فریب رسانه‌ای در اینستاگرام؛ 8 سازوکار نفوذ اینفلوئنسرها و سوءاستفاده از هویت سیاسی

فریب رسانه‌ای در اینستاگرام؛ 8 سازوکار نفوذ اینفلوئنسرها و سوءاستفاده از هویت سیاسی

تحلیل روان‌شناختی انحراف توجه عمومی و پنهان‌شدن پشت جریان‌هایی مانند پادشاهی‌خواهی

نویسنده: ساموئل(پیمان)سلاحی
تحلیلگر سیاسی امنیتی و روانشناس وجامعه شناس

طرح مسئله؛ فریب رسانه‌ای در اینستاگرام چگونه شکل می‌گیرد؟

فریب رسانه‌ای در اینستاگرام را نمی‌توان صرفاً به انتشار یک خبر دروغ محدود کرد. انتخاب گزینشی شواهد، حذف زمینه یک ویدئو، پنهان‌کردن منافع و تبدیل اعتماد شخصی به اعتبار سیاسی نیز می‌توانند مخاطب را به برداشتی نادرست برسانند. چارچوب «اختلال اطلاعاتی» تأکید می‌کند که برای تحلیل چنین پیام‌هایی باید درستی محتوا، قصد تولیدکننده و شیوه استفاده از اطلاعات را جداگانه بررسی کرد. ۱

اینفلوئنسرها به دلیل برخورداری از مخاطب و اعتماد، موضوع مهمی برای مطالعه‌اند. فراتحلیل هان و بالابانیس نشان می‌دهد اعتبار، اعتمادپذیری و تخصص ادراک‌شده در اثرگذاری آنان اهمیت دارند. بااین‌حال، این پژوهش عمدتاً درباره رفتار مصرف‌کننده است و به‌تنهایی میزان نفوذ سیاسی اینفلوئنسرهای ایرانی را مشخص نمی‌کند. ۲

پرسش مقاله این است: چه زمانی رابطه میان چهره رسانه‌ای و مخاطب، به مسیری برای پذیرش ادعاهای بی‌پشتوانه تبدیل می‌شود؟ همچنین، چگونه ممکن است وابستگی به یک جریان سیاسی، از جمله پادشاهی‌خواهی، به جای پاسخ‌گویی بنشیند؟

این مقاله تحلیلی مبتنی بر پژوهش‌های موجود است؛ نه مطالعه میدانی حساب‌های ایرانی. ازاین‌رو، درباره شیوع رفتارها، نیت اشخاص یا وجود شبکه‌ای هماهنگ حکم قطعی نمی‌دهد. کاربرد یافته‌های بین‌المللی در فضای ایران، چارچوبی برای بررسی است، نه جایگزین شواهد بومی.

۱. مرز فریب رسانه‌ای در اینستاگرام با خطا و اختلاف‌نظر

نخستین شرط نقد معتبر، تعریف دقیق مسئله است. در چارچوب واردل و درخشان، اطلاعات نادرستِ منتشرشده بدون قصد آسیب، از اطلاعات نادرستی که آگاهانه برای آسیب‌رساندن تولید می‌شود تفکیک می‌شود. اطلاعات واقعی نیز ممکن است با شیوه‌ای آسیب‌زا، مانند افشای ناموجه اطلاعات خصوصی، به کار رود. ۱

بنابراین، هر اشتباه خبری «عملیات روانی» نیست و هر اختلاف سیاسی را نمی‌توان فریب نامید. ادعای قصد آگاهانه، به شواهدی فراتر از نادرست‌بودن یک پست نیاز دارد.

در بررسی فریب رسانه‌ای در اینستاگرام، پیشنهاد این مقاله آن است که ابتدا رفتار قابل‌مشاهده بررسی شود: آیا منبع معرفی شده؟ آیا ویدئو کامل است؟ آیا پس از آشکارشدن خطا، اصلاحیه منتشر شده است؟

تکرار ادعای ردشده یا حذف زمینه، دلایلی برای بررسی دقیق‌ترند؛ اما حتی این نشانه‌ها نیز به‌تنهایی وابستگی سازمانی یا مأموریت امنیتی را ثابت نمی‌کنند. نقد مستند از جایی آغاز می‌شود که شدت اتهام با قدرت شواهد متناسب باشد.

