اینترنت طبقاتی در ایران ۷ نشانه از خط سفید و سرکوب دیجیتال ؛ سازوکار سرکوب دیجیتال و امتیاز «خط سفید»

اینترنت طبقاتی در ایران ۷ نشانه از خط سفید و سرکوب دیجیتال ؛ سازوکار سرکوب دیجیتال و امتیاز «خط سفید»

نویسندگان: پارسا نصیری‌خواه و علیرضا مسعودیان خوزانی
پارسا نصیری‌خواه: پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
علیرضا مسعودیان خوزانی: ژورنالیست و تحلیلگر سیاسی

پیشگفتار

در سال‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین ابزارهای کنترل اجتماعی در جمهوری اسلامی، سیاست محدودسازی، فیلترینگ و قطع اینترنت بوده است. این سیاست دیگر صرفاً اقدامی مقطعی در زمان بحران نیست؛ بلکه به بخشی از معماری حکمرانی امنیتی در ایران تبدیل شده است.

در این ساختار، اکثریت شهروندان با اینترنت محدود، کند، فیلترشده و ناامن روبه‌رو هستند؛ اما گروهی کوچک از مسئولان، نهادهای حکومتی، شرکت‌های وابسته، فعالان رسانه‌ای نزدیک به حکومت و چهره‌های مورد اعتماد نظام، به اینترنت آزادتر و کم‌محدودیت‌تر دسترسی دارند.

این وضعیت را می‌توان اینترنت طبقاتی نامید؛ یعنی نظامی که در آن دسترسی به اینترنت نه یک حق شهروندی، بلکه امتیازی سیاسی و امنیتی است.

در ادبیات عمومی کاربران ایرانی، این دسترسی ویژه گاهی با اصطلاح‌هایی مانند خط سفید، اینترنت سفید یا سیم‌کارت سفید شناخته می‌شود. معنای مشترک همه این اصطلاحات روشن است: گروهی خاص می‌توانند از محدودیت‌هایی عبور کنند که بر مردم عادی تحمیل شده است.

گزارش رادیو اروپای آزاد درباره قابلیت جدید X و افشای حساب‌های داخل ایران نشان داد که قابلیت تازه این پلتفرم، بحث درباره حساب‌هایی را که از داخل ایران بدون نشانه‌های معمول VPN فعالیت می‌کنند، دوباره زنده کرده است. این گزارش به اصطلاح «white SIM cards» یا سیم‌کارت‌های سفید اشاره می‌کند؛ دسترسی‌هایی که بخشی از نظام اینترنت طبقاتی در ایران دانسته می‌شوند.

البته باید دقیق بود: مشاهده موقعیت اتصال یا IP ایرانی در پلتفرم X به‌تنهایی اثبات قطعی استفاده از خط سفید نیست. برخی ابزارهای فنی مانند WARP، تونل‌های خاص یا سرویس‌های واسطه می‌توانند نشانه‌های پیچیده‌ای ایجاد کنند. با این حال، وقتی حسابی در داخل ایران، روی پلتفرمی فیلترشده، با اتصال پایدار و بدون تغییرات معمول VPN فعالیت می‌کند، این وضعیت به‌عنوان قرینه‌ای مهم در بحث اینترنت طبقاتی قابل بررسی است.

اینترنت طبقاتی چیست؟

اینترنت طبقاتی به مدلی از حکمرانی دیجیتال گفته می‌شود که در آن دسترسی به اینترنت بر اساس موقعیت سیاسی، امنیتی، شغلی، نهادی یا میزان نزدیکی فرد به حکومت تعریف می‌شود.

در این مدل، اینترنت به دو سطح تقسیم می‌شود.

سطح نخست، اینترنت عمومی است؛ همان اینترنتی که اکثریت مردم با آن زندگی می‌کنند. این اینترنت محدود، فیلترشده، کند، ناامن و در زمان بحران قابل قطع یا اختلال است.

سطح دوم، اینترنت ویژه یا اینترنت سفید است؛ دسترسی‌ای که برای نهادهای خاص، مسئولان، برخی شرکت‌ها، رسانه‌های حکومتی، نیروهای وابسته و کاربران مورد اعتماد فراهم می‌شود.

