و الگوی کنترل شهری**
**مقدمه:
از «پاسدار محله» تا «ماشین تمامعیار سرکوب»**
در سالهای نخست جمهوری اسلامی، بسیج نهادی شبهنظامی ساده بود.
اما از دههٔ ۷۰ به بعد و خصوصاً پس از اعتراضات مشهد، اسلامشهر و قزوین، سپاه و بیت رهبری به این نتیجه رسیدند:
«بقای نظام نیازمند یک نیروی امنیتی چابک، غیررسمی، ارزان و وفادار است.»
اینگونه بود که بسیج از یک نیروی داوطلب جنگ، به یک ماشین امنیت داخلی تبدیل شد.
مدیریت این تغییر در دههٔ ۸۰ و ۹۰ بر عهدهٔ شخصی بود که در فصل قبل بررسی شد:
حسین طائب – معمار سرکوب شهری در جمهوری اسلامی
**بخش یک
ساختار بسیج: لایههای امنیتی و تقسیم کار عملیاتی**
بسیج امروز یک نهاد چندلایه است:
۱. بسیج محلات (پایگاهها)
– مسئول پایش اجتماعی
– جمعآوری اطلاعات از محله
– شناسایی چهرههای فعال
– همکاری با امام جماعت، هیئتها و نهادهای محلی
۲. گردانهای عاشورا (ویژه مردان)
– وظیفه: سرکوب شورشهای شهری
– آموزششده برای عملیات ضربتی
– نقش اصلی در اعتراضات ۷۸ و ۸۸
۳. گردانهای الزهرا (ویژه زنان)
– استفاده برای کنترل تجمعات زنانه
– سرکوب دختران و زنان معترض
۴. گشتهای موتورسوار
– واحدهای ضربت
– تاکتیک اصلی «حمله و فرار»
– هسته اصلی عملیات سالهای ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱
۵. نیروهای واکنش سریع
– مشابه یگان صابرین
– ورود در اعتراضات گسترده
– هماهنگی مستقیم با قرارگاه ثارالله
۶. شبکه لباسشخصیها
نیرویی غیررسمی، اما سازمانیافته:
- عضو بسیج نیستند
- آموزش امنیتی دیدهاند
- مأموریت: «انکارپذیر» (Denial)
- از نظر حقوقی قابل رهگیری و شکایت نیستند
این بخش خطرناکترین لایه است، زیرا نظام میتواند:
«بگوید اینها مردم عادی بودند.»
**بخش دو
قرارگاه ثارالله: فرماندهی مرکزی سرکوب تهران**
در تهران، مرکز کنترل امنیت داخلی قرارگاه ثارالله سپاه است.
وظایف:
- هماهنگسازی بسیج، اطلاعات سپاه، ناجا، یگان ویژه
- مدیریت عملیات در بحرانها
- کنترل اینترنت و ارتباطات
- صدور دستور بازداشت و انتقال به بازداشتگاههای سری
قرارگاه ثارالله مستقیماً:
- به خامنهای
- و سپس به مجتبی خامنهای
گزارش میدهد.
این یعنی بحرانهای امنیتی تهران، در سطح دولت مدیریت نمیشود؛
در سطح «رهبری» مدیریت میشود.
**بخش سه
لباسشخصیها: بازوی تاریک نظام**
لباسشخصیها سه ویژگی دارند:
- قابل انکارند
- قابل شناسایی نیستند
- در شبکههای مسجدی، هیئتها و بسیج عضوگیری میشوند
این نیروها در عملیاتهای زیر نقش اساسی دارند:
- حمله به دانشگاهها
- ضربوشتم دانشجویان
- بازداشتهای بدون حکم
- حمله به ستادهای انتخاباتی
- شکستن اعتصابات
- تهدید فعالان محلی
در ۸۸ و ۱۴۰۱، نقش لباسشخصیها حیاتی بود.