۲. اعتماد به چهره؛ وقتی احساس آشنایی جای ارزیابی تخصص را می‌گیرد

یکی از مفاهیم مرتبط با فریب رسانه‌ای در اینستاگرام، «رابطه فرااجتماعی» است: احساس نزدیکی مخاطب به یک شخصیت رسانه‌ای، بدون وجود رابطه متقابل هم‌سطح. فراتحلیل هان و بالابانیس، در کنار اعتبار منبع، نقش تعامل فرااجتماعی و تناسب ادراک‌شده میان مخاطب و اینفلوئنسر را در اثرگذاری بررسی می‌کند. ۲

برداشت تحلیلی این مقاله آن است که احساس صمیمیت نباید به تأیید خودکار صلاحیت تبدیل شود. آشنایی با زندگی روزمره یک فرد، جای بررسی دانش او درباره اقتصاد، سیاست یا امنیت را نمی‌گیرد.

برای مثال، در یک موقعیت فرضی، مخاطبی که سال‌ها توصیه‌های سبک زندگی فردی را دنبال کرده است ممکن است تحلیل سیاسی او را نیز معتبر بداند. مسئله، حق اظهارنظر آن فرد نیست؛ مسئله، کیفیت شواهد و حدود تخصص اوست.

برای ارزیابی فریب رسانه‌ای در اینستاگرام باید پرسید: اگر همین ادعا را فردی ناشناس مطرح می‌کرد، باز هم آن را بدون منبع می‌پذیرفتیم؟ این پرسش، اعتبار پیام را از محبوبیت گوینده جدا می‌کند.

۳. تکرار پیام؛ آشنابودن چگونه با درست‌بودن اشتباه می‌شود؟

پژوهش پنی‌کوک، کانن و رند نشان داد مواجهه قبلی با تیترهای خبری نادرست می‌تواند ارزیابی بعدی افراد از درستی آن‌ها را افزایش دهد. در آزمایش‌های این مطالعه، حتی یک مواجهه قبلی نیز اثر قابل‌اندازه‌گیری داشت. این یافته درباره شرایط همان پژوهش است و نباید اندازه اثر آن را مستقیماً به همه کاربران ایرانی تعمیم داد. ۳

این سازوکار برای تحلیل فریب رسانه‌ای در اینستاگرام اهمیت دارد. تکرار یک ادعا در چند صفحه ممکن است ظاهری از تأیید مستقل ایجاد کند، در حالی که همه صفحات به یک منبع اولیه وابسته باشند.

در یک مثال فرضی، پنج حساب یک نقل‌قول بی‌منبع را بازنشر می‌کنند. مخاطب پنج بار با ادعا روبه‌رو شده، اما پنج شاهد مستقل در اختیار ندارد. شمار بازنشرها، تعداد اسناد را افزایش نمی‌دهد.

راه بررسی، بازگشت به منشأ پیام است: نخستین انتشار کجا بوده؟ متن یا ویدئوی کامل در دسترس است؟ منابع دیگر واقعاً مستقل‌اند یا یکدیگر را تکرار می‌کنند؟

۴. الگوریتم و فریب رسانه‌ای در اینستاگرام؛ دیده‌شدن معیار حقیقت نیست

متا در توضیح فنی رتبه‌بندی فید اینستاگرام، به پیش‌بینی رفتارهایی مانند پسندیدن، ذخیره‌کردن، نظرگذاشتن و مراجعه به پروفایل اشاره می‌کند. این سند، با آخرین به‌روزرسانی درج‌شده در فوریه ۲۰۲۲، نمونه‌ای از منطق رتبه‌بندی را توضیح می‌دهد؛ نه شرح کامل و قطعی همه سامانه‌های فعلی اینستاگرام. ۴

نتیجه تحلیلی مهم این است که قابلیت جلب تعامل با درستی ادعا یکسان نیست. یک محتوا می‌تواند واکنش فراوان ایجاد کند، بی‌آنکه مستند باشد.

بااین‌حال، از این توضیح فنی نمی‌توان نتیجه گرفت که الگوریتم همیشه دروغ را ترجیح می‌دهد یا هر محتوای تحلیلی را سرکوب می‌کند. چنین ادعاهایی به داده و آزمون مستقل نیاز دارند.

در بررسی فریب رسانه‌ای در اینستاگرام باید سه موضوع از هم جدا شوند: انتخاب تولیدکننده، رفتار مخاطب و سازوکار توزیع محتوا. نسبت‌دادن همه پیامدها به «الگوریتم»، مسئولیت دو عامل دیگر را پنهان می‌کند.