گزارش ایران اینترنشنال درباره ویژگی جدید X و بحث اینترنت نابرابر در ایران توضیح می‌دهد که قابلیت جدید X بحث درباره کاربرانی را افزایش داد که ظاهراً از داخل ایران بدون نشانه‌های رایج VPN به این پلتفرم فیلترشده دسترسی دارند.

این مسئله بار دیگر نشان داد که در ایران، فیلترینگ برای همه یکسان اجرا نمی‌شود. بخشی از جامعه مجبور است برای دسترسی به شبکه‌های اجتماعی از VPNهای ناامن، گران و ناپایدار استفاده کند، در حالی که گروهی دیگر بدون تحمل همین هزینه‌ها و خطرها، به اینترنت آزادتر دسترسی دارند.

از فیلترینگ مقطعی تا ساختار دائمی سرکوب دیجیتال

قطع اینترنت، فیلترینگ گسترده و اختلال در پهنای باند در ایران پدیده تازه‌ای نیست. اما از آبان ۱۳۹۸ به بعد، این سیاست‌ها از اقدامات امنیتی مقطعی به ساختاری دائمی و سیستماتیک تبدیل شدند.

در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، جمهوری اسلامی با قطع گسترده اینترنت، ارتباط معترضان با یکدیگر و با جهان خارج را مختل کرد. عفو بین‌الملل درباره قطع اینترنت آبان ۱۳۹۸ و پنهان‌سازی کشتار معترضان نشان داده است که خاموشی اینترنت چگونه به پنهان ماندن ابعاد سرکوب و کشتار کمک کرد.

پس از خیزش زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ نیز الگوی مشابهی تکرار شد. شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها و ابزارهای ارتباطی هدف فیلترینگ و اختلال قرار گرفتند.

در سال‌های بعد، این سیاست به مرحله‌ای پیچیده‌تر رسید. به‌جای فقط قطع کامل اینترنت، حکومت به سمت ترکیبی از فیلترینگ، کندسازی، اختلال هدفمند، مسدودسازی پروتکل‌ها، محدودسازی VPNها، و ایجاد دسترسی‌های ویژه برای گروه‌های خاص حرکت کرد.

گزارش Freedom House درباره آزادی اینترنت در ایران در سال ۲۰۲۵ ایران را در میان کشورهایی قرار می‌دهد که اینترنت در آن به‌شدت کنترل، محدود و سیاسی شده است.

این روند نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی اینترنت را نه به‌عنوان زیرساخت توسعه، بلکه به‌عنوان میدان کنترل اجتماعی و امنیتی می‌بیند.

خط سفید چیست؟

خط سفید در ادبیات کاربران ایرانی به دسترسی اینترنتی گفته می‌شود که از بخشی از فیلترینگ و محدودیت‌های عمومی عبور می‌کند.

از نظر فنی، این دسترسی می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد: سیم‌کارت‌های خاص، IPهای تأییدشده، شبکه‌های سازمانی، اتصال‌های شرکتی، دسترسی‌های نهادی یا مسیرهای اینترنتی که در سامانه فیلترینگ در فهرست سفید قرار گرفته‌اند.

در چنین الگویی، برخی کاربران می‌توانند بدون VPN یا با محدودیت بسیار کمتر به پلتفرم‌هایی دسترسی داشته باشند که برای عموم مردم فیلتر شده‌اند.

گزارش Le Monde درباره تبدیل اینترنت در ایران به امتیاز حکومتی این وضعیت را نشانه‌ای از تغییر اینترنت از یک حق عمومی به امتیازی گزینشی توصیف می‌کند. این گزارش به «white SIM cards» و دسترسی‌های ممتاز برای افراد نزدیک به حکومت اشاره کرده است.

این همان چیزی است که در ادبیات سیاسی می‌توان آن را «تبعیض دیجیتال» نامید؛ یعنی توزیع نابرابر امکان ارتباط، آگاهی، کسب‌وکار و بیان آزاد بر اساس وفاداری یا جایگاه سیاسی.

چه کسانی از اینترنت سفید استفاده می‌کنند؟

اطلاعات عمومی درباره فهرست دقیق کاربران اینترنت سفید شفاف نیست. همین عدم شفافیت، بخشی از مسئله است.

