تبعیض آموزشی علیه دختران در ایران؛ 8 محور مقایسه دو دوره

تبعیض آموزشی علیه دختران در ایران؛ از فرصت‌سازی پهلوی تا محدودسازی جمهوری اسلامی در ۸ محور

نویسنده: الهام امیرپور
فعال مدنی و حقوق زنان

تبعیض آموزشی علیه دختران؛ چرا ورود به مدرسه کافی نیست؟

تبعیض آموزشی علیه دختران فقط به بسته‌بودن درِ مدرسه محدود نمی‌شود. امکان ثبت‌نام، کیفیت یادگیری، آزادی انتخاب رشته و شرایط برخورداری از خدمات آموزشی، همگی در ارزیابی برابری اهمیت دارند. کنوانسیون مبارزه با تبعیض در آموزش یونسکو نیز تبعیض را فراتر از محرومیت کامل تعریف می‌کند و محدودکردن دسترسی یا تحمیل شرایط ناسازگار با کرامت انسانی را در بر می‌گیرد. ۱

مقایسه دوران پهلوی و جمهوری اسلامی باید با همین دقت انجام شود. گسترش آموزش زنان در دوره پهلوی مستند است؛ اما رشد سواد و دسترسی آموزشی پس از انقلاب نیز واقعیتی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. مسئله اصلی، هم‌زمانی توسعه برخی فرصت‌ها با محدودیت‌های جنسیتی و ایدئولوژیک است. ۲؛ ۳

استدلال این مقاله روشن است: افزایش تعداد دختران در کلاس درس، به‌تنهایی اثبات‌کننده برابری نیست. حکومتی که ظرفیت آموزشی را گسترش می‌دهد، همچنان باید درباره محدودیت‌های تحمیل‌شده بر دانش‌آموزان و دانشجویان پاسخ‌گو باشد.

این بررسی بر نقاط عطف تاریخی و منابع مشخص تکیه دارد. آمار و محدودیت‌های مربوط به یک سال، بدون بررسی تازه به وضعیت امروز تعمیم داده نمی‌شوند. همچنین، تجربه دختران در مناطق و گروه‌های اجتماعی مختلف، یکسان فرض نمی‌شود.

معیار بررسی تبعیض آموزشی علیه دختران در این مقاله، سه موضوع است: دسترسی واقعی به آموزش، شرایط یادگیری و آزادی انتخاب مسیر تحصیلی.

۱. دوران پهلوی؛ گسترش فرصت‌ها و تداوم نابرابری

در دوره پهلوی، توسعه مدارس و آموزش عالی، مسیر حضور گسترده‌تر زنان در نظام آموزشی را فراهم کرد. بر اساس بررسی احمد اشرف، زنان در سال ۱۹۷۶، برابر با ۱۳۵۵، حدود ۲۸ درصد دانشجویان دانشگاه‌ها را تشکیل می‌دادند. گسترش آموزش زنان روستایی نیز، از جمله از طریق اضافه‌شدن برنامه زنان به سپاه دانش در سال ۱۹۶۸، دنبال شد. ۲

بااین‌حال، فرصت‌ها برابر توزیع نشده بود. همان منبع، باسوادی زنان شش‌ساله و بیشتر را در سال ۱۹۷۶ حدود ۳۵ درصد گزارش می‌کند؛ این نسبت در شهرها ۵۶ درصد و در روستاها ۱۷ درصد بود. شکاف جغرافیایی، با وجود پیشرفت‌ها، همچنان عمیق بود. ۲

در تحلیل تبعیض آموزشی علیه دختران، اهمیت اصلاحات پهلوی را باید در گسترش ظرفیت و فرصت شناخت، نه در ادعای تحقق برابری کامل. دفاع از یک دستاورد تاریخی، با پذیرفتن محدودیت‌های آن معتبرتر می‌شود.

ارزیابی این دوره باید هم توسعه فرصت‌ها را ببیند و هم فاصله میان امکانات شهرها و روستاها را. مقایسه منصفانه، مستلزم بررسی دستاوردها و کاستی‌ها با معیارهای یکسان است.