۵. خشم و دشمن‌سازی؛ تبدیل اختلاف سیاسی به رقابت برای توجه

پژوهش راتیه، ون‌باول و ون‌درلیندن، با بررسی بیش از ۲٫۷ میلیون پست حساب‌های رسانه‌ای و اعضای کنگره آمریکا در فیس‌بوک و توییتر، نشان داد مطالب مربوط به گروه سیاسی رقیب بیشتر بازنشر می‌شدند. در داده‌های این پژوهش، این مطالب تقریباً دو برابر مطالب مربوط به گروه خودی به اشتراک گذاشته شدند. ۵

این مطالعه مستقیماً درباره اینستاگرام فارسی نیست؛ همچنین، رابطه مشاهده‌شده به‌تنهایی تمام مسیر علّی اثرگذاری الگوریتم را روشن نمی‌کند. اهمیت آن، نشان‌دادن ارتباط میان زبان تقابل سیاسی و تعامل مخاطبان است.

در تحلیل فریب رسانه‌ای در اینستاگرام، این یافته پرسشی جدی ایجاد می‌کند: آیا محتوا مسئله‌ای عمومی را روشن می‌کند یا فقط مخاطب را برای حمله به یک دشمن تازه بسیج می‌کند؟

خشم نسبت به بی‌عدالتی می‌تواند موجه باشد. مشکل زمانی آغاز می‌شود که تحریک خشم جای ارائه سند را بگیرد و هر تردید، نشانه خیانت معرفی شود. لحن قاطع، اگر پشتوانه نداشته باشد، صرفاً ادعایی بلندتر است.

۶. پادشاهی‌خواهی و هویت سیاسی؛ مرز تعلق با فرار از پاسخ‌گویی

مدل هویت‌محور باور سیاسیِ ون‌باول و پریرا توضیح می‌دهد که تعلق گروهی چگونه می‌تواند بر پردازش اطلاعات و ارزیابی ادعاها اثر بگذارد. این چارچوب، مبنایی برای بررسی نقش هویت است؛ نه تشخیص نیت یا شخصیت یک فرد مشخص. ۶

در این مقاله، «پنهان‌شدن پشت جریان سیاسی» یک توصیف تحلیلی از رفتار است: فرد به‌جای پاسخ به نقد عملکرد خود، نقد را حمله به کل جریان معرفی می‌کند. کاربرد این مفهوم در بحث فریب رسانه‌ای در اینستاگرام باید مشروط به مشاهده چنین رفتاری باشد.

برای مثال، در یک موقعیت فرضی، از صاحب صفحه‌ای درباره منبع ادعایش سؤال می‌شود و او پاسخ می‌دهد: «انتقاد از من، حمله به پادشاهی‌خواهی است.» این پاسخ، پرسش درباره سند را حل نمی‌کند؛ موضوع را از مسئولیت فردی به وفاداری سیاسی منتقل می‌کند.

از منظر پادشاهی‌خواهانه نویسنده، اعتبار این جریان باید با شفافیت و تحمل نقد تقویت شود. هیچ اینفلوئنسری صرفاً با استفاده از نمادها یا اعلام حمایت سیاسی، مصونیت از پاسخ‌گویی پیدا نمی‌کند.

همین معیار باید درباره سایر جریان‌ها نیز اجرا شود. اختلاف‌نظر، به‌خودی‌خود نشانه نفوذ نیست؛ هم‌سویی سیاسی نیز گواه صداقت محسوب نمی‌شود. دفاع از یک آرمان، مستلزم دفاع از تمام رفتارهای مدعیان آن نیست.

۷. سرگرمی و تغییر موضوع؛ چه زمانی می‌توان از انحراف افکار عمومی سخن گفت؟

در نقد فریب رسانه‌ای در اینستاگرام باید از یک جهش استدلالی پرهیز کرد: انتشار سرگرمی هم‌زمان با بحران، به‌تنهایی قصد انحراف افکار عمومی را ثابت نمی‌کند. حق استراحت و مصرف محتوای غیرسیاسی را نباید با سوءنیت یکی گرفت.

برای ادعای «انحراف هماهنگ توجه»، این مقاله بررسی چند نوع شاهد را پیشنهاد می‌کند: الگوی زمانی انتشار، ارتباط حساب‌ها، محتوای مشترک، منابع مالی مرتبط و شواهد هماهنگی. هیچ‌یک از این موارد، بدون بررسی زمینه و توضیح‌های جایگزین، کافی نیست.