با این حال، بر اساس گزارش‌ها و الگوهای مشاهده‌شده، چند گروه بیش از دیگران در مظان استفاده از اینترنت ویژه قرار دارند: مسئولان حکومتی، نهادهای امنیتی، رسانه‌های وابسته، شرکت‌های مورد اعتماد حکومت، برخی فعالان تبلیغاتی نزدیک به نظام، و چهره‌هایی که در جنگ روایت‌ها برای جمهوری اسلامی نقش‌آفرینی می‌کنند.

داشتن چنین دسترسی‌ای در عمل به معنای مصونیت از محدودیت‌هایی است که به شهروندان عادی تحمیل می‌شود.

وقتی یک شهروند عادی برای ورود به X، اینستاگرام، واتس‌اپ یا تلگرام باید هزینه VPN بدهد، خطر بدافزار و ردیابی را بپذیرد و با قطع و وصل دائمی روبه‌رو شود، اما یک کاربر حکومتی بدون همین موانع فعالیت کند، دیگر با یک سیاست فنی روبه‌رو نیستیم؛ با ساختار تبعیض سیاسی روبه‌رو هستیم.

X و مسئله ورود بدون VPN از داخل ایران

آپدیت‌های اخیر پلتفرم X، که امکان مشاهده برخی اطلاعات کلی درباره موقعیت یا الگوی اتصال حساب‌ها را فراهم می‌کند، بحث تازه‌ای درباره اینترنت سفید در ایران ایجاد کرده است.

گزارش رادیو فردا/رادیو اروپای آزاد درباره افشای دسترسی‌های بدون VPN در X می‌گوید این قابلیت باعث شده برخی حساب‌های فعال از داخل ایران، که به پلتفرم فیلترشده X دسترسی دارند، زیر سؤال بروند.

اما برای تحلیل دقیق باید میان «قرینه» و «اثبات قطعی» تفاوت گذاشت.

اگر حسابی با IP ایرانی، بدون تغییرات مکرر معمول VPN، به X وصل شود، این می‌تواند نشانه استفاده از اینترنت سفید، سیم‌کارت سفید، شبکه سازمانی یا دسترسی ویژه باشد. اما همیشه نمی‌توان فقط از روی یک نشانه فنی حکم قطعی داد.

اهمیت مسئله در جای دیگری است: خودِ امکان چنین دسترسی‌هایی نشان می‌دهد که فیلترینگ در ایران برای همه یکسان نیست. حکومت از یک سو مردم را از دسترسی آزاد محروم می‌کند، و از سوی دیگر برای ماشین تبلیغاتی و شبکه‌های وابسته خود مسیرهای دسترسی را باز می‌گذارد.

این همان نقطه‌ای است که اینترنت طبقاتی از یک بحث فنی به یک مسئله سیاسی تبدیل می‌شود.

اینترنت طبقاتی و کنترل روایت

یکی از مهم‌ترین پیامدهای اینترنت طبقاتی، کنترل روایت است.

در زمان اعتراضات، بحران‌های سیاسی، جنگ‌ها یا رسوایی‌های حکومتی، مردم عادی برای انتشار تصویر، ویدئو، خبر و روایت خود با فیلترینگ و قطع اینترنت روبه‌رو می‌شوند. اما حساب‌های نزدیک به حکومت، رسانه‌های رسمی و شبکه‌های تبلیغاتی وابسته می‌توانند با دسترسی بهتر، روایت حکومتی را در فضای جهانی منتشر کنند.

این یعنی میدان اطلاعات از ابتدا نابرابر طراحی شده است.

مردم باید برای گفتن حقیقت از دیوار فیلترینگ عبور کنند، اما حکومت برای انتشار روایت خود از مسیرهای باز و امن استفاده می‌کند.

در چنین وضعیتی، اینترنت طبقاتی به ابزار جنگ روانی تبدیل می‌شود. حکومت نه‌فقط ارتباطات مردم را محدود می‌کند، بلکه هم‌زمان امکان روایت‌سازی مخالف را نیز کاهش می‌دهد.

نقض حق برابر دسترسی به اینترنت

دسترسی آزاد و برابر به اینترنت در جهان امروز فقط مسئله سرگرمی نیست. اینترنت ابزار کار، آموزش، ارتباط، خبررسانی، فعالیت سیاسی، تجارت، پژوهش و مشارکت اجتماعی است.

قطع یا محدودسازی اینترنت، به‌ویژه در زمان اعتراضات و بحران‌ها، با حقوق بنیادین شهروندان در تعارض قرار می‌گیرد.