۲. تبعیض آموزشی علیه دختران پس از انقلاب؛ دسترسی بیشتر، محدودیت‌های تازه

بررسی گلنار مهران نشان می‌دهد که پس از انقلاب، آموزش به یکی از ابزارهای تربیت انسان مطلوب نظام سیاسی تبدیل شد. بازنگری کتاب‌های درسی و تأکید بر ارزش‌های اسلامی و انقلابی، از عناصر اصلی این تغییر بود. در عین حال، فرصت‌های آموزشی، به‌ویژه در مناطق روستایی، گسترش یافت. ۳

مطابق همین بررسی، سهم دختران از ثبت‌نام ابتدایی از ۳۸ درصد در سال ۱۹۷۶ به نزدیک ۵۰ درصد در سال ۱۹۹۲ رسید. این ارقام «سهم دختران از کل ثبت‌نام» هستند، نه درصد همه دختران کشور که به مدرسه می‌رفتند. ۳

این دو واقعیت باید کنار هم دیده شوند: توسعه آموزش رخ داده است و جهت‌دهی ایدئولوژیک نیز بخشی از سیاست آموزشی بوده است. تبعیض آموزشی علیه دختران را نمی‌توان صرفاً با استناد به افزایش ثبت‌نام رد کرد.

از منظر این مقاله، مدرسه باید توانایی پرسشگری، استدلال و انتخاب را پرورش دهد. تبدیل وفاداری سیاسی یا نقش جنسیتی مطلوب حکومت به معیار تربیت، با این هدف تعارض دارد. آموزش عمومی زمانی به حق شهروندی نزدیک می‌شود که تفاوت در عقیده و سبک زندگی، مانع برخورداری از آن نباشد.

۳. حجاب اجباری و تبعیض آموزشی علیه دختران

یکی از نمونه‌های روشن مشروط‌کردن آموزش به پوشش، در گزارش سال ۲۰۲۳ دبیرکل سازمان ملل آمده است. گزارش می‌گوید وزارت آموزش‌وپرورش در سوم آوریل ۲۰۲۳ اعلام کرد خدمات آموزشی به افرادی که مقررات «عفاف و حجاب» را رعایت نکنند ارائه نخواهد شد. دبیرکل درباره پیامد این سیاست بر حق آموزش زنان و دختران ابراز نگرانی کرد. ۴

اهمیت این موضوع، فراتر از اختلاف درباره پوشش است. وقتی ادامه تحصیل به تبعیت از دستور پوششی گره می‌خورد، آموزش به ابزار فشار تبدیل می‌شود.

موضع این مقاله آن است که انضباط آموزشی باید در خدمت امنیت و یادگیری باشد. محرومیت تحصیلی به دلیل پوشش، هزینه‌ای نامتناسب بر آینده فرد تحمیل می‌کند. حق یادگیری نباید وسیله وادارکردن دختران به پذیرش یک الگوی ایدئولوژیک باشد.

برای مقابله با تبعیض آموزشی علیه دختران، حق ادامه تحصیل باید از مجازات‌های مرتبط با پوشش جدا شود. همچنین، دانش‌آموز و دانشجو باید امکان اعتراض مؤثر به تصمیم‌های محروم‌کننده را داشته باشند.

۴. انتخاب رشته؛ تفاوت حضور در دانشگاه با حق انتخاب برابر

تبعیض آموزشی علیه دختران در دانشگاه ممکن است به شکل محدودکردن رشته‌ها و ظرفیت پذیرش ظاهر شود. دیده‌بان حقوق بشر در تحلیل اکتبر ۲۰۱۲، از عدم پذیرش زنان در ۷۷ حوزه تحصیلی در ۳۶ دانشگاه دولتی خبر داد. این محدودیت‌ها به دانشگاه‌ها و پذیرش همان دوره مربوط بود؛ نباید آن را ممنوعیتی همیشگی و سراسری برای تمام آن رشته‌ها معرفی کرد. ۵

پرسش تعیین‌کننده این است: آیا دو داوطلب با شایستگی علمی مشابه، صرفاً به دلیل جنسیت به فرصت‌های متفاوت دسترسی دارند؟

توجیه محدودیت‌ها با نقش‌های ازپیش‌تعیین‌شده برای زنان، استعداد فردی را زیر سایه کلیشه قرار می‌دهد. معیار پذیرش باید توانایی، علاقه و الزامات واقعی آموزش باشد؛ نه فرض عمومی درباره اینکه زنان چه باید بخوانند.

موفقیت دختران در دانشگاه نیز این مسئله را بی‌اهمیت نمی‌کند. عبور از مانع، دلیل عادلانه‌بودن مانع نیست.