**بخش چهار
الگوی «سرکوب شهری»: یک مدل امنیتی برای کنترل جمعیت**
جمهوری اسلامی از دههٔ ۷۰ تا ۹۰ یک مدل سرکوب شهری ساخت که شامل پنج مرحله است:
مرحله اول: اطلاعات پیشدستانه
از طریق:
- بسیج محلات
- اطلاعات سپاه
- پروژههای شنود (فصول قبل)
- مراقبتهای محیطی
مرحله دوم: قطع ارتباطات
– کاهش سرعت اینترنت
– قطع موبایل
– مسدودسازی شبکههای اجتماعی
– اختلال در VPNها
مرحله سوم: شوک اولیه
– ورود موتورهای دو نفره
– حمله به نقاط تجمع
– دستگیری چند نفر برای ایجاد ترس
مرحله چهارم: تاکتیک «تسلط بر زمین»
- تسلط بر میدانها
- کنترل تقاطعها
- استفاده از گاز اشکآور
- فشار از چند جهت
مرحله پنجم: پاکسازی و کنترل پساشورش
- بازداشتهای شبانه
- رصد تلفن همراه
- دستگیری بر اساس تصاویر دوربینها
- تهدید خانوادهها
این مدل چندین بار با موفقیت اجرا شده است و به همین دلیل نظام آن را حفظ کرده.
**بخش پنج
نقش بسیج در اعتراضات مختلف (۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱)**
۷۸: کوی دانشگاه
– اولین میدان آزمایشی
– هستههای اولیه: عاشورا + لباسشخصیها
– مدیریت طائب
۸۸: نقطه اوج سازمانیافتگی
– ۳۰ هزار نیروی کربلا
– حضور فعال گردانهای عاشورا/الزهرا
– عملیات مشترک با اطلاعات سپاه
۹۶: شورش بدون رهبر
– تمرکز بر شهرهای کوچک
– بسیج محلات نقش اصلی
۹۸: اعتراضات بنزینی
– مدل «سرکوب در ۴۸ ساعت»
– قطع کامل اینترنت
– استفاده گسترده از تکتیراندازها
۱۴۰۱: جنبش زن، زندگی، آزادی
– ۷۰٪ سرکوب توسط نیروهای بسیج و لباسشخصی
– تغییر تاکتیک: استفاده از موتورهای انفرادی
– نقش مهم نیروهای «امنیت محلات»
**بخش شش
روانشناسی سرکوب: چگونه نیروها برای خشونت آماده میشوند؟**
تحلیلهای روانشناسی جمعی نشان میدهد:
- نیروها در ساختار بسیج «هویت جمعی» دریافت میکنند
- برچسب «دشمن داخلی» به معترضان زده میشود
- آموزشهای مذهبی برای مشروعیتبخشی خشونت استفاده میشود
- از پاداشهای مالی، زیارتی و شغلی برای تقویت انگیزه بهره میبرند
این فرآیند همان چیزی است که در علوم اجتماعی به نام:
«Dehumanization Process»
فرآیند غیرانسانیسازی
شناخته میشود.
**بخش هفت
چرا بسیج برای نظام حیاتی است؟**
به سه دلیل:
- هزینهٔ پایین
بسیج ارزانترین نیروی سرکوب است. - انکارپذیری بالا
لباسشخصیها مسئولیتپذیر نیستند. - ارتباط گسترده با جامعه
شبکهٔ محلات یعنی جمعآوری اطلاعات در سطح میکرو.
جمعبندی فصل یازدهم
در این فصل نشان دادیم:
- ساختار سرکوب جمهوری اسلامی مهندسیشده، چندلایه و کارآمد است.
- بسیج و لباسشخصیها ستون اصلی این ماشین هستند.
- الگوی سرکوب شهری بر مبنای تجربه ۴ دهه اعتراض ساخته شده.
- ارتباط این ماشین سرکوب با اطلاعات سپاه و بیت رهبری رابطهای مستقیم و ساختاری است.
این فصل کمک میکند خواننده بفهمد چگونه اعتراضات در ایران مهار یا سرکوب میشود.