سازمان ملل درباره ضرورت دسترسی فوری به اینترنت در ایران در ژانویه ۲۰۲۶ خواستار بازگرداندن فوری دسترسی اینترنت و رعایت حقوق بشر شد. این موضع نشان می‌دهد که قطع اینترنت صرفاً یک تصمیم فنی نیست، بلکه مسئله‌ای حقوق بشری است.

وقتی حکومت اینترنت آزاد را برای خود و وابستگانش حفظ می‌کند، اما مردم را از آن محروم می‌سازد، حق برابر شهروندی نقض می‌شود.

در این مدل، آزادی اتصال به امتیازی سیاسی تبدیل می‌شود. شهروند مستقل، منتقد یا عادی باید محدود شود؛ اما نیروی وفادار، تبلیغاتی یا حکومتی باید متصل بماند.

VPN؛ ابزار نجات یا تله امنیتی؟

یکی از پیامدهای مستقیم فیلترینگ گسترده، وابسته شدن مردم به VPN است.

در ایران، میلیون‌ها نفر برای دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها، منابع خبری و ابزارهای کاری خود ناچارند از VPN استفاده کنند. اما این اجبار، خطرات امنیتی جدی ایجاد می‌کند.

بسیاری از VPNهای رایگان یا ارزان، شفاف نیستند. مشخص نیست مالک آن‌ها کیست، داده‌ها را چگونه ذخیره می‌کنند، ترافیک کاربران را به کجا منتقل می‌کنند، و آیا با نهادهای امنیتی ارتباط دارند یا نه.

گزارش دولت بریتانیا درباره نظارت شبکه‌های اجتماعی و فعالیت‌های آنلاین در ایران به تلاش جمهوری اسلامی برای کنترل، جرم‌انگاری یا محدودسازی استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ اشاره کرده است.

در چنین فضایی، VPN برای مردم هم ابزار نجات است و هم منبع خطر. بدون VPN دسترسی آزاد ممکن نیست؛ با VPN ناامن نیز خطر ردیابی، سرقت داده، بدافزار، شنود و پرونده‌سازی افزایش می‌یابد.

این دقیقاً همان تله‌ای است که اینترنت طبقاتی ایجاد می‌کند: مردم را به مسیرهای ناامن هل می‌دهد و سپس همان مسیرها را به ابزار کنترل تبدیل می‌کند.

اینترنت طبقاتی و نابرابری اقتصادی

اینترنت آزاد فقط ابزار بیان سیاسی نیست. اینترنت ابزار اقتصاد است.

فروشگاه‌های آنلاین، آموزش مجازی، بازاریابی، کار فریلنسری، تجارت بین‌المللی، تولید محتوا، خدمات دیجیتال، برنامه‌نویسی، طراحی، رسانه و حتی بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک به اینترنت جهانی وابسته‌اند.

وقتی مردم عادی به اینترنت آزاد دسترسی ندارند، اما گروهی نزدیک به حکومت از دسترسی بهتر برخوردارند، نابرابری اقتصادی نیز تشدید می‌شود.

گزارش AP درباره خسارت‌های اقتصادی قطع طولانی اینترنت در ایران نشان می‌دهد که خاموشی و محدودیت اینترنت چگونه کسب‌وکارها، فروشگاه‌های آنلاین و میلیون‌ها کاربر وابسته به اقتصاد دیجیتال را تحت فشار قرار داده است.

اینترنت طبقاتی در عمل همان منطق اقتصاد رانتی جمهوری اسلامی را در فضای دیجیتال بازتولید می‌کند: امتیاز برای نزدیکان، محدودیت برای مردم.

چرا حکومت به اینترنت آزاد نیاز دارد اما مردم را محروم می‌کند؟

این تناقض در ظاهر عجیب است، اما در منطق حکومت‌های اقتدارگرا کاملاً قابل فهم است.

جمهوری اسلامی برای عملیات رسانه‌ای، جنگ روایت‌ها، تبلیغات خارجی، حملات سایبری، هشتگ‌سازی، رصد مخالفان، نفوذ در شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات بین‌المللی به اینترنت آزاد نیاز دارد.