رفع تبعیض آموزشی علیه دختران مستلزم آن است که هر محدودیت پذیرش، مبنایی روشن، قابل‌ارزیابی و مرتبط با الزامات واقعی آموزش داشته باشد. توضیح مبهم درباره «مصلحت زنان» نمی‌تواند جای پاسخ‌گویی را بگیرد.

۵. تبعیض آموزشی علیه دختران در کتاب‌های درسی

محتوای آموزشی نیز بخشی از مسئله برابری است. پژوهش لی و محمودی‌قهروئی درباره مجموعه کتاب‌های زبان انگلیسی «پراسپکت»، منتشرشده در سال ۲۰۲۰، از حضور کم‌رنگ‌تر زنان و پیوند آنان با نقش‌های کلیشه‌ای گزارش داد. ۶

این پژوهش در عین حال، برخی نشانه‌های توجه به برابری، از جمله واژگان خنثی از نظر جنسیت و توزیع متعادل‌تر گفت‌وگوهای زنانه و مردانه را شناسایی کرد. بنابراین، نتیجه آن تصویری کاملاً یک‌دست نیست. یافته‌ها نیز به کتاب‌های بررسی‌شده مربوط‌اند و نباید بدون تحلیل تازه به تمام کتاب‌های درسی تعمیم داده شوند. ۶

برداشت تحلیلی این مقاله آن است که بازنگری آموزشی باید فراتر از شمارش شخصیت‌های زن و مرد برود: چه کسی مسئله حل می‌کند؟ چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ چه مشاغلی برای هر جنس نمایش داده می‌شود؟

هدف، کم‌ارزش‌کردن مادری یا زندگی خانوادگی نیست. مسئله این است که این نقش‌ها تنها افق قابل‌تصور برای دختران معرفی نشوند. کتاب درسی باید امکان‌های متنوع زندگی را نشان دهد و استعداد را به یک مسیر ازپیش‌تعیین‌شده محدود نکند.

۶. فقر و جغرافیا؛ موانعی پنهان در میانگین‌های ملی

یونیسف ایران، موانع اقتصادی و جغرافیایی، کمبود حمل‌ونقل و نابرابری جنسیتی را از عوامل محدودکننده دسترسی کودکان به آموزش باکیفیت معرفی می‌کند. این موانع نشان می‌دهند که امکان رسمی ثبت‌نام، همیشه به معنای امکان واقعی حضور در مدرسه نیست. ۷

در بررسی تبعیض آموزشی علیه دختران باید پرسید: مدرسه در چه فاصله‌ای قرار دارد؟ مسیر رفت‌وآمد امن است؟ خانواده توان پرداخت هزینه‌های جانبی را دارد؟ امکانات بهداشتی و آموزشی مناسب فراهم است؟

بدون داده‌های تفکیک‌شده، نمی‌توان یک عامل را «شایع‌ترین علت ترک تحصیل دختران» در سراسر کشور اعلام کرد. فقر، نگرش‌های خانوادگی و کاستی خدمات عمومی باید جداگانه و در ارتباط با یکدیگر سنجیده شوند.

پیشنهاد این مقاله، تمرکز بودجه بر موانع قابل‌رفع است: حمل‌ونقل امن، حمایت مالی هدفمند، امکانات مناسب و برنامه بازگشت به تحصیل. مسئولیت سیاست‌گذار با بازبودن درِ مدرسه پایان نمی‌یابد.

سنجش تبعیض آموزشی علیه دختران باید بر امکان واقعی حضور و ماندن در مدرسه متمرکز باشد؛ نه صرفاً وجود ظرفیت ثبت‌نام روی کاغذ.

۷. مسمومیت‌های گزارش‌شده؛ امنیت آموزشی و ضرورت پاسخ‌گویی

در نامه مشترک کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل به تاریخ ۱۰ مارس ۲۰۲۳، گزارش‌های مربوط به مسمومیت دانش‌آموزان دختر از نوامبر ۲۰۲۲ مطرح شد. نامه همچنین از نگرانی خانواده‌ها و خارج‌کردن برخی دختران از مدرسه به دلیل ترس از تکرار حوادث سخن می‌گوید. ۸

باید میان گزارش حادثه، فرضیه درباره علت و اثبات مسئولیت تفاوت گذاشت. این مکاتبه، اعلام نگرانی و درخواست پاسخ درباره اطلاعات دریافتی است؛ حکم قضایی نهایی درباره عاملان همه حوادث نیست. منابع مورد استفاده این مقاله نیز برای تعیین قطعی عامل، ماده یا سازوکار مشترک تمام موارد کفایت نمی‌کنند.