همچنین باید میان سه نتیجه تفاوت گذاشت: یک محتوا توجه گرفته است؛ توجه از موضوع دیگری کاسته شده است؛ یا نگرش سیاسی مخاطب تغییر کرده است. اثبات اولی، دو نتیجه بعدی را خودکار ثابت نمی‌کند.

با داده‌های موجود در این مقاله نمی‌توان گفت اینفلوئنسرها چه سهمی در تغییر افکار عمومی ایران داشته‌اند. این پرسش به مطالعه بومی، داده‌های مخاطبان و روش سنجش اثر نیاز دارد. پژوهش معتبر، جای خالی داده را با قطعیت سیاسی پر نمی‌کند.

۸. مقابله با فریب رسانه‌ای در اینستاگرام؛ از مکث تا پاسخ‌گویی

پژوهش پنی‌کوک و همکاران در مجله Nature نشان داد جلب توجه کاربران به دقت می‌تواند کیفیت مطالبی را که برای اشتراک‌گذاری انتخاب می‌کنند بهبود دهد. یافته‌ها مؤید آن است که بخشی از انتشار اطلاعات نادرست با بی‌توجهی لحظه‌ای به صحت ارتباط دارد؛ نه اینکه همه کاربران آگاهانه دروغ را ترجیح دهند. ۷

بر این اساس، مقابله با فریب رسانه‌ای در اینستاگرام می‌تواند از چند اقدام مشخص آغاز شود:

  • پیش از بازنشر، ادعا را دقیق کنید: کدام بخش خبر است و کدام بخش برداشت یا پیش‌بینی؟
  • به منبع اولیه برسید: تصویر یک تیتر یا نقل‌قول، جای سند اصلی را نمی‌گیرد.
  • زمینه را بررسی کنید: تاریخ، مکان و نسخه کامل ویدئو ممکن است معنای پیام را تغییر دهد.
  • رفتار پس از خطا را بسنجید: اصلاحیه روشن، نشانه پاسخ‌گویی است؛ پنهان‌کردن خطا باید موضوع پرسش باشد.
  • منافع مرتبط را مطالبه کنید: رابطه مالی یا سازمانیِ مؤثر بر محتوا باید شفاف باشد، بدون مطالبه افشای اطلاعات خصوصی نامرتبط.
  • معیار یکسان به کار ببرید: ادعای هم‌فکر سیاسی را با همان دقتی بررسی کنید که ادعای مخالف را می‌سنجید.

هدف، بدبینی فراگیر به همه چهره‌ها نیست. هدف، تبدیل اعتماد بی‌قیدوشرط به اعتماد قابل‌بازبینی است؛ اعتمادی که با شواهد شکل می‌گیرد و در برابر خطا اصلاح می‌شود.

نتیجه‌گیری؛ هویت سیاسی نباید جای سند را بگیرد

فریب رسانه‌ای در اینستاگرام را باید در پیوند میان اعتبار چهره، تکرار پیام، هیجان، هویت گروهی و شیوه توزیع محتوا بررسی کرد. پژوهش‌های موجود برای شناخت این سازوکارها مفیدند، اما به‌تنهایی وجود توطئه‌ای هماهنگ یا نیت فریبکارانه اشخاص معین در فضای ایران را اثبات نمی‌کنند.

نقد قاطع، به برچسب‌زنی نیاز ندارد. پرسش از منبع، منافع، روش استدلال و سابقه اصلاح خطا، از اتهام‌های کلی دقیق‌تر و مؤثرتر است.

از منظر نویسنده، پادشاهی‌خواهی نیز باید در برابر تبدیل‌شدن به پوششی برای شهرت‌طلبی و فرار از پاسخ‌گویی حساس باشد. این یک مطالبه درون‌گفتمانی است: وفاداری سیاسی نباید اعتبار علمی یا اخلاقی را به‌صورت خودکار به کسی واگذار کند.

محبوبیت، مدرک تخصص نیست؛ هم‌سویی، گواه صداقت نیست؛ و انتقاد از یک فرد، حمله به تمام یک جریان نیست. مقابله با فریب رسانه‌ای در اینستاگرام از همین مرزبندی‌ها آغاز می‌شود.

منابع

۱. Wardle, Claire; Derakhshan, Hossein. Information Disorder: Toward an Interdisciplinary Framework for Research and Policy Making. شورای اروپا، گزارش DGI(2017)09، ۲۰۱۷. متن گزارش.