اما همان اینترنت آزاد، اگر در اختیار مردم قرار گیرد، امکان افشاگری، سازماندهی اعتراض، ارتباط با رسانه‌های جهانی، انتشار اسناد و شکستن انحصار روایت حکومتی را فراهم می‌کند.

پس حکومت تلاش می‌کند دسترسی آزاد را برای خود حفظ کند و برای مردم محدود سازد.

این همان منطق اصلی اینترنت طبقاتی است: آزادی برای قدرت، محدودیت برای جامعه.

مدل ایران؛ شبیه چین، اما امنیتی‌تر و بحران‌محورتر

ایران در کنترل اینترنت از مدل‌هایی مانند چین الهام گرفته است، اما تفاوت مهمی وجود دارد.

چین یک دیوار آتش بزرگ و منظم ساخته و هم‌زمان پلتفرم‌های داخلی قدرتمند، اقتصاد دیجیتال بومی و اکوسیستم جایگزین ایجاد کرده است. اما جمهوری اسلامی اغلب بدون توان ساخت جایگزین‌های مؤثر، به سمت فیلترینگ، قطع، کندسازی و امنیتی‌سازی رفته است.

در ایران، کنترل اینترنت بیش از آنکه نتیجه یک پروژه توسعه‌محور باشد، محصول ترس امنیتی از جامعه است.

به همین دلیل، مدل ایرانی نه فقط سانسور است، بلکه سرکوب دیجیتال بحران‌محور است؛ یعنی هر زمان جامعه به لحظه اعتراض نزدیک می‌شود، اینترنت به میدان اصلی سرکوب تبدیل می‌شود.

اینترنت طبقاتی؛ صورت دیجیتال تبعیض سیاسی

اینترنت طبقاتی را نباید فقط مسئله‌ای فنی دانست. این پدیده صورت دیجیتال همان تبعیض سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جمهوری اسلامی است.

در اقتصاد، رانت وجود دارد. در سیاست، خودی و غیرخودی وجود دارد. در فرهنگ، مجوز و ممنوعیت وجود دارد. در رسانه، صدای حکومتی و صدای سرکوب‌شده وجود دارد.

اکنون همین منطق به اینترنت منتقل شده است.

کاربر خودی اینترنت آزادتر دارد. کاربر غیرخودی فیلتر می‌شود.

نهاد حکومتی به شبکه جهانی وصل است. شهروند عادی پشت دیوار فیلترینگ می‌ماند.

این ساختار، جامعه را به دو طبقه دیجیتال تقسیم می‌کند: طبقه متصل و طبقه محصور.

سخن آخر

اینترنت طبقاتی بخشی مهم از ساختار سرکوب و تبعیض سازمان‌یافته جمهوری اسلامی است.

«خط سفید» یا «اینترنت سفید» نشان می‌دهد که آزادی از نگاه حکومت، حق شهروندی نیست؛ پاداشی سیاسی برای وفاداری، نزدیکی یا کارکرد تبلیغاتی است.

بحث درباره ورود بدون VPN برخی حساب‌ها به X، اگرچه باید با دقت فنی و پرهیز از حکم قطعی درباره هر حساب بررسی شود، اما یک واقعیت بزرگ‌تر را آشکار می‌کند: فیلترینگ در ایران برابر و عمومی نیست؛ گزینشی، طبقاتی و سیاسی است.

اکثریت مردم مجبورند با اینترنت کند، فیلترشده، پرهزینه و ناامن زندگی کنند. اما گروهی کوچک به اینترنت آزادتر، سریع‌تر و کم‌خطرتر دسترسی دارند.

این شکاف فقط شکاف فناوری نیست. شکاف قدرت است.

در جمهوری اسلامی، حتی حق اتصال به جهان نیز طبقاتی شده است.

۱۰ پرسش و پاسخ درباره اینترنت طبقاتی و خط سفید در ایران

۱. اینترنت طبقاتی در ایران یعنی چه؟

اینترنت طبقاتی یعنی دسترسی شهروندان به اینترنت بر اساس جایگاه سیاسی، نهادی، امنیتی یا میزان نزدیکی به حکومت متفاوت باشد. مردم عادی اینترنت محدود دارند، اما برخی افراد و نهادهای خاص به اینترنت آزادتر دسترسی دارند.