در بحث تبعیض آموزشی علیه دختران، امنیت مدرسه مسئله‌ای بنیادی است. مطالبه موجه، تحقیقات مستقل و قابل‌ارزیابی، انتشار یافته‌های پزشکی و حمایت از آسیب‌دیدگان است.

ابهام درباره عاملان، ضرورت حفاظت از دانش‌آموزان را از میان نمی‌برد. خانواده‌ها باید بتوانند به اطلاعات معتبر دسترسی داشته باشند و بدون ترس، درباره سلامت فرزندانشان پرسش کنند. پاسخ‌گویی، بخشی از بازسازی اعتماد به محیط آموزشی است.

۸. راهکارهای کاهش تبعیض آموزشی علیه دختران

مقایسه پهلوی و جمهوری اسلامی زمانی مفید است که به پرسش‌های قابل‌سنجش برسد. آیا دسترسی افزایش یافته است؟ آیا انتخاب رشته برابر است؟ آیا پوشش و عقیده به محرومیت می‌انجامد؟ آیا مدرسه محیطی امن برای یادگیری است؟

کنوانسیون یونسکو هر شکل آموزش جداگانه دختران و پسران را خودکار تبعیض نمی‌داند؛ برای برخی نظام‌های جداگانه، شرایطی مانند دسترسی معادل، معلمان واجد صلاحیت و کیفیت برابر مقرر می‌کند. بنابراین، نقد تفکیک جنسیتی باید آثار واقعی، کیفیت و حدود انتخاب را بررسی کند. ۱

این مقاله پنج اولویت پیشنهاد می‌کند:

  • حذف محدودیت‌های پذیرش که صرفاً بر جنسیت متکی‌اند؛
  • جلوگیری از محرومیت آموزشی به دلیل پوشش یا بیان مسالمت‌آمیز عقیده؛
  • بازنگری مستمر کتاب‌ها برای کاهش کلیشه‌های جنسیتی؛
  • رفع موانع اقتصادی و جغرافیایی ادامه تحصیل؛
  • ایجاد سازوکار مستقل شکایت و انتشار داده‌های شفاف درباره محرومیت و ترک تحصیل.

این‌ها معیارهای ارزیابی عملکردند؛ نه امتیازهایی که اعطای آن‌ها به اطاعت وابسته باشد. سیاست آموزشی باید بتواند درباره نتایج خود توضیح دهد و تصمیم‌های ناعادلانه را اصلاح کند.

نتیجه‌گیری؛ پایان تبعیض آموزشی علیه دختران با تضمین حق انتخاب

تبعیض آموزشی علیه دختران در ایران را باید با تفکیک دو موضوع بررسی کرد: گسترش ظرفیت آموزشی و برابری در استفاده از آن. دوره پهلوی در توسعه فرصت‌های زنان نقش مهمی داشت، اما نابرابری‌های جدی باقی ماند. پس از انقلاب نیز دسترسی گسترش یافت، هم‌زمان با سیاست‌هایی که پوشش، نقش جنسیتی و انتخاب تحصیلی را محدود می‌کردند.

نقد جمهوری اسلامی برای قاطع‌بودن، به انکار رشد سواد نیاز ندارد. استدلال محکم‌تر این است که هیچ دستاورد کمی، محدودکردن حق انتخاب و کرامت دانش‌آموز را توجیه نمی‌کند.

مبارزه با تبعیض آموزشی علیه دختران زمانی معنا پیدا می‌کند که حق یادگیری، امنیت و انتخاب آنان به معیار پاسخ‌گویی نهادهای آموزشی تبدیل شود. موفقیت سیاست‌گذار باید با فرصت واقعی پیشرفت سنجیده شود؛ نه تنها با تعداد ثبت‌نام‌ها.

دختران نباید برای برخورداری از آموزش، میان استعداد خود و الگوی مطلوب حکومت یکی را انتخاب کنند. سیاست عادلانه، ظرفیت یادگیری را گسترش می‌دهد و امکان تصمیم‌گیری را نیز به رسمیت می‌شناسد. مدرسه باید راه آینده را باز کند؛ نه اینکه شکل مجاز آینده را از پیش تعیین کند.

منابع

۱. یونسکو. Convention against Discrimination in Education. مصوب ۱۴ دسامبر ۱۹۶۰، به‌ویژه مواد ۱ و ۲. متن کنوانسیون.

