مقدمهٔ امپراتوری سایهها
کالبدشکافی ساختار امنیتی ـ سایبری جمهوری اسلامی
پیشگفتار نویسنده
ایران در چهار دههٔ گذشته، تنها با «دولت» و «حکومت» اداره نشده است. در کنار هر دولت انتخابی، همواره یک دولت ناگفته نیز حضور داشته است؛ دولتی متشکل از وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه، بیت رهبری و شبکهای از شرکتها، رسانهها و افراد امنیتی که در تاریکترین نقاط ساختار رسمی قدرت نفس میکشند و تصمیم میگیرند.
من در این کتاب، این دولت ناگفته را «امپراتوری سایهها» نامیدهام.
سالهاست که در روایت رسمی، این دستگاه امنیتی با واژههایی آراسته و مشروعیتساز توجیه شده است: «حفظ نظام»، «مقابله با جاسوسی»، «حراست از ارزشها» و «دفاع از انقلاب». اما در لایههای زیرین، آنچه عملاً شکل گرفته، چیزی بسیار متفاوت است: طبقهای امنیتی ـ اقتصادی که همزمان شنود میکند، بازداشت میکند، میترساند، رسانه میسازد و با همان ابزار امنیتی، از رانت، ثروت و نفوذ اقتصادی بهره میبرد.
این کتاب، روایتی است از درون این دستگاه.
در فصلهای پیش رو، من بهکمک شهادتها و اسنادی که بخشی از آنها حاصل کار، رنج و جانباختن انسانهایی مانند محمدحسین تاجیک است، تلاش میکنم تصویری نسبتاً یکپارچه از این امپراتوری ارائه کنم؛ نه برای تحریک احساسات، بلکه برای فهم سازوکار قدرت در ایران امروز.
این کتاب نه خاطرات شخصی من است و نه صرفاً گردآوری مجموعهای از افشاگریها؛ بلکه تلاشی است برای کنار همچیدن قطعات پراکندهٔ یک پازل بزرگ:
از مرکز دادهکاوی و معاونت ۳۳۲ وزارت اطلاعات، تا شرکتهای پوششی در مالزی، آلمان، امارات و ترکیه؛
از یک مهندس بینام در ادارهٔ بیسیم که تلفن همسر مردم را برای تفریح شنود میکند، تا حلقههای بالای قدرت که با همان ابزار شنود، علیه یکدیگر پرونده میسازند؛
از «میثم» در خاطرات هاشمی رفسنجانی، تا حسین طائب در رأس سازمان اطلاعات سپاه؛
از صداوسیمای رسمی، تا صداوسیمایی که به «بایگانی امن مهرههای سوخته» تبدیل شده است؛
از شهرداری تهران بهعنوان مجرای تأمین مالی، تا هلدینگ یاس و اختاپوس اقتصادی ـ امنیتی سپاه.
این روایت، روایت یک اپوزیسیون صرفاً سیاسی نیست که از بیرون به ساختار قدرت شلیک میکند؛ روایت نسلی است که زیر شنود، زیر دوربین و زیر باتوم زندگی کرده و اکنون میخواهد سازوکار این سلطه را بفهمد، توضیح دهد و مستند کند.
من در این کتاب، آگاهانه از لحن شعاری پرهیز کردهام. با اینحال، نمیتوان انکار کرد که هر صفحهٔ این کار، حاصل خشم فروخوردهٔ هزاران خانوادهای است که فرزندانشان در بازداشتگاههای رسمی و غیررسمی، در سلولهای ۲۰۹ و ۲الف، در پادگانهای بسیج و در کوچههای تاریک پس از اعتراض، با جسم و روان خود هزینهٔ این «امپراتوری سایهها» را پرداختهاند.
این کتاب سه ادعای اصلی را دنبال میکند:
نخست، ساختار امنیتی جمهوری اسلامی در عمل فراتر از قانون اساسی عمل میکند. آنچه ما با آن روبهرو هستیم، یک دولت دوگانه است: دولت انتخابی در سطح ظاهر و دولت امنیتی موازی در عمق واقعیت قدرت.
دوم، معماری فنی شنود، جاسوسی و دادهکاوی، نه فقط ابزار کنترل سیاسی، بلکه ابزار فساد، رانت و انباشت قدرت اقتصادی است. وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه، در حوزهٔ پروژهها، پیمانکاران، شرکتهای پوششی و واردات تکنولوژی، به نوعی مافیای اقتصادی تبدیل شدهاند که خود را پاسخگو به هیچ نهاد عمومی نمیداند.