۲. Han, Jiseon; Balabanis, George. “Meta-analysis of Social Media Influencer Impact: Key Antecedents and Theoretical Foundations.” Psychology & Marketing، جلد ۴۱، شماره ۲، صفحات ۳۹۴–۴۲۶، ۲۰۲۴؛ انتشار آنلاین اولیه: ۲۱ اکتبر ۲۰۲۳. DOI: 10.1002/mar.21927.

۳. Pennycook, Gordon; Cannon, Tyrone D.; Rand, David G. “Prior Exposure Increases Perceived Accuracy of Fake News.” Journal of Experimental Psychology: General، جلد ۱۴۷، شماره ۱۲، صفحات ۱۸۶۵–۱۸۸۰، دسامبر ۲۰۱۸. متن پژوهش.

۴. Meta AI. Instagram Feed Ranking System Card. آخرین به‌روزرسانی درج‌شده: ۲۳ فوریه ۲۰۲۲. توضیح فنی سامانه.

۵. Rathje, Steve; Van Bavel, Jay J.; van der Linden, Sander. “Out-group Animosity Drives Engagement on Social Media.” Proceedings of the National Academy of Sciences، جلد ۱۱۸، شماره ۲۶، e2024292118، ژوئن ۲۰۲۱. DOI: 10.1073/pnas.2024292118.

۶. Van Bavel, Jay J.; Pereira, Andrea. “The Partisan Brain: An Identity-Based Model of Political Belief.” Trends in Cognitive Sciences، جلد ۲۲، شماره ۳، صفحات ۲۱۳–۲۲۴، مارس ۲۰۱۸. رکورد پژوهش.

۷. Pennycook, Gordon, et al. “Shifting Attention to Accuracy Can Reduce Misinformation Online.” Nature، جلد ۵۹۲، صفحات ۵۹۰–۵۹۵، ۲۰۲۱. DOI: 10.1038/s41586-021-03344-2.

۵ پرسش و پاسخ درباره فریب رسانه‌ای در اینستاگرام

۱. فریب رسانه‌ای در اینستاگرام چه تفاوتی با اشتباه خبری دارد؟

برای نسبت‌دادن فریب عمدی باید درباره آگاهی و قصد، شواهد کافی وجود داشته باشد. نادرست‌بودن یک پست، به‌تنهایی قصد آسیب یا وجود عملیات سازمان‌یافته را ثابت نمی‌کند. چارچوب اختلال اطلاعاتی نیز میان خطا و انتشار آگاهانه اطلاعات نادرست تفاوت می‌گذارد. ۱

۲. چرا ممکن است به تحلیل یک اینفلوئنسر بیش از شواهد آن اعتماد کنیم؟

اعتبار ادراک‌شده، احساس اعتماد و رابطه فرااجتماعی از عوامل مرتبط با اثرگذاری اینفلوئنسرها هستند. بااین‌حال، پژوهش‌های بازاریابی درباره این عوامل، اندازه نفوذ سیاسی آن‌ها بر مخاطبان ایرانی را مشخص نمی‌کنند. ۲

۳. آیا اعلام پادشاهی‌خواهی نشانه صداقت یا فریب است؟

هیچ‌کدام. وابستگی سیاسی به‌تنهایی مبنای کافی برای داوری درباره صداقت نیست. معیار پیشنهادی این مقاله، کیفیت شواهد، شفافیت منافع و پاسخ‌گویی فرد در برابر نقد است.

۴. آیا انتشار محتوای سرگرم‌کننده هنگام بحران، عملیات انحراف افکار عمومی است؟

از هم‌زمانی نمی‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت. اثبات انحراف هماهنگ، به شواهدی درباره هماهنگی، قصد و اثر نیاز دارد. تغییر موضوع، به‌تنهایی وجود یک عملیات را ثابت نمی‌کند.

۵. ساده‌ترین اقدام برای کاهش انتشار اطلاعات نادرست چیست؟

پیش از بازنشر، مکث کنید و از خود بپرسید چه شاهدی برای درستی ادعا دارید. پژوهش‌های مربوط به یادآوری دقت نشان داده‌اند که جلب توجه به صحت اطلاعات می‌تواند انتخاب مطالب برای اشتراک‌گذاری را بهبود دهد. ۷

 

(No Ratings Yet)
فریب رسانه‌ای در اینستاگرام؛ 8 سازوکار نفوذ اینفلوئنسرها و سوءاستفاده از هویت سیاسی
پیمایش به بالا