۲. اشرف، احمد. «Education xxvi. Women’s Education in the Pahlavi Period and After». دانشنامه ایرانیکا، ۱۵ دسامبر ۱۹۹۷؛ به‌روزرسانی ۳۰ ژوئن ۲۰۱۶. پیوند مقاله.

۳. مهران، گلنار. «Education xxiv. Education in Postrevolutionary Persia, 1979–95». دانشنامه ایرانیکا، ۱۵ دسامبر ۱۹۹۷؛ به‌روزرسانی ۲۲ آوریل ۲۰۱۳. پیوند مقاله.

۴. دبیرکل سازمان ملل متحد. Situation of Human Rights in the Islamic Republic of Iran. گزارش A/HRC/53/23، سال ۲۰۲۳، به‌ویژه بندهای ۴۷ و ۴۸. متن گزارش.

۵. Gerntholtz, Liesl; Sanei, Faraz. “Iran’s ‘Islamicisation’ Programme at Universities Threatens Civil Society.” Human Rights Watch، ۵ اکتبر ۲۰۱۲. پیوند تحلیل.

۶. Lee, Fung King Jackie; Mahmoudi-Gahrouei, Vahid. “Gender Representation in Instructional Materials: A Study of Iranian English Language Textbooks and Teachers’ Voices.” Sexuality & Culture، اوت ۲۰۲۰، جلد ۲۴، شماره ۴، صفحات ۱۱۰۷–۱۱۲۷. DOI: 10.1007/s12119-020-09747-z.

۷. یونیسف ایران. Education for Refugees. بدون تاریخ انتشار درج‌شده؛ تاریخ دسترسی: ۴ اکتبر ۲۰۲۶. پیوند صفحه.

۸. گزارشگران ویژه سازمان ملل در حوزه‌های آموزش، سلامت، ایران و خشونت علیه زنان و دختران، همراه با گروه کاری تبعیض علیه زنان و دختران. مکاتبه مشترک AL IRN 3/2023 درباره گزارش‌های مسمومیت دانش‌آموزان دختر، ۱۰ مارس ۲۰۲۳. متن مکاتبه.

۵ پرسش و پاسخ درباره تبعیض آموزشی علیه دختران

۱. تبعیض آموزشی علیه دختران چه معنایی دارد؟

این تبعیض فقط محرومیت از ثبت‌نام نیست؛ محدودیت مبتنی بر جنسیت در دسترسی، کیفیت یا شرایط آموزش را نیز در بر می‌گیرد. معیار، برخورداری برابر از فرصت آموزشی و حفظ کرامت فرد است. ۱

۲. آیا آموزش دختران در دوران پهلوی گسترش یافت؟

بله. توسعه مدارس و دانشگاه‌ها فرصت‌های بیشتری ایجاد کرد و زنان در سال ۱۳۵۵ حدود ۲۸ درصد دانشجویان را تشکیل می‌دادند؛ بااین‌حال، شکاف باسوادی میان زنان شهری و روستایی همچنان چشمگیر بود. ۲

۳. آیا افزایش تحصیل دختران پس از انقلاب، وجود تبعیض را رد می‌کند؟

خیر. افزایش دسترسی می‌تواند با محدودیت انتخاب رشته یا شرایط تحصیل هم‌زمان باشد. رشد ثبت‌نام و برابری حقوق آموزشی، دو موضوع متفاوت‌اند و باید جداگانه ارزیابی شوند. ۳؛ ۵

۴. آیا عامل تمام مسمومیت‌های گزارش‌شده مدارس مشخص شده است؟

منابع بررسی‌شده در این مقاله برای تعیین قطعی عامل و سازوکار همه موارد کافی نیستند. مکاتبه کارشناسان سازمان ملل، نگرانی‌ها و اطلاعات دریافتی را مطرح می‌کند و نباید به‌عنوان حکم نهایی درباره مسئولیت عاملان خوانده شود. ۸

۵. مهم‌ترین راه کاهش تبعیض آموزشی علیه دختران چیست؟

پیشنهاد این مقاله، ترکیب حق انتخاب برابر، منع محرومیت تبعیض‌آمیز، اصلاح محتوای آموزشی، حمایت از مناطق محروم و پاسخ‌گویی مستقل درباره امنیت مدارس است. معیار موفقیت باید امکان یادگیری و پیشرفت آزادانه دختران باشد.

(2 votes, average: 5,00 out of 5)
تبعیض آموزشی علیه دختران در ایران؛ ۸ محور مقایسه دو دوره
پیمایش به بالا