سوم، بدون فهم این شبکهٔ امنیتی ـ اقتصادی، هیچ بحثی دربارهٔ اصلاح، گذار یا آیندهٔ سیاسی ایران جدی نیست. تا زمانی که «امپراتوری سایهها» پابرجاست، صندوق رأی، قانون و حتی قانون اساسی، در حاشیهٔ واقعیت قدرت قرار دارند.
در این مسیر، من از زبان خودم سخن میگویم، اما تنها نیستم. صدای کسانی در این کتاب حضور دارد که دیگر در میان ما نیستند: از محمدحسین تاجیک تا عباس یزدانپناه؛ از قربانیان قتلهای زنجیرهای تا دانشجویان ۷۸ و معترضان ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱.
این کتاب ادعای «تمام حقیقت» ندارد، اما میخواهد به سهم خود، یک چیز را روشن کند: امنیتی که از دل شنود، شکنجه، دروغ و رانت بیرون میآید، نه امنیت ملی، بلکه امنیت رژیم است.
امیدم این است که سالها بعد، زمانی که پژوهشگران تاریخ معاصر ایران میخواهند بدانند چگونه یک دستگاه اطلاعاتی دینی ـ انقلابی به امپراتوری سایهها تبدیل شد، این کتاب یکی از منابع آنها باشد؛ نه بهعنوان سند نهایی، بلکه بهعنوان شهادت نسلی که «در سایه» زندگی کرد و تصمیم گرفت این سایه را توصیف کند.
ساموئل (پیمان) سلاحی
شما را دعوت میکنم به شنیدن پادکست همین برنامه با عنوان «مقدمهٔ امپراتوری سایهها؛ کالبدشکافی ساختار امنیتی ـ سایبری جمهوری اسلامی». برای شنیدن این قسمت، از طریق لینک زیر وارد شوید و برای دنبالکردن ادامهٔ این مجموعه، کانال ما را سابسکرایب کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=GsO_fZM7xPw
کانال تلگرامی هرگز نخواهیم بخشید:
https://t.me/irantempleforall
پنج پرسش و پاسخ دربارهٔ این قسمت
۱. منظور از «امپراتوری سایهها» چیست؟
«امپراتوری سایهها» نامی است برای توصیف دولت پنهان و امنیتی در جمهوری اسلامی؛ شبکهای متشکل از وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه، بیت رهبری، شرکتهای پوششی، رسانههای وابسته و حلقههای اقتصادی ـ امنیتی که در کنار دولت رسمی، بخشی از تصمیمسازی واقعی قدرت را در اختیار دارند.
۲. چرا این ساختار فقط یک نهاد امنیتی معمولی نیست؟
زیرا این ساختار صرفاً وظیفهٔ اطلاعاتی یا ضدجاسوسی ندارد، بلکه همزمان در سرکوب سیاسی، کنترل اجتماعی، شنود، دادهکاوی، پروندهسازی، رسانهسازی و فعالیت اقتصادی نقش دارد. به همین دلیل، از یک نهاد امنیتی کلاسیک فراتر رفته و به یک طبقهٔ امنیتی ـ اقتصادی تبدیل شده است.
۳. رابطهٔ این ساختار با دولت انتخابی چیست؟
در ظاهر، دولتهای انتخابی در جمهوری اسلامی مسئول ادارهٔ کشور هستند؛ اما در عمل، یک دولت امنیتی موازی در کنار آنها وجود دارد که در بسیاری از حوزههای حساس، از سیاست داخلی و رسانه تا اقتصاد، امنیت و پروندهسازی، قدرتی فراتر از نهادهای انتخابی دارد.
۴. چرا شنود و دادهکاوی در این کتاب مسئلهای مرکزی است؟
چون شنود، جاسوسی و دادهکاوی فقط ابزار کنترل سیاسی نیستند؛ بلکه در بسیاری از موارد به ابزار رانت، فساد، حذف رقیب، پروندهسازی درونحکومتی و کنترل جامعه تبدیل میشوند. معماری فنی سرکوب، در اینجا با معماری اقتصادی قدرت پیوند میخورد.
۵. هدف این کتاب چیست؟
هدف کتاب ارائهٔ تصویری مستند و تحلیلی از سازوکار قدرت پنهان در جمهوری اسلامی است؛ نه بهعنوان یک روایت شعاری، بلکه بهعنوان تلاشی برای فهم اینکه چگونه یک دستگاه اطلاعاتی دینی ـ انقلابی، طی چهار دهه، به امپراتوریای از شنود، ترس، رانت، رسانه و سرکوب تبدیل شده است.