۲. خط سفید چیست؟

خط سفید یا اینترنت سفید به دسترسی‌هایی گفته می‌شود که بخشی از محدودیت‌ها و فیلترینگ عمومی را دور می‌زنند. این دسترسی می‌تواند از طریق سیم‌کارت خاص، IP تأییدشده، شبکه سازمانی یا مسیرهای اینترنتی ویژه باشد.

۳. آیا ورود بدون VPN به X از داخل ایران ثابت می‌کند فرد خط سفید دارد؟

نه همیشه. این موضوع می‌تواند قرینه مهمی باشد، اما اثبات قطعی نیست. برخی ابزارها مانند WARP یا تونل‌های خاص می‌توانند الگوهای اتصال متفاوت ایجاد کنند. با این حال، اتصال پایدار به پلتفرم فیلترشده از داخل ایران، مسئله‌ای قابل بررسی است.

۴. چه کسانی احتمالاً از اینترنت سفید استفاده می‌کنند؟

مسئولان حکومتی، نهادهای امنیتی، رسانه‌های وابسته، شرکت‌های مورد اعتماد حکومت، برخی چهره‌های تبلیغاتی و کاربران نزدیک به ساختار قدرت بیش از دیگران در مظان استفاده از اینترنت سفید قرار دارند.

۵. چرا جمهوری اسلامی اینترنت را طبقاتی می‌کند؟

زیرا حکومت به اینترنت آزاد برای تبلیغات، جنگ روایت‌ها، رصد مخالفان و ارتباطات بین‌المللی نیاز دارد؛ اما نمی‌خواهد همین ابزار در اختیار مردم برای اعتراض، افشاگری و سازماندهی قرار گیرد.

۶. اینترنت طبقاتی چه ربطی به سرکوب دارد؟

اینترنت طبقاتی ابزار سرکوب دیجیتال است، زیرا صدای مردم را محدود می‌کند اما امکان فعالیت آزادتر را برای نیروهای حکومتی حفظ می‌کند.

۷. آیا فیلترینگ باعث افزایش خطرات امنیتی برای مردم می‌شود؟

بله. مردم برای عبور از فیلترینگ مجبور به استفاده از VPNهای گاه ناامن می‌شوند. این موضوع خطر ردیابی، بدافزار، سرقت داده و پرونده‌سازی امنیتی را افزایش می‌دهد.

۸. اینترنت طبقاتی چه اثر اقتصادی دارد؟

اینترنت طبقاتی باعث آسیب به کسب‌وکارهای آنلاین، آموزش، تجارت دیجیتال و فعالیت‌های حرفه‌ای مردم می‌شود، در حالی که گروه‌های نزدیک به حکومت از دسترسی بهتر بهره‌مند می‌شوند.

۹. آیا اینترنت طبقاتی شبیه مدل چین است؟

تا حدی بله، اما مدل ایران امنیتی‌تر و بحران‌محورتر است. چین اکوسیستم دیجیتال داخلی گسترده‌تری ساخته، اما ایران بیشتر بر قطع، فیلتر، کندسازی و کنترل امنیتی تکیه دارد.

۱۰. راه‌حل مقابله با اینترنت طبقاتی چیست؟

راه‌حل، شفاف‌سازی درباره دسترسی‌های ویژه، حمایت بین‌المللی از اینترنت آزاد، توسعه ابزارهای امن دور زدن فیلترینگ، آموزش امنیت دیجیتال، و مطالبه حق برابر دسترسی به اینترنت برای همه شهروندان است.

منابع و ارجاعات

۱. Radio Free Europe/Radio Liberty: New X feature exposes accounts in Iran bypassing state filters

۲. Iran International: New X location feature fuels dispute over unequal internet access in Iran

۳. Le Monde: Internet access in Iran becomes a privilege granted by the government

۴. Amnesty International: Iran’s internet shutdown hid killings during protests

۵. Freedom House: Iran, Freedom on the Net 2025

۶. OHCHR: UN Fact-Finding Mission calls for immediate restoration of internet access in Iran

۷. UK Home Office: Iran, social media, surveillance and online activities

۸. AP News: Iran’s monthslong internet shutdown is crushing businesses

۹. Chatham House: Iran’s internet shutdown signals a new stage of digital isolation

۱۰. The Guardian: Iran’s internet blackout and the National Information Network

(3 votes, average: 5,00 out of 5)
اینترنت طبقاتی در ایران
پیمایش به بالا